:: درباره من ::

در سمنان زاده شدم. روزگاران گذراندم تا در مطبوعات تولدی دیگر یافتم. در سال ذبح مطبوعات (1379) هفته نامه های سپیده زندگی، ندای قومس، ندای ساوه (ندای اصلاحات) و صدای عدالت را منتشر کردم. در فروردین 1380 دوره اول روزنامه صدای عدالت را سردبیر بودم و با فروش آنچه زندگی نام دارد صاحب امتیاز روزنامه آزاد شدم و با سردبیری 154 شماره از آن در 20 تیرماه 81 بار دیگر آزاد متوقف شد تا دریابم روزنامه نگاری در «روزگار ما» بدون داشتن پشتوانه سیاسی آب در هاون کوفتن است اما با اين همه بعد از توقيف روزنامه آزاد ، روزنامه مدبر را منتشر كردم كه پس از 39 شماره به حبس رفتم تا مبادا بي نصيب از پاداش كار در عرصه مطبوعات بمانم.


Balatarin

ghatar.com

Baznegar

:: روزگار ما ::

صفـــحه اصلي

پسـت الكترونيك 1

پسـت الكترونيك 2

عکاســخانه




:: آرشـيو ماهـانه ::

June 2004

July 2004

August 2004

September 2004

October 2004

November 2004

December 2004

January 2005

February 2005

March 2005

April 2005

May 2005

June 2005

July 2005

August 2005

September 2005

October 2005

November 2005

December 2005

January 2006

February 2006

March 2006

April 2006

May 2006

June 2006

July 2006

August 2006

September 2006

October 2006

November 2006

December 2006

January 2007

February 2007

March 2007

April 2007

May 2007

June 2007

July 2007

August 2007

September 2007

October 2007

November 2007

December 2007

January 2008

February 2008

March 2008

April 2008

May 2008




آقا رحمت، مجموعه يادداشت‌هاي طنز بيژن صف‌سري


:: لينک ها ::






نقل مطالب و نوشته هاي اين وبلاگ ©
با ذكر ماخذ و لينک به يادداشت اصلی
بلامانع است      
web tracker


كتاب ايران


 


Tuesday, June 13, 2006

به سلامتي همه مردان و زنان حق طلب



همانطوريكه در خبر ها خوانده ايد ، ديروز تجمع مسالمت آميز زناني كه نسبت به قوانين تبعيض آميز در مورد زنان درخواست بازنگری و اصلاح قوانين را داشتند ، با حمله نيروي انتظامي و لباس شخصي ها سركوب شد ، جالب اينكه چنين بر خورد هايي با زنان در كشوري انجام مي گيرد كه آمار زنان تحصيل كرده آن بيش از آمار مردان تحصيل كرده است و بنا بر آمار هاي موجود در حال حاضر بيش از ۶۵ درصد دانشجويان دانشگاه های كشور دختران هستند و طبعا با چنين آماري نمي توان انتظار داشت که جامعه اي با داشتن چنين زنان فرهيخته و تحصيل کرده ، بتوانند تبعيضات آشکار جنسيتی را تحمل کنند. و اين واقعيتي است كه سردمداران حكومت امروز اين كهنه ديار از آن غافل بوده و هستند و گمان دارند با قوانين 1400 سال قبل ، هنوز مي توان اين قشر پوياي جامعه را به قبول اسارت و تحقير مجبور نمايند .

برخورد ي كه روز گذشته سياست حاكم بر اين آب و خاك با تجمع مسالمت آميز زنان داشت ، البته به دور از انتظار هم نبود چرا كه وقتي زن در ديدگاه قوانين جاري كشور از زمره كالاهاي لوكس به حساب مي آيد و........جز اين هم نمي توان انتظار مي داشتيم اما جاي تعجب از زناني است كه بعنوان نيروي انتظامي وارد معركه شدند ونسبت به همنوعان خود قصاوتي نشان دادند كه گويي تا كنون آنچه به كوششان آشنا نيست ، حقوق زن و حق برابري انسان ها از زن و مرد است ، و چنان دست به باتوم بودند و مي زدند كه گويي از بي خبرانند نسبت به همه حق كشي هائي كه بر زنان اين بلاد اسلامي روا مي دارند ، و ايضا حتما در پاسخ هم خواهند گفت المامورالمعذور .
نكته قابل تعمق ديگري كه در ماجراي تاسف برانگيز بر خورد با تجمع مسالمت آميز ديروز زنان كشور به چشم مي آيد ، حمايت مرداني است كه در دفاع از حقوق زن در اين تجمع شركت داشتند و مورد ضرب و شتم نيروي انتظامي قرار گرفتند و و بازداشت شدند . البته بودند مرداني هم كه ديروز در ميدان هفتم تير بعنوان تماشا چي ناظر كتك خوردن زنان و دختران بي دفاعي بودند كه تنها به دليل اعتراض مسالمت آميز نسبت به تبعيضات آشکار جنسيتی در قوانين جاري كشور ، باتوم مي خوردندو ناسزا مي شنيدند و حتما اين مردان از همه مردتر ، لبخندي هم بر گوشه لبانشان نقش بسته بود و در دل به اين شير زنان مي خنديدند اما روي سخن با اين خيل مردان به اصطلاح با غيرت تماشاچي نيست ، بلكه مقصود گفتن از مرداني است كه پا به پاي دختران و زنانشان در اين اعتراض حضور داشتند كه اينان از تبار مردان اصيل ايرانيند كه همچو نسل پيشين خود كه اگر در كوچه و بر زن دختر و زني را مورد ظلم مي ديدند سينه سپر مي كردند و به حمايت بر مي خواستند درست مانند مردان بازداشت شده ديروز، از مهندس موسوي خوئيني دبيركل سازمان دانش آموختگان كشور ( ادوار تحكيم ) گرفته ، تا بهمن امويي روزنامه نگار و نويسنده اي كه همسرش ژيلا بني يعقوب را دستبد زنان به اسارت بردندوخود مورد ضرب وشتم نيرو هاي به اصطلاح حافظ نظم قرار گرفت و بازداشت شد .

مي گويند در گذشته نه چندان دور اين كهنه ديار بودند لوطيان غيرتمندي كه جام مي را نه فقط به سلامتي مه رويان سيمين تن به سر مي كشيدند ، گاه بسيار به تكرار هم به سلامتي مردان غيورو غيرتمند كوي و برزن شهرشان پيمانه ها پر مي كردند آنچنانكه لوطيان غيرتمند امروز اين كهنه ديار به سلامتي همه مردان مدافع زنان حق طلب جام هاي پر شده از اشك شوررا سر مي كشند . به سلامتي همه مردان و زنان حق طلب .

اين ياداشت در گويا و روزنامه اينترنتي ايران ما منتشر شده است

به قلم بيژن صف سري ...... لينک يادداشت

1 نظر شما