|
:: درباره من :: در سمنان زاده شدم. روزگاران گذراندم تا در مطبوعات تولدی دیگر یافتم. در سال ذبح مطبوعات (1379) هفته نامه های
سپیده زندگی، ندای قومس، ندای ساوه (ندای اصلاحات) و صدای عدالت را منتشر کردم. در فروردین 1380 دوره اول روزنامه صدای عدالت را
سردبیر بودم و با فروش آنچه زندگی نام دارد صاحب امتیاز روزنامه آزاد شدم و با سردبیری 154 شماره از آن در 20 تیرماه 81 بار دیگر آزاد
متوقف شد تا دریابم روزنامه نگاری در «روزگار ما» بدون داشتن پشتوانه سیاسی آب در هاون کوفتن است اما با اين همه بعد از توقيف
روزنامه آزاد ، روزنامه مدبر را منتشر كردم كه پس از 39 شماره به حبس رفتم تا مبادا بي نصيب از پاداش كار در عرصه مطبوعات
بمانم.
:: روزگار ما ::
:: آرشـيو ماهـانه ::
:: لينک ها ::
نقل مطالب و نوشته هاي اين وبلاگ © با ذكر ماخذ و لينک به يادداشت اصلی بلامانع است
|
Friday, May 05, 2006
![]() در روز جهانی آزادی مطبوعات طي مراسمي در انجمن صنفي روزنامه نگاران از پنج تن از روزنامه نگاران برجسته كشورمان تقدير شد. "محمد بلوری"، "مسعود بهنود"، "ليلا رستگار"، "عميد نائينی" و "اكبر گنجی" كه همگي نه تنها به درستي برگزيده شده اند بلكه سزوار بيش از چنين تقدير ديرهنگامي بودند. بي شك انتخاب اين پنج نفر از قبيله قلم بدستان اين آب و خاك از اصلح ترين انتخاب هايي است كه در 27 سال گذشته، انجام گرفته و بايد آن را به فال نيك گرفت كه پس از اين در اين كهنه ديار مي توان دل خوش داشت كه از سربازان بي جيره و مواجب ملت هم تقدير به عمل مي آيد اگر چه بي نياز از هر تقدير و تشويق اند. به يادم هست وقتي روزنامه آزاد را منتشر مي كردم، شنيدم استاد بلوري به دليل بي مهري ها و به بهانه خود بازنشستگي در خيابان آذربايجان در مغازه كوچكي كه سال ها كركره آن پائين بود، پناه برده است تا از مطبوعات دور باشد به همراه دوستي به ديدارش رفتيم تا براي كمك در انتشار روزنامه "آزاد" دوباره به تحريريه برگردد، آن روز وقتي استاد دلايل كناره گيري اش را از مطبوعات مي گفت من بي اختيار اشك مي ريختم، چرا كه مي ديدم اين پير قبيله مطبوعات با همه عشقي كه به اين حرفه بي پير دارد بي مهري ها او را به کنج آن مغازه كوچك كشانده است، بلوري دوباره به تحريريه برگشت و با بزرگواري به "آزاد" آمد و باز هم شاگرداني را در عرصه مطبوعات پرورش مي دهد، اما "بلوري"هايي هستند كه امروز با همه عشق و علاقه به حرفه روزنامه نگاري از بي مهري ها و از ناسپاسي ها، به گوشه اي پناه برده اند و نسل امروز مطبوعات از همه تجارب ارزشمند اين فراموش شدگان محروم مانده است. اما به غير از محمد بلوري كه در بين اين 5 نفر از باسابقه ترين روزنامه نگاران اين آب و خاك است و يا ميرزاي پير شهر، مسعود بهنود غربت نشين، و همچنين اسطوره مقاومت و آزادگي، اكبر گنجي، و عميد نائيني متفكر امروز قبيله مطبوعات، و يا بانو ليلاي رستگار بي ادعا كه همواره به دور از هياهو به كار حرفه اي خود تا به امروز در "دوچرخه" همشهري مشغول است، هستند ديگر كساني كه اگر نگوئيم به دليل مغضوب بودنشان از سوي حاكمان امروز اين آب و خاك، هميشه نامشان از قلم افتاد ه است، از ناديده گرفته شدگانند، آن هايي كه اگر چه بر زبان آوردن نامشان جرم محسوب مي شود اما الگويي براي نسل امروز قلم به دست مطبوعات اين آب و خاكند، مانند دكتر علي رضا نوري زاده و همه ي مغضوبيني كه حتي اگر به جبر خانه نشيني اختيار كرده اند اما همچنان چه با نام و چه بي نام و نشان در داخل و خارج از كشور به رسالت آگاهي رساني خود مشغولند. يادشان گرامي باد. لينك در گويا
به قلم بيژن صف سري ...... لينک يادداشت 2 نظر شما
|