|
:: درباره من :: در سمنان زاده شدم. روزگاران گذراندم تا در مطبوعات تولدی دیگر یافتم. در سال ذبح مطبوعات (1379) هفته نامه های
سپیده زندگی، ندای قومس، ندای ساوه (ندای اصلاحات) و صدای عدالت را منتشر کردم. در فروردین 1380 دوره اول روزنامه صدای عدالت را
سردبیر بودم و با فروش آنچه زندگی نام دارد صاحب امتیاز روزنامه آزاد شدم و با سردبیری 154 شماره از آن در 20 تیرماه 81 بار دیگر آزاد
متوقف شد تا دریابم روزنامه نگاری در «روزگار ما» بدون داشتن پشتوانه سیاسی آب در هاون کوفتن است اما با اين همه بعد از توقيف
روزنامه آزاد ، روزنامه مدبر را منتشر كردم كه پس از 39 شماره به حبس رفتم تا مبادا بي نصيب از پاداش كار در عرصه مطبوعات
بمانم.
:: روزگار ما ::
:: آرشـيو ماهـانه ::
:: لينک ها ::
نقل مطالب و نوشته هاي اين وبلاگ © با ذكر ماخذ و لينک به يادداشت اصلی بلامانع است
|
Wednesday, August 04, 2004
یک صد سال پیش از این در این آب و خاک واقعه ای روی داد که به نام انقلاب مشروطیت در تاریخ این کهنه دیار ثبت گردید که اگر چه باید از آن درس می گرفتیم تاعبرت امروز مان باشد، اما هر ساله در یادمان این واقعه آنچه شنیده ایم ،جز حکایتی که به هزار روایت گفته می شود، پندی به کار مان نیامد و ازآن بهره ای نبردیم طرفه آنکه نسل امروز هم به درستی نمیداند که اصل ماجرا چه بود وازکجا شروع شد و سرانجامش چه شد ، چرا که فراوانی روایت های ضد و نقیض از این حکایت دیرینه انقدر هست تا نسل امروز کمان آن برد که هر که به زعم خویش یار می طلبد ، از جمله گروهی از باز ماندگان سلسله ی قاجاریه که عهد و پیمانی با این سلسله دارند ، این حرکت پویای تاریخی را از سر عطوفت و حس دمکراسی خواهی پدر تاجدارشان می دانند و زبان و قلم خویش را بر سر ترویج این پنداربکار گرفته ومی گیرند واز سوی دیگر گروهی هم که ریشه ی سلایق و علایقشان در مذهب و اسلام خواهی گره خورده است ، انگیزه ی وقوع این جنبش را در اسلام طلبی ایرانیان دانسته و روحانیت را هم تنهاعلم دار این خیزش مدنی معرفی کرده اند و از دیگر سو گروه روشنفکرانند که تا کنون هر چه دل تنگشان می طلبید به خورد نسل دیروز و امروز داده اند ،وتمامی جنبش های ناکام مانده و یا بعبارتی بهتر، به بیراه رفته چون مشروطیت را حاصل اندیشه مدبران جامعه و القا وتکثر آن در جامعه توسط روشنفکران می خوانند اگر چه امروز و در این برهه از تاریخ وجه غالب آن است که در طی 25 سال گذشته مرسوم و متداول است که اساسا در این گستره ی تاریخی ، اگر قیام وجنبش آزادیخواهانه ا ی رخ داده است ،از سر عرق دینی و مذهبی و ایضا اسلامی بوده ، ونه از سرفشار ظلم وتعدی زورگویان یا احیانا از باب وطنخواهی نیاکان ما ، که حرفی هم نیست اما با این همه آنچه برای نسل امروز به مثابه ی یک پرسش تاریخی مطرح است ،چرایی نادیده انگاشتن آموزه های نهفته در جنبش هایی چون مشروطیت است که هر یک از اقشاری که خود را عامل تاثیر گذار بر جامعه برای خیزش و جنبش این ملت میدانند، از این آموزه ها غافل بوده اند .
آنچه امروز در سالگرد انقلاب مشروطیت برای نسل امروز حائز اهمیت است دستاورد های آموزه های آن است نه روایت های هزار گونه از واقعه ای که بهر تقدیر ، چه خوب یا بد در تاریخ این آب و خاک ثبت گردید ، آنچه نسل امروزاز یادمان این جنبش تاریخی می جوید تجربه ها و آموزه های بکار گرفته شده از این جنبش است نه دوباره کاویدن یک حکایتی که به تاریخ پیوسته است حتی اگر از منظری تازه مشروطیت را در مجموعه ی جهانی ببینیم و در غالب نظریه ه ای چون world system دریابیم ، اگر به دردمان درمان نباشد چه سود ؟ و چه به جان می نشیند وقتی از سخنوری از عالم سیاست امروزاین آب و خاک می شنویم که انقلاب مشروطه مهمترين انقلاب بورژوا دموكراسي در ايران بوده است {اما} و بسيار عجيب است كه از بسياري از كشورها عقب افتاده است که در پاسخ باید به همان گفته از دیگر سیاست باز امروز بسنده کرد که نه تنها نهضت مشروطه ، که هیج یک از نهضت های ثبت شده در تاریخ این کهنه دیار به آگاهی تاریخی ما مبدل نگشت .
به قلم بيژن صف سري ...... لينک يادداشت 0 نظر شما
|