|
:: درباره من :: در سمنان زاده شدم. روزگاران گذراندم تا در مطبوعات تولدی دیگر یافتم. در سال ذبح مطبوعات (1379) هفته نامه های
سپیده زندگی، ندای قومس، ندای ساوه (ندای اصلاحات) و صدای عدالت را منتشر کردم. در فروردین 1380 دوره اول روزنامه صدای عدالت را
سردبیر بودم و با فروش آنچه زندگی نام دارد صاحب امتیاز روزنامه آزاد شدم و با سردبیری 154 شماره از آن در 20 تیرماه 81 بار دیگر آزاد
متوقف شد تا دریابم روزنامه نگاری در «روزگار ما» بدون داشتن پشتوانه سیاسی آب در هاون کوفتن است اما با اين همه بعد از توقيف
روزنامه آزاد ، روزنامه مدبر را منتشر كردم كه پس از 39 شماره به حبس رفتم تا مبادا بي نصيب از پاداش كار در عرصه مطبوعات
بمانم.
:: روزگار ما ::
:: آرشـيو ماهـانه ::
:: لينک ها ::
نقل مطالب و نوشته هاي اين وبلاگ © با ذكر ماخذ و لينک به يادداشت اصلی بلامانع است
|
Saturday, July 10, 2004
اين روز ها آنچه جهانيان را به حقانيت تاريخ گواهي ميدهد و به پي گيري اخبار روز جهان راغب تر مي سازد ، محاكمه ي ديكتاتوريست كه بقولي هيتلر زمانه بوده است . خبر محاكمه ي 25 دقيقه اي ديكتاتور صدام حسين اگر دراين روزها در صدر خبر هاي روز هم نباشد بي شك از اهم اخبار روز جهان است ، چرا كه تاريخ بار ديگر با نشاندن ستمگري بر پشت ميز محاكمه ، حقانيت خود را به رخ ميكشد ، حقانيتي كه هرگز در باور هيچ ستمگري نبوده است اگر چه خود شاهد آن بودند. هر گز در تاريخ خوانده ويا شنيده نشد كه ستمگري ،حتي در لحظه ي ذلت و دربند بودن ، خود را ظالم بداند ؛ چه بسا بقول آن پير فرازنه ، كه آدمي ممكن است با چهره ي مرشد كامل به صورت شاه اسماعيل با مريداني از جان گذشته كه حتي به فرمان مرشد ، آدميزادگان را زنده زنده مي بلعيدند ، بر سرير حكومت بنشينند ، اما روزي كه از اين بساط كنار گذاشته شوند ديگر مرشد كامل نباشند ، يا شاه عباس است كه وقتي ميميرد ، هفت تابوت از هفت دروازه ي شهربه نام او خارج ميكنند و هر كدام را در شهري به خاك مي سپارند تا دشمنان ندانند در كجا دفن است كه مبادا آن را از گور بيرون كشند و بسوزانند.......... و يا حداكثر شاه سلطان حسين صفوي خواهند شد كه چند افغاني برهنه در كاخ هاي صفوي ، اورا و 33 بچه سادات صفوي را يك جا سر ببرند و آب از آب تكان نخورد ،چرا كه يك سر هزار سر نگهدارد اما هزار سر نمي توانند يك سر نگهدارند....... سرنوشت سردار قادسيه هم از اين قاعده مستثني نبود كه او هم زماني به چشم اطرافيان و مريدانش سردار كامل مي نمود اما امروز ......... اگرچه براي مردم عرب اين چنين محاكماتي تازگي دارد و براي اولين بار است كه شاهد محاكمه ي يكي از سران كشور هاي عرب زبان مي باشند و او را مجبور به پاسخگويي در باره سوء استفاده از قدرت و سرکوب بيرحمانه مردم خود مي بينند . اما از اين دست محاكمات ستمگران ، در كتاب تاريخ جهان بسيار است ، ظالماني كه تا آخرين لحظه ، ذره اي از ظلمي كه بر مردم خود روا داشته اند، هرگز نادم و پشيمان نبوده اند، آنچنانكه ثبت است در تاريخ كه وقتي آد لف آيشمن ، مرد شماره دو آلمان نازيسم را به جرم كشتار بي رحمانه ي نزديك به شش ميليون يهودي ، محاكمه ميكردند، او از دادگاه خواست تا اجازه و ترتيبي دهند تا او در واپسين روزهاي زندگيش يهودي شود و شد اما هنگام اجراي حكم اعدام با لبخندي شيطاني گفت ، خوشحالم كه با اين كار ، باز هم يك يهودي ديگر كشته مي شود .چرايي و دليل ظهور چنين ستمگراني در اداوار تاريخ ، پرسشي است كه بي شك بايد آن را درتعاريفي كه يك ملت از حكومت مي پسندد، جستجو كرد ، خاصه مللي كه ميل زيستن در قالب قبيله اي را بر جامعه زيستن ، ترجيح ميدهند ،چرا كه به گواهي تاريخ همواره ستمگران ازبطن قبيله بر خاسته اند نه جامعه كه بقول افلاطون فرق است بين قبيله و جامعه ، زيرا جامعه را بايد ساخت و آگاهانه هم بايد ساخت اما قبيله همواره نيازمند قيمي است تا به تنهايي همه ي امور را در دست بگيرد و هر چه خود مي پسندد بر ديگران تحميل كند و از همين رو است كه در طول تاريخ همواره شعار شرم آور ستمگران جز اين نبوده است كه همه چيز براي ما و هيچ چيز براي مردم . تلقين و درس اهل نظر يك اشارتست گفتم كنايتي و مكرر نمي كنم
به قلم بيژن صف سري ...... لينک يادداشت 0 نظر شما
|