بهمن امویی هم قبیله ای از تبار عیاران

چه کار خوبی است از دوست نوشتن  ، با هر بهانه ای که باشد  و چه بهانه ای بهتر از  سالگرد میلاد دوست و هم قبیله ای  که در بند است .

اولین بار او را در تحریریه  روز نامه صبح امروز دیدم  ، بلند بالا و چهار شانه ، با چهر ه ای مهر بان و خصلتی پهلوان گونه  . مگوی و سر بزیر، اما مصمم و نکته بین  ، و قتی گزارشی می نوشت  آنقدر  دقیق به موضوع می پرداخت که  جایی هیچ شک و شبه ای را در ذهن خواننده  گزارش باقی نمی گذاشت ،

هنوز یادم هست که یک روز ژیلا بنی  یعقوب  که او هم در ” صبح امروز “  همکار بود  ، با جعبه ای شیرینی  وارد تحریریه شد و خبر ازدواجش با بهمن را به آنهایی که بی اطلاع از این  وصلت  بودند  را داد  ، و همه خوشحال  به او  و بهمن تبریک گفتیم اما هر گز کمانمان نبود که این ذوج تنها زمان کوتاهی در کنار هم  با ارامش زندگی  خواهند کرد و بعد ،اسیری است و فراق و دوری.

کیست که نداند چرا بهمن امویی را دژخیمان به اسیری گرفته اند ؟ و او را  شکسته و  ظلم پذیر  می خواهند؟  می خواهم گریه را بهانه مستی کنم و ازبی پناهی  وبی  یاور بودن  هم قبیله گانم چون بهمن امویی بگویم  اگر چه امروز دیگر  جهانی از ظلم روا داشته به روز نامه نگاران  دربند با خبر است ، واز اسارت  بهمن  امویی  و امویی ها به خروش در آمده است

از بی یاور بودن روز نامه نگاران در بندی چون بهمن امویی همین قدر بس که  می گویند از گذشته های دور در برخی از مذاهب از اسلام تا مسیحیت و کلیمی ، اصناف و پیشه وران ، یکی از انبیا را حامی صنف خود می پنداشتند مانند نجاران که حضرت نوح و قصاب ها ، حضرت ابراهیم را. و حتا در ایران آرایشگران ،صنف خود را منتسب به سلمان پارسی می دانستند چرا که بر این باور بودند موهای پیامبر را سلمان آرایش می کرد و بر همین باور نام حرفه خود را سلمانی گذاشتند الغرض هر یک از اصناف و پیشه وران در بین اولیا و انبیا خدا ، برای خود حامی  و پشت و پناهی  دارند،  مگر قبیله بی یاورقلم بدستان  مطبوعات  این اب و خاک  که جز به عنایت خدا  تا کنون پناهی نداشتند که این چنین بی  پناهی هم  مسبوق به سابقه است چرا که در قبیله  قلم بدستان این سر زمین هر چه بگردید جز این نمی بینیم آنچنانکه امروز در مورد بهمن امویی و دیگر یاران هم قبیله ام شاهد و ناظر هستیم

اما بهمن امویی  غیر از روز نامه نگار در بند   ، وجه دیگری هم دارد و آنانیکه  او را  می شناسد  ، از دربند بودش در رنج بسر می برند  چرا که  بهمن  امویی  ، عاشقی است  از تبار فراموش  شده عاشقانی که تنها نامشان در کتاب ها باقی مانده است  ، پهلوانی است که  یاد و خاطره  عیاران را زنده می کند  ، مردانی که از سخاوت و ایثار، نامشان در تاریخ ثبت است ، و بهمن امویی  نه فقط برای استقامتی که  تا کنون در برابر  زور گویان خدا ی جوی داشته بلکه برای مرام و خصلت ایثار گونه اش در یاری رساندن به دیگران ، حتی در بین هم بندانش ،  انهائیکه با او حبس می کشند ، او را قلم بدستی از تبار عیاران می دانند  و از این رو است اگر امروز دلی از اسیری  بهمن امویی می لرزد  تنها برای ظلم  نا روا به یک   روز نامه نگارنیست ،  که عشق را دربند می بینند و افتابی را در پس  ابر های سیاه شقا وت و ناجوانمردی ، به زنجیر . یادش گرامی ، به امید ان که  روز میلادش ،  روز ازادی او از اسارت باشد

۳ Responses to “بهمن امویی هم قبیله ای از تبار عیاران”

  1. ay bekhradan va kaj andishan az tabare arab azad konid in mardane salahahshore in sarzamine parsi ra

  2. بیژن صف سری عزیز
    من داستانی از شما درباره ملاقات شرعی خواندم
    نمایش نامه نویسم و دبیر بخش تاتر سایت اثر

    درباره فضای ملاقات شرعی و وجود آ« در زندان ها با دوستی که در زندان بوده صحبت می کردم قصد نوشتن نمایش نامه ای در این فضا را دارم

    خواستم ببینم از داستان شما می توانم با حفظ نامتان استفاده کنم
    و آیا اطلاعات دیگری در این زمینه می توانید به من بدهید

    ممنون می شوم راهنمایی کنید

    سپاس
    محسن

  3. جناب عظیمی عزیز بشرط نام بردن از نویسنده متن مورد نظر ، خوشخال هم می شوم. و در صورت نیاز به اطلاعات بیشتر می توانید از طریق ایمیل با من تماس بگیرید

پاسخی بنویسید