:: درباره من ::

در سمنان زاده شدم. روزگاران گذراندم تا در مطبوعات تولدی دیگر یافتم. در سال ذبح مطبوعات (1379) هفته نامه های سپیده زندگی، ندای قومس، ندای ساوه (ندای اصلاحات) و صدای عدالت را منتشر کردم. در فروردین 1380 دوره اول روزنامه صدای عدالت را سردبیر بودم و با فروش آنچه زندگی نام دارد صاحب امتیاز روزنامه آزاد شدم و با سردبیری 154 شماره از آن در 20 تیرماه 81 بار دیگر آزاد متوقف شد تا دریابم روزنامه نگاری در «روزگار ما» بدون داشتن پشتوانه سیاسی آب در هاون کوفتن است اما با اين همه بعد از توقيف روزنامه آزاد ، روزنامه مدبر را منتشر كردم كه پس از 39 شماره به حبس رفتم تا مبادا بي نصيب از پاداش كار در عرصه مطبوعات بمانم.


Balatarin

ghatar.com

Baznegar

:: روزگار ما ::

صفـــحه اصلي

پسـت الكترونيك 1

پسـت الكترونيك 2

عکاســخانه




:: آرشـيو ماهـانه ::

June 2004

July 2004

August 2004

September 2004

October 2004

November 2004

December 2004

January 2005

February 2005

March 2005

April 2005

May 2005

June 2005

July 2005

August 2005

September 2005

October 2005

November 2005

December 2005

January 2006

February 2006

March 2006

April 2006

May 2006

June 2006

July 2006

August 2006

September 2006

October 2006

November 2006

December 2006

January 2007

February 2007

March 2007

April 2007

May 2007

June 2007

July 2007

August 2007

September 2007

October 2007

November 2007

December 2007

January 2008

February 2008

March 2008

April 2008

May 2008




آقا رحمت، مجموعه يادداشت‌هاي طنز بيژن صف‌سري


:: لينک ها ::






نقل مطالب و نوشته هاي اين وبلاگ ©
با ذكر ماخذ و لينک به يادداشت اصلی
بلامانع است      
web tracker


كتاب ايران


 


Tuesday, June 22, 2004

آقايان شما برای گذشتن از آخرت واقعا همت کرده ايد

بي گمان آنچه دبير كل جامعه ي روحانيت ( آيت ا...كني ) در ارتباط با فيلم پر هياهوي مارمولك ، از حرمت و شان و منزلت روحانيت در نظام شاهنشاهي اين چنين ياد مي كنند كه حتي در زمان شاه هم توهين به روحانيت جرم محسوب مي شد ، حرقي است درست و صادقانه ، اما چرايي شكستن اين تابوكه اگربه قول گروهي از روحانيون با فيلم مارمولك شكسته باشد ، پرسشي است كه نسل امروز در جستچوي پاسخ آن است طرفه آنكه نظام و حكومت امروزاين آب و خاك در دست و اراده ي خدا جويان روحاني كسوتي است كه در طي بيست و پنج سال گذشته منادي احكام اسلامي و ايضا به اجرا گذاشتن آن در اين كهنه ديار بود ند

اگر همچون دبير كل جامعه ي روحانيت و ديگر همفكران ايشان باور كنيم كه با ساختن قيلمي چون مارمولك به ساحت روحانيت توهين شده است ( كه اين چنين نيست )، اين پرسش مطرح است كه براستي چه فرقي بين روحانيت ديروز و امروز وجود دارد كه اگر در گذشته كسي را نه از ترس حكومت ، كه از ترس خشم مردم ، جرات اساعه ي ادب به ر وحانيت نبود ، امروز نقد روحانيت با اقبال مردم ديندار مواجه ميگردد تا بدانجا كه فيلمي چون مارمولك از زمره پرفروشترين فيلم هاي تاريخ سينماي اين آب و خاك ميگردد ،

براستي چرا جامعه ي خدا جوي روحانيت كه هر چه از آن خوانده و شنيده ايم جز دوري از حب دنيا و جاه و مقام و ثروت دنيوي نبوده و همواره سعي دركسب رضايت معبود و خالق هستي ، در پي آخرت طلبي بوده اند ، امروز روز جايگاه تاريخي خود را آنچنان متزلزل مي بينند كه با پخش يك فيلم سينمايي از ذيل تا صدر جامعه ي روحانيت لب به اعتراض مي گشايند و از به نمايش در آمدن فيلمي چون مارمولك ممانعت ميكنند؟

به باور اين قلم براي پاسخ به اين دغدغه بايد به گذشته ي روحانيت رجوع كرد تا در يابيم چرا امروز آنچنانكه به گفته ي نزديكا ن دبير كل جامعه ي روحانيت ، يك يا چند بينده ي اين فيلم ، با گذشتن از كنار يك روحاني ،او را به متلك ، مارمولك خطاب ميكنند ، در حاليكه احترام به روحانيت از دير باز در فرهنگ مردم اين آب وخاک ريشه داشته ، خاصه هنوز هم آنانكه موي در آسياب عمر سپيد كرده اند به ياد دارند كه وقتي عالمي روحاني با طمانينه از كوچه اي عبور ميكرد ، مردم به احترام او مي ايستادند و نمي گذشتند زيرا به اين باور بودند كه روحاني جماعت به مسائل دنيوي وابسته نيست و عاري از زر و زور و تزوير است و از همين رو است كه همواره در هر تنگنايي به اين خدا جويان روحاني متوسل مي شدند چرا كه روحانيت راآخرين ملجا و سنگر ضعفا در مقابل زور مندان و ستمگران مي ديدند ، اما با چنين سابقه اي از عالمان ديني ، در مدت بيست و پنج سال گذشته ، نوع عملكرد جامعه ي به قدرت رسيده ي روحاني ،باعث گرديد كه آن آن باورديرينه كم كم رنك با خته تا بدانجا كه با محاكمه هايي از نوع محاكمه ي افرادي چون شهرام جزايري ، جوان 29 ساله اي كه با برملا كردن زوايايي از روابط مالي خود با برخي از شخصيت هاي سياسي و روحاني، روابط سنتي و مدرنيته ي جامعه با روحانيت را به چالش كشيد ، و به مخدوش كردن افكار عمومي دامن زد ، اگر چه وجود سوابق گسترده روابط روحانيت با اقشار مردم و اصناف پاسخگوي برخي از ابهامات ناشي از اين نوع ارتباطات مالي است اما در موقعيتي كه اين گروه از جامعه كه هدايت نظام را در دست دارند ديگر جوابگو نبود ونيست..... و يا در واقعه ي ديگري كه منجر به كشته شدن يك مامور نيروي انتظامي به دست فرزند روحاني كسوت وزير سابق وزارت اطلاعات است كه عاقبت هم با تبرئه آقازاده ي ششلول بند آن ماجرا فيصله مي يابد ......و يا در ماجراي اخيرمرتبط با شركت نفتي استات اويل و قضيه ي رشوه گرفتن يكي از آقازاده هاي روحاني كسوت است كه رسيدگي به پرونده ي آن رشوه گيري هنوزهم براي مردم لاينحل مانده ..........و همه ي آنچه گفته آمد ، گوشه اي از پاسخ به چرايي فرق بين روحانيت ديروز و امروز است ، روحانيتي كه از گذشته هر چه از آن بياد داريم مناعت طبع است بي نيازي كه همواره از دربند كردن شهباز بي نيازي سيمرغ قاف قناعت ، در قفس تمنيات نفس وحشت داشته اند آنچنانكه در منتخب التواريخ نقل است ، روزي نادر شاه را با سيد هاشم خاركن ، كه از علماي نجف بود و از راه خار كني و فروش آن امرار معاش ميكرد ، ملاقاتي افتاد و نادر به آن عالم رباني گفته بود ، " آقا شما واقعا همت كرده ايد كه از دنيا گذشته ايد ، " و در پاسخ از آن پير فرزانه اين پاسخ را شنيد كه : " همت ؟ بر عكس ، شما همت كرده ايد كه از آخرت گذشته ايد ".

و حال در چنين مقطعي از تاريخ اين كهنه ديار كه روحانيت در بيست و پنج سال گذشته راهبر و اداره كننده ي همه ي امورنظام اين گستره ي تاريخي بوده است ، بايد ديد تا چه حد امكان گفتن اين جمله ي تاريخي به روحانيت امروز وجود دارد تا بگوئيم ، آقايان شما هم واقعا همت كرده ايد كه اگر گفتنش را روا دانستيم اجازه دهيد بگوئيم آقايان شما براي از دست دادن آخرت واقعا همت كرديد .

به قلم بيژن صف سري ...... لينک يادداشت

0 نظر شما