میراث عاشق
- ۰۶٫۰۸٫۸۳
- شعر
- بدون پاسخ
- Digg
- Del.icio.us
در آخرین دیدار،
وقتی آواز مرغ پر بسته ای
در کوچه ی بن بست ما می پیچید ،
در پیچه ی پنهان روسری مادرم
کسی به لهجه ی آشنای ملائک ،
سخن می گفت
اگر اشتباه نکنم
باران هم می بارید
ریز و پی در پی
چیزی به آخرین دقایق عمر مادر نمانده بود
و من
حیرت زده از جان دادن ” عشق ”
می [...]
