امیر اقلیم عشق بودم

ساده و بی سایه
در ویرانه ی دل نشسته ام
چشم براه
و منتظرم
که اشکی بیاید
بارانی ببارد
تا کالبدم را
از فریب عشق بشوید
لا اقل تو مرا بیادت هست
من امیر اقلیم عشق بودم
********
یک روز باد بی نشان
آهسته و پاورچین
بر سر شاخه های شکسته ام وزید
و بذر آفتاب را
بر مزار دلم پاشید
دلم آفتابی شد
شگفتم دراقلیم عشق
زمستانم بهاری شد
غافل که جام سرد [...]

فاصله ها و دوری

من اینحا و تو اونجا
فاصله ها و دوری
منو دوجشم گریون
نمونده شوق و شوری
________
خیال نکن که نیستی
دلم آروم میگیره
خدا خود ش میدونه
دارم غم صبوری
________
اگر نشسته بین ما
سکوت ، جای هر کلامی
لونه داره رو بوم ما
حغد شوم جدایی
________
بیا جغد شومو پرش بدیم
سنک بزنیم ، درش بدیم
پر بزنه از رو بوما
دست بکشه ازعشق ما
________
من اینجا و تو اونجا
فاصله [...]

آرش سیگارچی ، هم قبیله ای در بند

آ رش سیگارچی ، سردبیر روزنامه ی گیلان امروز بازداشت شد ، شاید این خبر به گوش مردم این دیار که هر روز خبربازداشت یکی از اهالی قبیله ی بی یاور قلم را می شنوند ، خبری مهم به نظر نیاید ، و شاید هم بعد از خبر بازداشت آن چند وبلاک نویسی که بعد [...]

دلم از این حکایت ملول است

بارها این گلایه را از دوستان و دیگران شنیده ام که چرا از خاطرات دوران روزنامه داریم و مسائلی که منجر به توقیف نشریاتی که سردبیر آن بودم نمی نویسم ، ودر مقابل ، پاسخم تنها سکوت بود و سکوت ، اما امروز با خواندن خبر دیدار وبلاگ نویسان با رئیس قوه قضائیه و تحت [...]

غم چشمهای تو……

پری غمگین شهر اشک و آه
با توام بالا بلند ، گیسو سیاه
غم چشمهای تو داغونم کرد
عاشقم ، یوسف افتاده به چاه
وقتی چشما تو بارون میگیره
دلم از بارون چشمات میگیره
اشکا تو رها نکن ، خوب من
خونه ی عشقمون و سیل میگیره
یادمه تو قصه ها اومده بود
اونگه مجنون می شد عاشق شده بود
حالا حال و روزم و [...]

آهای بخت من ، ای یار

آهای عطر گل یاس
آهای شبنم احساس
آهای خوشه چیده شده از شاخه گیلاس
آهای ای گل پامچال
آهای بسته پر و بال
آهای بیت غزل امده در فال
دلم در التهابه آهای چشم تو دریا
نرو بمون کنارم بگو از قصه ی فردا
مگه نگفتی بی من شبهات صبح نمیشه
چی شد تنها م میذاری ؟
می خوای بری همیشه
آهای بخت من [...]