|
:: درباره من :: در سمنان زاده شدم. روزگاران گذراندم تا در مطبوعات تولدی دیگر یافتم. در سال ذبح مطبوعات (1379) هفته نامه های
سپیده زندگی، ندای قومس، ندای ساوه (ندای اصلاحات) و صدای عدالت را منتشر کردم. در فروردین 1380 دوره اول روزنامه صدای عدالت را
سردبیر بودم و با فروش آنچه زندگی نام دارد صاحب امتیاز روزنامه آزاد شدم و با سردبیری 154 شماره از آن در 20 تیرماه 81 بار دیگر آزاد
متوقف شد تا دریابم روزنامه نگاری در «روزگار ما» بدون داشتن پشتوانه سیاسی آب در هاون کوفتن است اما با اين همه بعد از توقيف
روزنامه آزاد ، روزنامه مدبر را منتشر كردم كه پس از 39 شماره به حبس رفتم تا مبادا بي نصيب از پاداش كار در عرصه مطبوعات
بمانم.
:: روزگار ما ::
:: آرشـيو ماهـانه ::
:: لينک ها ::
نقل مطالب و نوشته هاي اين وبلاگ © با ذكر ماخذ و لينک به يادداشت اصلی بلامانع است
|
Saturday, November 12, 2005
در بين خراساني هاي قديمي نقل است كه وقتي آصف الدوله والي خراسان شد و به مشهد رفت ، بعد از يك بر رسي عمومي از شهر فهميد كه دكان هاي مشهد جنس هاي نامرتبط به هم مي فروشند، مثلا از يك مغازه مي توان، پارچه ، گوشت، كره ، ذغال و...خريد ، از همين رو فرمان داد كه بلديه ( شهرداري ) بايد براي هر دكان تعين كند كه فروشنده چه كالايي است و دكاندار بايد موظف باشد كه جز آن كالا ، جنس ديگري نفروشد. بعد از مدتي آصف الدله خودش براي بر رسي به درب مغازه ها ر فت تا تاثير فرمانش را ببيند . يك روز در حين بازرسي به دكاني رسيد كه از وضع جعبه ها و كيسه هاي موجود در دكان ، پيدا بود كه آن مغازه توتون فروشي است و قاعدتا مي بايستي اگر جنسي ديگري هم مي خواهد بفروشد ، مثلا چوب سيگار، چپق ، قليان و امثالهم باشد ، اما ناگهان چشمان آصف الدوله به تعدادي " بند تنبان" افتاد كه در آستانه دكان آويزان بود . عصباني شد و با پرخاش به دكاندار گفت : اينها چيست ؟
ادامه این مطلب را در اینجا بخوانید
به قلم بيژن صف سري ...... لينک يادداشت 0 نظر شما
|