|
:: درباره من :: در سمنان زاده شدم. روزگاران گذراندم تا در مطبوعات تولدی دیگر یافتم. در سال ذبح مطبوعات (1379) هفته نامه های
سپیده زندگی، ندای قومس، ندای ساوه (ندای اصلاحات) و صدای عدالت را منتشر کردم. در فروردین 1380 دوره اول روزنامه صدای عدالت را
سردبیر بودم و با فروش آنچه زندگی نام دارد صاحب امتیاز روزنامه آزاد شدم و با سردبیری 154 شماره از آن در 20 تیرماه 81 بار دیگر آزاد
متوقف شد تا دریابم روزنامه نگاری در «روزگار ما» بدون داشتن پشتوانه سیاسی آب در هاون کوفتن است اما با اين همه بعد از توقيف
روزنامه آزاد ، روزنامه مدبر را منتشر كردم كه پس از 39 شماره به حبس رفتم تا مبادا بي نصيب از پاداش كار در عرصه مطبوعات
بمانم.
:: روزگار ما ::
:: آرشـيو ماهـانه ::
:: لينک ها ::
نقل مطالب و نوشته هاي اين وبلاگ © با ذكر ماخذ و لينک به يادداشت اصلی بلامانع است
|
Thursday, November 25, 2004
از فرزانه ای شنیدم که از دیر باز جایگاه شعر در نزد مردم این کهنه دیار ، حکم آن چاهی را دارد که به هنگام دلتنگی ، سر درآن فرو می برند و فریاد می کشند ،
و حاصل ، چه بسیار فریاد ها ئیکه به دیوان ها مبدل گشت که تاریخ ادب و فرهنگ این آب و خاک پر از واژه های فریاد است اما با این همه نسل امروز ، چون نیاکان خود به فریاد ریخته در چاه شعر، بسنده نکرد که به جستجو در پی چاهی دیگر بر آمد تا پژواک فریادها را ، از هر گوشه ی جهان باز تابد ، که تو گویی دنیا به چشم نسل امروز چاه فریاد های فرو خفته در گلو را می ماند ،که اینترنت دنیای مجازی او و وبلاک دهانه ی چاه این جهان پر از فریاد است ، سه سال از عمر وبلاک و بلاک نویسی در این آب و خاک میگذرد ، دیگر نسل امروز چون پیشینیان خود تنها به سرودن شعر از سر دلتنگی که پیچیده در لفاف کنایه و اشاره است ، دلخوش نیست، او جهان را به همدلی با خود می طلبد و به هر فریادی از هر گوشه ی جهان به همدلی بر می خیزد و چه ساده باورانند که در بستن درب این چاه ، به تلاش بیهوده مشغولند . شاید این تعریف و تشبیه از وبلاگ و وبلاگ نویسی ،با تعاریفی که برای این پدیده نو پای جهان ارتباطات معمول و متداول است ، متفاوت باشد اما به باور این قلم ، معنا و مفهوم این پدیده در نزد نسل امروز این آب و خاک جز این نیست ، مگر نه این است که هر روزبر تعداد محبوسانی که سر دراین چاه فرو می برند ، افزوده می گردد؟ وبلاگ نویسی پدیده ای است که به دل این نسل سرگشته ومحصور در باید و نباید ها ، خوش نشسته است چرا که پنجره ایست رو به دنیای پدیده های تازه وهمچنین ابزاریست برای تاثیر گذاری و پیوند خوردن به افکار و اندیشه های نوو ایضا از نگاه ناسیونالیستی ، رسانه ایست که در مقابله با بی اعتنایی دولتمردان نسبت به پایمال شدن حق ملی از سوی سیاست بازان جهان ، با اتحاد و همدلی دیگر وطن پرستان از تمامیت ارضی آب و خاک خود و حفظ شرف و ناموس ملی یک ملت ،می توان به دفاع برخاست ، مگر نه این است که جوانان این آب و خاک ، همانهائیکه به جرم دلبستگی به رسانه ی وبلاک نویسی ،به زعم متحجران کور دل ، متهم به لاابالیگری و بی قید به ارزش ها هستند ، امروزدرمقابله با بی حرمتی جهان عرب که گستاخانه قصد تغیر نام تاریخی خلیج فارس به خلیج عربی را دارند ، بی اعتنا به بی تفاوتی سیاست بازان داخلی تنها با همبستگی گروهی خود با سلاح همین رسانه ی وبلاک ،آنچنان به دفاع از حقانیت تمامیت ارضی این آب و خاک بپاخاستند که گوش جهانیان از فریاد حق طلبانه ی آنهاکر شده است ؟ و عرب بادیه نشین راازعمل گستاخانه خود پشیمان کرده اند؟ وبلاک بال پریدن است این بال را نشکنید.
به قلم بيژن صف سري ...... لينک يادداشت 0 نظر شما
|