|
:: درباره من :: در سمنان زاده شدم. روزگاران گذراندم تا در مطبوعات تولدی دیگر یافتم. در سال ذبح مطبوعات (1379) هفته نامه های
سپیده زندگی، ندای قومس، ندای ساوه (ندای اصلاحات) و صدای عدالت را منتشر کردم. در فروردین 1380 دوره اول روزنامه صدای عدالت را
سردبیر بودم و با فروش آنچه زندگی نام دارد صاحب امتیاز روزنامه آزاد شدم و با سردبیری 154 شماره از آن در 20 تیرماه 81 بار دیگر آزاد
متوقف شد تا دریابم روزنامه نگاری در «روزگار ما» بدون داشتن پشتوانه سیاسی آب در هاون کوفتن است اما با اين همه بعد از توقيف
روزنامه آزاد ، روزنامه مدبر را منتشر كردم كه پس از 39 شماره به حبس رفتم تا مبادا بي نصيب از پاداش كار در عرصه مطبوعات
بمانم.
:: روزگار ما ::
:: آرشـيو ماهـانه ::
:: لينک ها ::
نقل مطالب و نوشته هاي اين وبلاگ © با ذكر ماخذ و لينک به يادداشت اصلی بلامانع است
|
Wednesday, March 30, 2005
با زلزله ی تازه ای که در سواحل سوماترا در اندونزی اتفاق افتاد دیگر باید به حرفهای مادر بزرگانمان اعتقاد بیاوریم که می گفتند روز گاری خواهد رسید که ازظلم زیاد عاقبت خداوند به خشم خواهد آمد وبا زلزله های سهمگین پرونده ی دنیا را برای همیشه می بندد ، حالا در این گیر و دار که دنیا رو به آخر زمان رفتن است ، خبر اعلام آمادگی خانم رفعت بیات بعنوان اولین زن کاندیدای ریاست جمهوری خواندنی است ،
راستش این خبر در عین حال که برایم مسرت بخش بود اما همانقدر عجیب است که در خبر ها خواندم دولتمردانمان بلاخره برای راضی کردن دول غرب و ایضا آمریکا به جای ساختن ده ها هزار سانتریفیوژه تنها به ساختن 500 الی 2000 سانتریفیوژه بسنده میکنند البته آنهم با اعلام مخفی و بدون در جریان قراردادن مردم همیشه در صحنه ، شاید وقوع زلزله های پی در پی که جهان را به لرزه در آورده و دنیا را به سوی آخر زمان می کشاند ، باعث چنین تحولی درتصمیم گیری دولتمردانمان شده باشد ، کسی چه میداند مگر نه این است که سیم اتصال تصمیم سازان امروز این آب و خاک به عالم غیب وصل است ، بی گمان حکمتی در این تصمیم نهفته است . کسی چه میداند؟ آن چه امروز در آغاز سال نو با اتخاذ روش های دیپلماتیک جدید دولتمردانمان شاهدیم ، نشانه هایی از تحول به چشم میاید که دیر هنگام است وبه نظر همه معادلات گذشته تصمیگیران امروز این آب و خاک که بر اساس منافع آنی تعین می شد ، نقش بر آب شده است ، که شاهد این ادعا همانا خبری است که درباره کوتاه آمدن در مقدار ساخت سانتریفیوژه در بالا گفته آمد و این حکایت ، قصه ی امروز ما نیست که تا به یادمان هست همیشه سیاستمردان این آب و خاک اگر چه بودند در میانشان که در راه وطن از جان خود می گذشتند ، اما هیچگاه درک درستی از روابط بین الملل نداشتند و در باریکه ی قدرت طلبی دراین ثصورخام درجا زده اند که تنها باید قدرت را در داخل قبضه کنند که راه رستگاری ملت را همین می دیدند و بس غافل که جهان برون از سلطه ی آنها هم وجود دارد ومی تواند آنها را به چنان تنگنایی اندازد تا از آرزو های هر چند موجه خود باز دارد ، آرزو هائیکه که حق بی چون و چرای هر حکومت متکی به حمایت ملت خود می تواند باشد . پس وای بر ما که در این سیاه منزل ، به هزار وعده مانده یم و به یک فریب خفتیم .
به قلم بيژن صف سري ...... لينک يادداشت 0 نظر شما
|