|
:: درباره من :: در سمنان زاده شدم. روزگاران گذراندم تا در مطبوعات تولدی دیگر یافتم. در سال ذبح مطبوعات (1379) هفته نامه های
سپیده زندگی، ندای قومس، ندای ساوه (ندای اصلاحات) و صدای عدالت را منتشر کردم. در فروردین 1380 دوره اول روزنامه صدای عدالت را
سردبیر بودم و با فروش آنچه زندگی نام دارد صاحب امتیاز روزنامه آزاد شدم و با سردبیری 154 شماره از آن در 20 تیرماه 81 بار دیگر آزاد
متوقف شد تا دریابم روزنامه نگاری در «روزگار ما» بدون داشتن پشتوانه سیاسی آب در هاون کوفتن است اما با اين همه بعد از توقيف
روزنامه آزاد ، روزنامه مدبر را منتشر كردم كه پس از 39 شماره به حبس رفتم تا مبادا بي نصيب از پاداش كار در عرصه مطبوعات
بمانم.
:: روزگار ما ::
:: آرشـيو ماهـانه ::
:: لينک ها ::
نقل مطالب و نوشته هاي اين وبلاگ © با ذكر ماخذ و لينک به يادداشت اصلی بلامانع است
|
Monday, December 06, 2004
ميگويند نوام چامسكي ، كه يكي از بزرگترين گويندگان حقيقت است ، و بقول یک مجله كانادايي ، او يك موسسه ي حقيقت گويي يك نفره است ، در ارتباط با افكار عمومي نظر ی دارد شنيدني . چامسکی ميگويد ، جهان طي سالها ي گذشته دچار تغييرات بسياري بوده كه يكي از آنها افزايش بي مانند نقش افكار عمومي در مبارزه براي بهبود شرايط عدالت اجتماعي و ايضا صلح است. و معتقد است پس از ايالات متحده ،افكار عمومي دومين ابر قدرت جهان محسوب ميشود .
اما اين پرسش مطرح است كه آيا براستی تاثير قدرت افكار عمومي ، در هر نقطه از جهان ، براي بهبود شرايط عدالت اجتماعي به يك ميزان است ؟ ، بي گمان جواب آن منفي است . ماجراي اخيرانتخابات رياست جمهوري در كشور اكراين يكي از مصداق هاي قابل تعمقي است كه قدرت تاثير گذاري افكار عمومي برروند بي عدالتي در يك جامعه را به نمايش گذاشت و ازآنجا آغاز گرديد كه وقتي ويكتور يوشچنكو يكي از كانديدا ها ي رياست جمهوري اكراين ، به دليل تقلب در انتخابات ، محروم شد، در يك فراخوان ، افكار عمومي را به مقابله با بي عدالتي موجود در جامعه فرا خواند و مردم را با دعوت به تحصن , نسبت به باطل كردن انتخابات تهيج كرد ، و جهان شاهد بود كه چگونه هزاران تظاهر كننده در چادرهايي در خيابان هاي اصلي شهر كيف , تجمع كردهاند و با يك دلي و همبستگي ، در ده شبانه روز عاقبت به آنچه عدالت بود دست يافتند ، و يا ماجراي ديگر از همين دست در كشور گرجستان كه از قضاي روزگار درست يكسال پيش از اين در چنين ايامي اتفاق افتاد وناگهان همگان در جهان خبر ناباورانه ي استعفاي شوارد نادزه ، رئيس جمهورسابق گرجستان را شنيدند كه در اثر قدرت مخالفت افكار عمومي ، تسليم شد و تن به استعفا داد، الغرض همه ي آنچه گفته آمد دليلی بر صدق گفته های چامسکی مبنی بر تاثير گذاری قدرت افكار عمومي بر روند تحولات اجتماعی است که آن را دومين ابر قدرت جهان پنداشته است اما با اين همه در بسياري از جهان هستي چون ايران ، اين پهنه تاريخي ، قدرت افكار عمومي بي تاثير و ايضا بي رنگ و بو و خاصيت است، كه در اين آب و خاك ، جز در چند مورد مثال زدني و بياد ماندني، همچون انقلاب مشروطيت ويا انقلاب 57 ، در اكثر موارد تاريخي ، افكار عمومي نقش منفعل و بي تاثيري داشته است ، كه مصداق اين بي رنگ و بو بودن افكار عمومي در جامعه ديروز و امروز اين كهنه ديار ، آنقدر هست كه هم تو داني و هم من , اما آنچه منظور اين نوشتار است چرايي عدم تاثير افكار عمومي جامعه ي امروز ، بر روند آنچه باب ميل ملت نيست مي باشد ، رواج اعمال سياستهاي مغاير با قانون اساسي ومقابله با نقد ، هر چند دلسوزانه ي يك ميهن پرست مسلمان ، با انگ جاسوسي زدن براي بيگانگان ويا محارب و برانداز خواندن آنها و تحميل اين سوء برداشت بر افكار عمومي ، از جمله مواردي است كه هر چند افكار عمومي با ابزار هاي مدني ، چون بي رغبتي و عدم حضور در صحنه هاي انتخابات برگذار شده در سطح ملي ، سعي در تاثير گذاري بر روند آنچه مي گذرد دارد ، اما با اين همه ، حاصلی جز شدت و حدت اعمال سياستهاي ياد شده ، نداشته ، آيا افكار عمومي اين گوشه از جهان را بايد جدا از قالب تعريفي كه روشنفكران حقيقت گويي چون نوام چامسكي از قدرت تاثير گذاري اين دومين قدرت جهان ، ارائه ميدهند ، دانست ؟ و يا از پس شكست باور هاي خوش بينانه ي مردم اين آب و خاك كه در طول سالها تلاش براي بر قراري وبهبود شرايط عدالت اجتماعي خود متحمل گشته اند، بايد عامل موثر در كم تواني تاثيرگذاري افكار عمومي جامعه امروزاين كهنه ديار خواند ؟ و شايد بر پايه ي چنين استدلالي است كه امروز هر حركت تاثير گذار، هر چند نمادين ، چون رفراندم ، ازسوي افكار عمومي پذيرفته و يا باور نمي شود ، اگر چه نمادين و در دنياي مجازي اينترنت باشد كه تنها شش درصد از مردم اين سامان ، امكان استفاده از آن را دارند . براستي چه فرقي بين افكار عمومي جامعه ايراني با ديگر افكار عمومي تاثير گذار موجود در جهان است ؟ شايد شير پير بسته در زنجير است.
به قلم بيژن صف سري ...... لينک يادداشت 0 نظر شما
|