چراغی که به خانه رواست ، به مسجد حرام است

همین چند وقت پیش بود که خبر مرگ یک جانواده ۸ نفر به دلیل استیصال در معاش ، بعنوان مهمترین خبر تاثر برانگیزدر آغاز سال نو ، نقل مردم کوچه و بازار بود اما هنوز از شوک این خبر بیرون نیامده با خبر شوک برانگیز دیگری که در راس خبر های روز گذشته از قول [...]

چشمام می خواد بباره

برای غربت دلم
چشمام می خواد بباره
عزای عشق چه سخته
خدا واسه کسی نیاره
همیشه بودم کنارت
نمیدیدی تو انگار
حالا ببین که رفتم
عکسمو از طاقچه بردار
پرواز عشق با تو
تو خاطرم نشسته
حیف که دیگه تموم شد
بال و پرم شکسته
دلم میگه بی خیال
جول و پلاس و بردار
حالی بده به باطن
چشماتو به گریه بسپار

ما به ازای تحفه انرژی هستی چه خواهد بود؟

زمانی می رسد که ما از دوران کهن به دوران تازه گام می نهیم. زمانی که عصری به پایان می رسد و روح سرکوب شده یک ملت زبان به سخن گفتن می گشاید. وقتی در ۱۴ اوت ۱۹۴۷ « نهرو » در مجمع قانونگذاری هند این سخنان را بر زبان می آورد هرگز گمان آن [...]

هر چه آرزوی خوبه مال تو

هرچه آرزوی خوبه مال تو
هر چه که خاطره داری مال من
اون روز های عاشقونه مال تو
این شبای بیقراری مال من
منم و حسرت با تو ما شدن
تویی بدون من رها شدن
آخر غربت دنیاست ، مگه نه؟
اول دوراهی آشنا شدن
توی نگاه آخر تو
آسمون خونه نشین بود
دل تو شکسته بودند
همه ی قصه همین بود
می تونستم با تو باشم
مثل [...]

دل نوشته ای در پاسخ به پرسش های رفیقان

در پاسخ به یارانی که همواره به این خانه سر می زنند و چراغ آن را خاموش نمی خواهند و به محبت پرسیده اند که چرا دیگر در این دفتر نمی نویسم و یا کم می نویسم ، به حقیقت می گویم دیگر رغبتی به نوشتنم نیست اما نه اینکه حرفی به گفتن نباشد ، [...]