|
:: درباره من :: در سمنان زاده شدم. روزگاران گذراندم تا در مطبوعات تولدی دیگر یافتم. در سال ذبح مطبوعات (1379) هفته نامه های
سپیده زندگی، ندای قومس، ندای ساوه (ندای اصلاحات) و صدای عدالت را منتشر کردم. در فروردین 1380 دوره اول روزنامه صدای عدالت را
سردبیر بودم و با فروش آنچه زندگی نام دارد صاحب امتیاز روزنامه آزاد شدم و با سردبیری 154 شماره از آن در 20 تیرماه 81 بار دیگر آزاد
متوقف شد تا دریابم روزنامه نگاری در «روزگار ما» بدون داشتن پشتوانه سیاسی آب در هاون کوفتن است اما با اين همه بعد از توقيف
روزنامه آزاد ، روزنامه مدبر را منتشر كردم كه پس از 39 شماره به حبس رفتم تا مبادا بي نصيب از پاداش كار در عرصه مطبوعات
بمانم.
:: روزگار ما ::
:: آرشـيو ماهـانه ::
:: لينک ها ::
نقل مطالب و نوشته هاي اين وبلاگ © با ذكر ماخذ و لينک به يادداشت اصلی بلامانع است
|
Monday, December 13, 2004
بعد از اين ديگر سكوت نخواهم كرد ، اگر چه در پس هر سكوت فرياد است ، اما چه حاصل از سكوت ما كه فريادش هم به زنجير است .بعد از اين جاي هر فرياد نجوا ميكنم ، تا كه فرياد هم عاجز از شنيد نش باشد. بعد از اين رود خانه بودن را نمي خواهم ، كه عمرش كفاف رساندن سرچشمه به دريا را نخواهد داد . بعد از اين پروانه خواهم بود، كه مرگ در آغوش شمع را ، بهتر از زندگي در تاريكي ميداند. بعد از اين غلام حلقه به گوش فصل بهار م ، كه از همت عالي هرگز گل نمي چيند. بعد از اين يك آرزو بيشتر نخواهم كرد ، كه سرچشمه آنقدر تشنه نباشد . تا مبادا دختر روستايي ، پر كند كوزه اش را از سراب . بعد از اين هرگزاشكي نمي ريزم ، مگر بحال آن شبي كه از تاريكي مي ترسد . بعد از اين در مرگ هر باغباني ، پيرهن گلدار بر تن ميكنم . بعد از اين هرگز عاشق نخواهم بود ، كه از بار غمش ، بار جان زمين انداختم . بعد از اين آن هيزم تر مي شوم ، تا جان آتش را نگيرد ، خاكستر نمي گردد .
به قلم بيژن صف سري ...... لينک يادداشت 0 نظر شما
|