|
:: درباره من :: در سمنان زاده شدم. روزگاران گذراندم تا در مطبوعات تولدی دیگر یافتم. در سال ذبح مطبوعات (1379) هفته نامه های
سپیده زندگی، ندای قومس، ندای ساوه (ندای اصلاحات) و صدای عدالت را منتشر کردم. در فروردین 1380 دوره اول روزنامه صدای عدالت را
سردبیر بودم و با فروش آنچه زندگی نام دارد صاحب امتیاز روزنامه آزاد شدم و با سردبیری 154 شماره از آن در 20 تیرماه 81 بار دیگر آزاد
متوقف شد تا دریابم روزنامه نگاری در «روزگار ما» بدون داشتن پشتوانه سیاسی آب در هاون کوفتن است اما با اين همه بعد از توقيف
روزنامه آزاد ، روزنامه مدبر را منتشر كردم كه پس از 39 شماره به حبس رفتم تا مبادا بي نصيب از پاداش كار در عرصه مطبوعات
بمانم.
:: روزگار ما ::
:: آرشـيو ماهـانه ::
:: لينک ها ::
نقل مطالب و نوشته هاي اين وبلاگ © با ذكر ماخذ و لينک به يادداشت اصلی بلامانع است
|
Thursday, April 07, 2005
بیادم هست در چشنواره دهم فیلم فجر که فیلم دادستان را بعنوان فیلم نخست جشنواره انتخاب کرده بودند ، گروهی از دوستانم برای تبریک گفتن به خانه ام آمدند که ازقضا آن روز چند تن ازدوستان مطبوعاتی هم برای مصاحبه با من بعنوان تهیه کننده ی فیلم حضور داشتند ، در آن روز دوست خبر نگاری از من پرسید آیا به نظر شما که تهیه کننده ی فیلم دادستان هستید ، این فیلم سزاوار چنین انتخابی بود یا نه ؟ بدون لحظه ای درنک جواب دادم بله ، که چرایی این بله گفتن ، خود حکایتی دارد که هزار من کاغذ می طلبد و هزار حرف نگفته از سینمای پس از انقلاب ، اما امروز وقتی دانستم از سوی گزارشگران بدون مرز وبلاگم در زمره وبلاگ های برگزیده مدافعان آزادی بیان انتخاب شده است ، از خود پرسیدم آیا به واقع سیاه مشق هایم در دنیای مجازی سزاوار چنین انتخابی بوده است یا نه ؟ بدون لحظه ای درنگ با همان قاطعیتی که در پاسخ به پرسش آن دوست خبر نگارم در باره فیلم دادستان گفته بودم ، با خود گفتم ، نه ، چرا که امروز دغدغه ی آزادی بیان منحصر به من حسرت کشیده ی این نعمت الهی نیست که ایران است و حسرت این آرزوی تاریخی . اگر چه انتخاب این خانه در زمره مدافعان آزادی بیان ، آن هم از سوی گروهی حمایت کننده ی قلم بدست ( گزارشگران بدون مرز ) خود باعث افتخار و ایضا مباهات است ، اما صاحب این خانه ( روزگار ما ) نه تنها وبلاک خود را درحد واندازه ی دیگر وبلاگ های منتخب از سوی گزارشگران بدون مرز نمی داند ، بلکه از نادیده گرفتن وبلاگ های چون استاد واژه واستعاره ، مسعود بهنود ، و یا دیگر وبلاگ هایی چون پیام ایرانیان ( مسعود برجیان ) ، مجید زهری ، یولداش ( مرتضی نگاهی ) ،سیبستان ، عباس معروفی و دیگر هم قبیله گان این عرصه اطلاع رسانی ، از خود شرمنده ام ، اگر چه ملاک و سنجش آزادگی و مدافع آزادی بیان بودن در این کهنه دیار ، تنها به این انتخاب ، منحصرو محدود نمی گردد. هر خدمتی که کردم بی مزد و بود و منت یارب مباد کس را مخدوم بی عنایت
به قلم بيژن صف سري ...... لينک يادداشت 0 نظر شما
|