:: درباره من ::

در سمنان زاده شدم. روزگاران گذراندم تا در مطبوعات تولدی دیگر یافتم. در سال ذبح مطبوعات (1379) هفته نامه های سپیده زندگی، ندای قومس، ندای ساوه (ندای اصلاحات) و صدای عدالت را منتشر کردم. در فروردین 1380 دوره اول روزنامه صدای عدالت را سردبیر بودم و با فروش آنچه زندگی نام دارد صاحب امتیاز روزنامه آزاد شدم و با سردبیری 154 شماره از آن در 20 تیرماه 81 بار دیگر آزاد متوقف شد تا دریابم روزنامه نگاری در «روزگار ما» بدون داشتن پشتوانه سیاسی آب در هاون کوفتن است اما با اين همه بعد از توقيف روزنامه آزاد ، روزنامه مدبر را منتشر كردم كه پس از 39 شماره به حبس رفتم تا مبادا بي نصيب از پاداش كار در عرصه مطبوعات بمانم.


Balatarin

ghatar.com

Baznegar

:: روزگار ما ::

صفـــحه اصلي

پسـت الكترونيك 1

پسـت الكترونيك 2

عکاســخانه




:: آرشـيو ماهـانه ::

June 2004

July 2004

August 2004

September 2004

October 2004

November 2004

December 2004

January 2005

February 2005

March 2005

April 2005

May 2005

June 2005

July 2005

August 2005

September 2005

October 2005

November 2005

December 2005

January 2006

February 2006

March 2006

April 2006

May 2006

June 2006

July 2006

August 2006

September 2006

October 2006

November 2006

December 2006

January 2007

February 2007

March 2007

April 2007

May 2007

June 2007

July 2007

August 2007

September 2007

October 2007

November 2007

December 2007

January 2008

February 2008

March 2008

April 2008

May 2008




آقا رحمت، مجموعه يادداشت‌هاي طنز بيژن صف‌سري


:: لينک ها ::






نقل مطالب و نوشته هاي اين وبلاگ ©
با ذكر ماخذ و لينک به يادداشت اصلی
بلامانع است      
web tracker


كتاب ايران


 


Tuesday, February 01, 2005

صندوق های رای بی رای چرا؟

در خبر ها خوانده اید لابد که درکشور همسایه ، عراق ، انتخابات شد ، انتخاباتی که به گفته ی همه خبر گذاریهای جهان پر شور بود و برغم سايه سنگين تهديد و ترور بر فضای انتخابات آن کشور، 72 درصد از مردم به پای صندو قهای رای رفتند وحتی در بعضی از نقاط آن مانند کر دستان ، این حضور به مرز 90 در صد هم رسیده است ، و این یعنی همان گام نخست برای ساختن کشوری چون عراق .
برگذاری انتخابات سالم و بی غل و غش در هر کشوری با هر نظامی نشان دهنده ی بلوغ سیاسی یک جامعه و ایضا دولتمردان و اداره کنندگان آن جامعه ا ست و در کشوری چون ایران که مردم آن به لحاظ سابقه ی تاریخی و پشت سر نهادن سختی ها به رشد سیاسی تا به حد تکامل رسید ه اند ، یکی از مهمترین ابزار های مدنیت برای تحقق کسب آزادی های مشروع است اما با این همه ، میل حضور مردم در این امر مدنی بستگی به عواملی دارد که می تواند از یک سواین حضور را به بی رغبتی مبدل سازد و هم از سوی دیگر می تواند پتانسیلی در حضور پر شور گردد .
آنجه امروز در این کهنه دیار با نزدیک شدن موسم انتخابات و اعلام حضور کاندیدا ها ، از قرائن و شواهد پیداست ، بی رغبتی مردم به حضور در صحنه ی انتخابات پیش رو است چرا که عوامل ایجاد کننده پتانسیل حضور پر شور تا کنون دیده نشده است خاصه که کاندیدا های مطرح شده از سوی جناح ها و احزاب دولتی هیچیک در حد و اندازه ی آرزو های این ملت سر خورده از خوش باوریها نبوده است . اگر چه شاید این گمان کمی اغراق آمیز به نظرآید ولی واقعیتی است که نمی توان از آن چشم پوشید زیرا در جامعه ی که از یک سو زمزمه ی رفرندام در آن شنیده می شود و ا ز سوی دیگر عملکرد های زمان نه چندان دور کاندیدا های مطرح شده ، هنوز در خاطره ها باقی است ، توقع حضور پر شور ازملتی که بنا دارد از گذشته ی خود پند گیرد ، در صحنه ی انتخابات ریاست جمهوری آینده ، گمانی باطل بیش نیست هر چند که کاندیدا ها برای کسب رای ، وجه ی مردم پسندانه پیشه سازند و در سخنرانی ها و مصاحبه های انتخاباتی خود، درب باغ سبز نشان دهند ،آنچنانکه آقای هاشمی رفسنجانی علارغم بی میل نشان دادن خود ، درمصاحبه ها وسخنرانی های اخیر خود نه درب باغ سبز که درب ملکوت اعلا را برای تصاحب این منصب به مردم این کهنه دیار نشان میدهند وایضا دیگر کاندیدا های که نامشان به ضرب زور تبلیغات جناحی و حزبی هر روز به گوش مردم خوانده می شود .
در مصاحبه ی اخیر رئیس مجمع مصلحت نظام( نام این نهاد در اصل مجمع تشخیص مصلحت مردم و نظام بوده که به دلایل نامعلوم واژه " مردم " از آن حذف شده است ) با خبر گذاری ایسنا نکته های شیفتگی به قدرت بیش از انجام وظیفه و خدمت به مردم و ایضا به نظام دیده می شود و این میل به قدرت از لحن کلام و از بالا نکاه کردن به معضلات جامعه و کشور نمایان است طرفه آنکه وقتی تنها عامل حضور خود در صحنه ی انتخابات را در پیدا نشدن ابر مرد ی برای تحقق آرزو های ملت و نجات کشور میدانند ، قصد القاء این توهم را دارند که گویی تنها ناجی این کهنه دیار اوست و لاغیر.اما غافل از آنکه اگر در مصاحبه ها ی خود هرگز اجازه ی پرسش های غیر گل چین شده نمیدهند اما این پرسش در اذهان عمومی مطرح است که چگونه است در طی 26 سال با حضور چون شما ئیکه همواره یکی ازارکان تصمیمگیری بوده و هستید ، ایرانمان این چنین است که امروز تنها ناجی این کشتی طوفان زده شما خواهید بود؟
بیائید باور کنید مردم ایران به شهادت تاریخ گرانسنگ خود سزوار آن نیستند که هراز گاهی در قالب جمعیت ها ئی ، برای تائید به میدان بیایند ، مردم آینه اند که بقول حافظ آینه تاب آه ندارد اگر میل خدمت است ، صندوقهای رای بی رای چرا؟ صداقت پیشه سازید تا صندو ق ها از مهر و حمایت مردم لبریزشود.
آخر چو فسانه می شوی ای بخرد
افسانه نیک شو نه افسانه بد




به قلم بيژن صف سري ...... لينک يادداشت

0 نظر شما