:: درباره من ::

در سمنان زاده شدم. روزگاران گذراندم تا در مطبوعات تولدی دیگر یافتم. در سال ذبح مطبوعات (1379) هفته نامه های سپیده زندگی، ندای قومس، ندای ساوه (ندای اصلاحات) و صدای عدالت را منتشر کردم. در فروردین 1380 دوره اول روزنامه صدای عدالت را سردبیر بودم و با فروش آنچه زندگی نام دارد صاحب امتیاز روزنامه آزاد شدم و با سردبیری 154 شماره از آن در 20 تیرماه 81 بار دیگر آزاد متوقف شد تا دریابم روزنامه نگاری در «روزگار ما» بدون داشتن پشتوانه سیاسی آب در هاون کوفتن است اما با اين همه بعد از توقيف روزنامه آزاد ، روزنامه مدبر را منتشر كردم كه پس از 39 شماره به حبس رفتم تا مبادا بي نصيب از پاداش كار در عرصه مطبوعات بمانم.


Balatarin

ghatar.com

Baznegar

:: روزگار ما ::

صفـــحه اصلي

پسـت الكترونيك 1

پسـت الكترونيك 2

عکاســخانه




:: آرشـيو ماهـانه ::

June 2004

July 2004

August 2004

September 2004

October 2004

November 2004

December 2004

January 2005

February 2005

March 2005

April 2005

May 2005

June 2005

July 2005

August 2005

September 2005

October 2005

November 2005

December 2005

January 2006

February 2006

March 2006

April 2006

May 2006

June 2006

July 2006

August 2006

September 2006

October 2006

November 2006

December 2006

January 2007

February 2007

March 2007

April 2007

May 2007

June 2007

July 2007

August 2007

September 2007

October 2007

November 2007

December 2007

January 2008

February 2008

March 2008

April 2008

May 2008




آقا رحمت، مجموعه يادداشت‌هاي طنز بيژن صف‌سري


:: لينک ها ::






نقل مطالب و نوشته هاي اين وبلاگ ©
با ذكر ماخذ و لينک به يادداشت اصلی
بلامانع است      
web tracker


كتاب ايران


 


Saturday, September 09, 2006

مطبوعات ايران ، مرغ منقار چيده در قفس

بعد از بر سرير قدرت نشستن دولت مهرورزي و انتصاب وزير جديد وزارت فرهنگ و ارشاد ، اين انتظار مي رفت كه مطبوعات ايران چون مرغ منقار چيده در قفس گردند ، كه عاقبت هم آنچه اهالي مطبوعات در انتظارش بودند با خبر محدود كردن منابع خبري براي روزنامه ها تحقق يافت .
بنا بر اعلاميه انجمن دفاع از آزادي مطبوعات كه ضمن خبر محدود شدن منابع خبري براي روزنامه ها ، طي گزارشي اعلام كرده است "... به دنبال تغییر آشکار سیاست‌های فرهنگی کشور، مطبوعات ایران دستخوش مشکلات فراوانی از قبیل اعمال سانسور رسمی و تحت فشار قرار دادن خبرنگاران، دبیران، سردبیران و مدیران مطبوعات برای خودسانسوری شده‌اند. برابر گزارش‌های رسیده به انجمن دفاع از آزادی مطبوعات، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اخیرا با انتشار لیستی از سایت‌های مجاز خبری، مطبوعات کشور را زیر فشار قرار داده است که برای چاپ اخبار، گزارش‌ها و مصاحبه‌های خود صرفا از سایت‌های مورد تائید وزارت ارشاد استفاده کنند. همچنین تا چندی پیش این وزارتخانه به همراه شورای عالی امنیت ملی و داستانی تهران و شهرستان‌ها محدوده‌هایی را که مطبوعات نباید به آن وارد شوند، به آن‌ها گوشزد کرده و اخطارهای شفاهی و کتبی می‌دادند. این وضعیت امروزه به سطح تدوین و ارائه توصیه‌ها به مطبوعات درباره اینکه در چه موضوع‌هایی و از چه کسانی مطلب بنویسند، ارتقا پیدا کرده است. همچنین خبرنگاران و روزنامه‌نگاران در چارچوب انجام وظایف حرفه‌ای خود برای کسب و انتشار اخبار در داخل و خارج ایران با محدودیت‌های فراوانی مواجه شده‌اند.این موارد، در مجموع نگرانی‌ها در مورد افزایش فشارها و محدودیت‌ها علیه مطبوعات و رسانه‌های مستقل گروهی را تشدید می‌کند، به ویژه آنکه پاره‌ای از اقدام‌های نهادهای نظارتی مطبوعات، جنبه ی وضع قانون و مقررات جدید پیدا کرده است که با قوانین موضوعه کشور در تعارض است. "در اين اعلاميه به درستي آمده است " به استناد اصل ٣٦ قانون اساسی و ماده ٢ قانون مجازات اسلامی، اصل بر قانونی بودن جرم و مجازات بوده و تنها مرجع تقنینی جهت جرم شناخته شدن هر عمل ارتکابی مجلس شورای اسلامی است. حتی این مرجع قانون گزاری نیز به استناد اصل ٩ قانون اساسی حق ندارد به وسیله وضع قانون آزادی‌های مشروع مردم را محدود کند..."

نقض آشکار قانون اساسی و قانون مطبوعات آن هم توسط دولت، حديثي كهنه است ، طرفه آنكه تاريخ مطبوعات اين كهنه ديار ، ازچنين فرامين براي بند وبست و محدوديد رسانه ها از آغاز تا به امروز ، لبالب شده است چرا كه تا بوده همين بوده آنچنانكه به نقل از ميرزاي شهر ما ، " اين رسم روزگار است كه تا قدرتمندي قصد آن كند كه بر سينه جامعه بنشيند و بي سوال حكم راند اول بايد خروس كدخدا را سر ببرد".
: حال امروز نيز فصلي ديگر از تاريخ مطبوعات اين آب و خاك در حال تكرار است كه

رسم دنيا جمله تكرار است اندر كار ها
تا چه زايد عاقبت زين رسم و اين تكرار ها
بس حوادث چشم ما بيند كه نو پنداردش
ليك چشم پير دنيا ، ديده آنرا بار ها

اگر باور داشته باشيم كه دولت ها براي اداره جامعه تحت تسلط خود، همواره از تحولات و پديده هاي تازه در جهان، تاثير پذير مي باشند ، بي گمان طرفند اخيردولت براي كنترل و اعمال سانسور بر مطبوعات را بايد به حساب تحول و به روز بودن دولت مهرورزي نهاد چرا كه پيش ار اين در روزگاري نه چندا ن دور براي كنترل و اعمال سانسور مطبوعات ، در اين آب و خاك ، اداره اي به نام " راهنماي نامه نگاري " ساخته بودند تا سانسور چيان اين اداره كليه مقالات روزنامه ها را پيش از انتشار به دقت مطالعه و بررسي نمايند ، اما امروز ديگر نه به آن اداره و نه براي شكستن قلم نويسندگان جرايد به عمله هايي چون "محرمعلي خان " نياز است ، بلكه اكنون دوره اي است كه تنها با بخشنامه ها ي به ظاهر قانوني ، مي توان ديواربلند نا آگاهي ملت را بالا برد وساخت و قلم بدستان را به خود سانسوري واداشت كه اين نيز خود از معجزات دولت مهر ورزي است .

حال براستي بايد وصف حال روزگار مطبوعات اين كهنه دياررا كه نيم قرن پيش از زبان سيد اشرف (مير روزنامه نسيم شمال) گفته شد باز هم شنيد :
اي قلم تا مي تواني در قلمدان صبر كن
يوسف آسا سال ها در كنج زندان صبر كن
همچو يعقوب حزين در بيت الاحزان صبر كن
كور شو بيرون نيا از شهر كنعان اي قلم
نيستي آزاد در ايران ويران اي قلم

اين مقاله در گويا منتشر شده است

به قلم بيژن صف سري ...... لينک يادداشت

0 نظر شما