|
:: درباره من :: در سمنان زاده شدم. روزگاران گذراندم تا در مطبوعات تولدی دیگر یافتم. در سال ذبح مطبوعات (1379) هفته نامه های
سپیده زندگی، ندای قومس، ندای ساوه (ندای اصلاحات) و صدای عدالت را منتشر کردم. در فروردین 1380 دوره اول روزنامه صدای عدالت را
سردبیر بودم و با فروش آنچه زندگی نام دارد صاحب امتیاز روزنامه آزاد شدم و با سردبیری 154 شماره از آن در 20 تیرماه 81 بار دیگر آزاد
متوقف شد تا دریابم روزنامه نگاری در «روزگار ما» بدون داشتن پشتوانه سیاسی آب در هاون کوفتن است اما با اين همه بعد از توقيف
روزنامه آزاد ، روزنامه مدبر را منتشر كردم كه پس از 39 شماره به حبس رفتم تا مبادا بي نصيب از پاداش كار در عرصه مطبوعات
بمانم.
:: روزگار ما ::
:: آرشـيو ماهـانه ::
:: لينک ها ::
نقل مطالب و نوشته هاي اين وبلاگ © با ذكر ماخذ و لينک به يادداشت اصلی بلامانع است
|
Saturday, October 23, 2004
توي آبي چشما ت ، زلا ل عشقو مي بينم از توي باغچه ي دستات غنچه ي عشقو مي چينم تو مثل بارون رحمت ، واسه هر كوير خشكي تو پشيموني و ندامت، تو همون قطره ي ا شكي تو مثل جنگل هاي سبز شمال پر رمز ي ، پرراز و نيازي واسه عابد تشنه ي كمال تو همون سجاده ي نمازي اما حيف ، كاش ميشد هميشه تا قيامت ، تو كنار من بموني براي شبهايي كه صبح نميشه واسه بيداري چشمام ، تو لالايي بخوني . بشنوید
به قلم بيژن صف سري ...... لينک يادداشت 0 نظر شما
|