مجملی از حدیث باور های دینی امروز ما

می گویند روزی یکی از امرای دوره ناصرالدین شاه به نام سردار” سطوت” به کمال الملک نقاش مشهور گفت : ” می خواهم تابلویی از واقعه کربلا را نقاشی کنی که در ان شمر ، امام حسین (ع) را می کشد و من دست او را گرفته ام و مانع شده ام ” . کمال [...]

رنج هایم

می ایستم ، آسمان سبز است و انگار از جنس رستنی هاست ، تکیه می دهم به دیوار، نفس آب خنکم می کند و غبار هزار ساله جانم را
می گیرد
سیگاری روشن می کنم ، حلقه های خاکستری دود را نظاره می کردم که یکی پس از دیگری در هوای پاک محو می شدند ، اما [...]