|
:: درباره من :: در سمنان زاده شدم. روزگاران گذراندم تا در مطبوعات تولدی دیگر یافتم. در سال ذبح مطبوعات (1379) هفته نامه های
سپیده زندگی، ندای قومس، ندای ساوه (ندای اصلاحات) و صدای عدالت را منتشر کردم. در فروردین 1380 دوره اول روزنامه صدای عدالت را
سردبیر بودم و با فروش آنچه زندگی نام دارد صاحب امتیاز روزنامه آزاد شدم و با سردبیری 154 شماره از آن در 20 تیرماه 81 بار دیگر آزاد
متوقف شد تا دریابم روزنامه نگاری در «روزگار ما» بدون داشتن پشتوانه سیاسی آب در هاون کوفتن است اما با اين همه بعد از توقيف
روزنامه آزاد ، روزنامه مدبر را منتشر كردم كه پس از 39 شماره به حبس رفتم تا مبادا بي نصيب از پاداش كار در عرصه مطبوعات
بمانم.
:: روزگار ما ::
:: آرشـيو ماهـانه ::
:: لينک ها ::
نقل مطالب و نوشته هاي اين وبلاگ © با ذكر ماخذ و لينک به يادداشت اصلی بلامانع است
|
Sunday, November 12, 2006
![]() از اين ساده ترنمي توانستم خواب ببينم . خواب ديدم در ازاي حراج آرزوهايم ، تكه ناني بر پيشاني دارم . تو هم در خواب من بودي و هم باران بود و دريا ، با موج هاي سركش، درست به همان شكل كه آخرين بار ، كنار دريا بوديم . اما در خواب ، دريا به تنم مي زد و دلم از ضرب آهنگ موج هاي سركش آرام مي گرفت بيادم آمد شايد حالا وقت آن است دل به دريا بسپارم راستي ، چقدر مي تواند نزديك شود دريا به مردي كه دلش را مثل بقيه فرصت هايش از دست داده است ؟ تو ميداني؟ بگو كجاي دنيا قشنگ است كه چشم ديدن باران را در خواب ندارم .
به قلم بيژن صف سري ...... لينک يادداشت 0 نظر شما
|