|
:: درباره من :: در سمنان زاده شدم. روزگاران گذراندم تا در مطبوعات تولدی دیگر یافتم. در سال ذبح مطبوعات (1379) هفته نامه های
سپیده زندگی، ندای قومس، ندای ساوه (ندای اصلاحات) و صدای عدالت را منتشر کردم. در فروردین 1380 دوره اول روزنامه صدای عدالت را
سردبیر بودم و با فروش آنچه زندگی نام دارد صاحب امتیاز روزنامه آزاد شدم و با سردبیری 154 شماره از آن در 20 تیرماه 81 بار دیگر آزاد
متوقف شد تا دریابم روزنامه نگاری در «روزگار ما» بدون داشتن پشتوانه سیاسی آب در هاون کوفتن است اما با اين همه بعد از توقيف
روزنامه آزاد ، روزنامه مدبر را منتشر كردم كه پس از 39 شماره به حبس رفتم تا مبادا بي نصيب از پاداش كار در عرصه مطبوعات
بمانم.
:: روزگار ما ::
:: آرشـيو ماهـانه ::
:: لينک ها ::
نقل مطالب و نوشته هاي اين وبلاگ © با ذكر ماخذ و لينک به يادداشت اصلی بلامانع است
|
Monday, January 24, 2005
ساده و بي سايه در ويرانه ي دل نشسته ام چشم براه و منتظرم كه اشكي بيايد باراني ببارد تا كالبدم را از فريب عشق بشويد لا اقل تو مرا بيادت هست من امير اقليم عشق بودم ******** يك روز باد بي نشان آهسته و پاورچين بر سر شاخه هاي شكسته ام وزيد و بذر آفتاب را بر مزار دلم پاشيد دلم آفتابي شد شگفتم دراقليم عشق زمستانم بهاري شد غافل كه جام سرد تقدير از گرماي عشق ترك خواهد خورد بيادت هست ؟ من امير اقليم عشق بودم با آوای من بشنوید
به قلم بيژن صف سري ...... لينک يادداشت 0 نظر شما
|