قوه قضائیه ویرانهای که آباد نمی شود
- ۰۱٫۱۶٫۹۰
- سیاست
- ۱ پاسخ
- Digg
- Del.icio.us
این مطلب در سایت جرس منتشر شد برای خواندن این مطلب اینجا را کلیک کنید و یا در ادمه همین پست بخوانید
صاحب قلمی می گفت در جهانی که همه چیز درآن بر مدار تخصص و علم توجیه می گردد که حتی برای اداره ی یک قهوه خانه فرنگی ( کافی شاپ ) آموزش باید دید و النهایه مدرک کاردانی لازم است ، باید درب دارالعلم و دانشگاه های جهان را گل گرفت اگر بتوان کشوری را توسط نابلدان اداره کرد. و این نکته باریکتر ازمو، که به روشنی آفتاب است در سی دو سال گذشته هرگز به چشم صاحب منصبان امروز این آب و خاک نیامد .
اخیر در جمع مسئولان قضائی کهگیلویه و بویراحمد، رئیس قوه قضائیه ضمن گله از کمبود بودجه قوه تحت امرش، خطاب به سران نظام و دولت صراحتا با تهدید اعلام می کند که ” وقتی پول نمی دهید توقع امنیت نداشته باشید ” . و اضافه می کند که ” قوه قضائیه حتی نمی تواند حقوق آبدارچی اش را بدهد. ”
چندی پیش از این هم جناب شیخ صادق لاریجانی دردیداربا اعضای کمیسیون امنیت ملی مجلس هم در باره بدقولی دولت مبنی بر انتقال زندان ها به خارج شهر و کمبود زندان در کشور گله کرده و دست به دامان مجلس و دولت شده بود . که این خود آغاز در گرداب فرو رفتن سومین پسر مرحوم ایت الله میرزا هاشم است که امروز از آنچه بدان گرفتار گشته ، کم کم به زبان می آورد. عالمی که در کسوت روحانیت وقتی در سال ۸۸ از سوی رهبری برای ریاست قوه قضائیه کاندید می شود همه او را از قبول این مسند بر حذر می داشتند، حتی پدر همسر وی ، آیت الله وحید خراسانی که وقتی از او در باره قبول تصدی قوه قضائیه مشورت می خواهد ، او را نهی می کند و می گوید: ” با اینکار آخرت خود را از دست خواهی داد”.
طلب منصب عالی نکند صاحب عقل
عاقل آنست که اندیشه کند پایان را
آنچه مسلم است بسیاری از منتقدان و مخالفان حکومت ایران در یک سال و نیم گذشته در دوران ریاست قوه قضائیه فعلی بازداشت و حکم های سنگین و بی رویه گرفته اند که بی شک با آه و نفرین صد ها مادر دل سوخته و همسر و فرزند ان ازادی طلبان همراه بوده است ، قربانیانی که در مقابل اعتراض به ظلم بی رویه گروه گروه به بند کشیده می شوند و به چوب دار آویخته می شوند ، تا بدانجا که در اسفند ماه سال پیش باز هم ، آیت الله وحید خراسانی مرجع تقلید ذینفوذ قم ، پدر همسر جناب شیخ صادق در اعتراض به بازداشت ها و احکام طولانی مدت و حبس های بی رویه به صدا در می آید و می گوید، حبس حکمی شدید در شریعت است که تشخیص لزوم چنین حکمی تنها در توان فقیهی است که به عمق فقه شیعه رسیده باشد.
پنداشت ستمگر که ستم بر ما کرد
بر گردن او بماند و بر ما بگذشت
در زندگی نامه رئیس قوه قضائیه امروز این کهنه دیار آمده است که او تنها فرزند ذکور آیتالله میرزا هاشم است که در نجف متولد گشته و همانند پدرش به سلک روحانیت درآمده و از دوران کودکی فرد با ذکاوت و با هوشی بوده است تا بدانجا که یکی از بهترین دانشجویان دانشگاه شریف می شود و بعدا به کسوت روحانیت درمی آید. اما این عالم هوشمند گویا هنوز به چرایی کمبود بوجه قوه تحت نظارتش پی نبرده است که مدام دست به دامان دولت و مجلس می گردد و با همه شکوه و شکایتی که از بی پولی برای پرداخت مستمری حتی ابدارچی قوه تحت امرش می کند، کسی به گله و شکایتش وقعی نمی گذارد. در حالیکه کافی است جناب شیخ صادق ریاست قوه قضائیه برای پی بردن به چرایی این ماجرا یک روز از سر تنفن هم که باشد به طبقه هفتم مجتمع قضائی بهشتی سری بزنند تا در همه اتاق های این طبقه از مجموعه ی تحت امرش ، ساعت های تبلیغاتی کارخانه ورشکسته فیلتر البرز را ببیند . که گواهی بر ظلم و ستمی است که بر یکی از بزرگترین واحد های تولیدی کشور ، توسط گروهی از قضات قوه قضائیه ، روا داشته شده است خاصه بخش سازمان ورشکستگی مستقر در قوه قضائیه که رئیس آن تمام ارکان تحت امرش را با بی عدالتی مهره چینی کرده است. بگونه ای که حتی یک فرد مطیع و مجری قانون در کل سیستم دیده نمی شود و همه رشوه بگیرانند و با چشم داشتن به ثروت ومال تجار آن ها را سر کیسه می نمایند و اکثر قریب به اتفاق قضات این مجتمع هم ، با همدستی سرپرست این مجتمع برای هر رای مبلغ ۲۰ درصد پرونده را بصورت علنی درخواست و دریافــــت می نمایند. تا نگوئید دروغ چرا ؛ کافی است پرونده ورشکستگی این کارخانه را یک بار ملاحظه فرمائید و یا مورد تازه تراز فیلتر البرز، نگاه کنید به پرونده آریان فولاد که بزرگترین کارخانه تولید کننده فولاد در خاورمیانه است که عنقریب به درد فیلتر البرز دچار خواهد شد و با اینکه چهار میلیارد از پول این کارخانه در بین قضات و سازمان ورشکستی تقسیم شده است ، اما هنوز چشم به تصاحب همه کارخانه اریان فولاد داشته و قرار است با حکم ورشکستی تحمیلی آن را هم بالا بکشند.
بنابر این با چنین کسب در آمدی در قوه قضائیه که برای جنازه اعدامی ها هم حق تیر دریافت می شود و گرنه جنازه را تحویل خانواده آنها نمی دهند و از طرفی ، از صغیر تا کبیر ملت می دانند ، اگر کارشان به قوه قضا کشیده شود باید از نگهبان و ابدارچی تا قاضی و دفتر دار محکمه ، حق حساب بدهند ، جناب شیخ صادق چگونه توقع ازدیاد بوجه قوه قضایه تحت امرشان را دارند ، عجیب است ؟ واین واقعیتی است که مسئولین تنظیم کننده بوجه کشور از آن بخوبی آگاهند و کمان دارند که عالمی مثل رئیس قوه قضائیه هم ، حکما از این فجایع با خبر است و از همین رو زیاد به گله و شکایت از کمبود بوجه در قوه قضائیه اعتنایی نمی کنند.
می گویند روز ی کریم خان زند در ایوان مظالم نشسته بود که مردی اجازه حضور طلبید و کریم خان اجازه داد و پرسید : کیستی؟
مرد گفت : مردی بازرگانم که آنچه داشتم ، سارقین از من دزدیدند.
کریم خان گفت : وقتی مالت را دزدیدند تو چه می کردی و کجا بودی ؟
مرد گفت : در خواب بودم.
کریمخان پرسید : چرا خواب بودی؟
مرد گفت : چنین می پنداشتم که تو بیداری.
حال حکایت شیخ صادق لاریجانی است که عالمی است که خود را به خواب زده است و به بهانه کمبود بودجه تهدید به توقف امنیت وجود نداشته در کشور می کند . غافل که ویرانیه قوه قضائیه ، ویرانه تر از آن است که امنیت را تامین نماید .
آیینه ی حق نما، دل خسته ی ماست
برهان حقیقت ،دهن بسته ی ماست
انکس که درست حق و باطل بنوشت
نوک قلم و خامه ی بشکسته ی ماست

توصیه بزرگان
آه و نفرین
نداشتن علم
فساد در دستگاه تحت امر
ـــــــــــــــــــــــــــــ
دو چیز بر مردم ایران ترسیده شده
دروغ
خشکسالی
شرکت آریان مورد اشاره هم به نظرم از شرکتهای رانتی برآمده پس از انقلاب و بی ریشه است که سرانجام محتومش ویرانی است
اصلا گیرم که قوه قضائیه در سلامت کامل بود
چرا پاییز امسال محصول سیب سر درختی خرج جمع کردنش با درآمدش همخوانی نداشت و ما مجبور شدیم به ثمن بخس محصولمان را به دلال بفروشیم و همان محصول را امروز از دلال به قیمت خون ناحق بخریم؟
آیا تولید در این مملکت رو به فنا و نابودی نیست؟
به نظر میرسد دیو دروغ قدرتش فزونی یافته و بر تمام ارکان مسلط شده و در حال بلعیدن همه چیز است.