انگار…
- ۰۶٫۰۵٫۸۵
- شعر
- ۳ پاسخ
- Digg
- Del.icio.us
انگار شب نمی خواهد که باز روز بیاید
انگار ماه نمی خواهد که باز خورشید بتابد
به قامت قلبم لباسی از غم دوخته است تقدیر
انگار زمانه می خواهد که خون از دیده ام ببارد
انگار موج نمی خواهد از دریا دست بشوید
انگار خواب نمی خواهد چشمی بیدار بجوید
به طعنه گفتنه اند خواب غروب بیداری است
انگار ملک الموت می [...]
