:: درباره من ::

در سمنان زاده شدم. روزگاران گذراندم تا در مطبوعات تولدی دیگر یافتم. در سال ذبح مطبوعات (1379) هفته نامه های سپیده زندگی، ندای قومس، ندای ساوه (ندای اصلاحات) و صدای عدالت را منتشر کردم. در فروردین 1380 دوره اول روزنامه صدای عدالت را سردبیر بودم و با فروش آنچه زندگی نام دارد صاحب امتیاز روزنامه آزاد شدم و با سردبیری 154 شماره از آن در 20 تیرماه 81 بار دیگر آزاد متوقف شد تا دریابم روزنامه نگاری در «روزگار ما» بدون داشتن پشتوانه سیاسی آب در هاون کوفتن است اما با اين همه بعد از توقيف روزنامه آزاد ، روزنامه مدبر را منتشر كردم كه پس از 39 شماره به حبس رفتم تا مبادا بي نصيب از پاداش كار در عرصه مطبوعات بمانم.


Balatarin

ghatar.com

Baznegar

:: روزگار ما ::

صفـــحه اصلي

پسـت الكترونيك 1

پسـت الكترونيك 2

عکاســخانه




:: آرشـيو ماهـانه ::

June 2004

July 2004

August 2004

September 2004

October 2004

November 2004

December 2004

January 2005

February 2005

March 2005

April 2005

May 2005

June 2005

July 2005

August 2005

September 2005

October 2005

November 2005

December 2005

January 2006

February 2006

March 2006

April 2006

May 2006

June 2006

July 2006

August 2006

September 2006

October 2006

November 2006

December 2006

January 2007

February 2007

March 2007

April 2007

May 2007

June 2007

July 2007




آقا رحمت، مجموعه يادداشت‌هاي طنز بيژن صف‌سري


:: لينک ها ::






نقل مطالب و نوشته هاي اين وبلاگ ©
با ذكر ماخذ و لينک به يادداشت اصلی
بلامانع است      
web tracker


كتاب ايران


 


Wednesday, March 30, 2005

وای برما که به هزار وعده مانده ایم و به یک فریب خفته ایم

با زلزله ی تازه ای که در سواحل سوماترا در اندونزی اتفاق افتاد دیگر باید به حرفهای مادر بزرگانمان اعتقاد بیاوریم که می گفتند روز گاری خواهد رسید که ازظلم زیاد عاقبت خداوند به خشم خواهد آمد وبا زلزله های سهمگین پرونده ی دنیا را برای همیشه می بندد ، حالا در این گیر و دار که دنیا رو به آخر زمان رفتن است ، خبر اعلام آمادگی خانم رفعت بیات بعنوان اولین زن کاندیدای ریاست جمهوری خواندنی است ،
راستش این خبر در عین حال که برایم مسرت بخش بود اما همانقدر عجیب است که در خبر ها خواندم دولتمردانمان بلاخره برای راضی کردن دول غرب و ایضا آمریکا به جای ساختن ده ها هزار سانتریفیوژه تنها به ساختن 500 الی 2000 سانتریفیوژه بسنده میکنند البته آنهم با اعلام مخفی و بدون در جریان قراردادن مردم همیشه در صحنه ، شاید وقوع زلزله های پی در پی که جهان را به لرزه در آورده و دنیا را به سوی آخر زمان می کشاند ، باعث چنین تحولی درتصمیم گیری دولتمردانمان شده باشد ، کسی چه میداند مگر نه این است که سیم اتصال تصمیم سازان امروز این آب و خاک به عالم غیب وصل است ، بی گمان حکمتی در این تصمیم نهفته است . کسی چه میداند؟
آن چه امروز در آغاز سال نو با اتخاذ روش های دیپلماتیک جدید دولتمردانمان شاهدیم ، نشانه هایی از تحول به چشم میاید که دیر هنگام است وبه نظر همه معادلات گذشته تصمیگیران امروز این آب و خاک که بر اساس منافع آنی تعین می شد ، نقش بر آب شده است ، که شاهد این ادعا همانا خبری است که درباره کوتاه آمدن در مقدار ساخت سانتریفیوژه در بالا گفته آمد و این حکایت ، قصه ی امروز ما نیست که تا به یادمان هست همیشه سیاستمردان این آب و خاک اگر چه بودند در میانشان که در راه وطن از جان خود می گذشتند ، اما هیچگاه درک درستی از روابط بین الملل نداشتند و در باریکه ی قدرت طلبی دراین ثصورخام درجا زده اند که تنها باید قدرت را در داخل قبضه کنند که راه رستگاری ملت را همین می دیدند و بس غافل که جهان برون از سلطه ی آنها هم وجود دارد ومی تواند آنها را به چنان تنگنایی اندازد تا از آرزو های هر چند موجه خود باز دارد ، آرزو هائیکه که حق بی چون و چرای هر حکومت متکی به حمایت ملت خود می تواند باشد . پس وای بر ما که در این سیاه منزل ، به هزار وعده مانده یم و به یک فریب خفتیم .

به قلم بيژن صف سري ...... لينک يادداشت

0 نظر شما