خواب

از این ساده ترنمی توانستم خواب ببینم .
خواب دیدم در ازای حراج آرزوهایم ،
تکه نانی بر پیشانی دارم .
تو هم در خواب من بودی
و هم باران بود و دریا ،
با موج های سرکش،
درست به همان شکل که آخرین بار ،
کنار دریا بودیم .
اما در خواب ،
دریا به تنم می زد
و دلم از ضرب آهنگ [...]

حسرت

هم از چشم و هم از دل اشک می ریزم
خدا میدونه از این زندگی سیر سیرم
اگر می بینی عمری مونده باقی
برای عشق توست که جون می گیرم
هنوز اون حرف تو ، یادم نمی ره
که گفتی ذات عشق حسرت پذیره
من از عشق جز خواری و ذلت ندیدم
بیا تا این ذلیل عشق درحسرت نمیره

آیا راه رسیدن به دمکراسی از صندوق های رای می گذرد؟

نقل است از صادق هدایت که پیش او هر کس شکایت از روزگار می کرد بر می آشفت که “نفرین و نق زدن، کار خانم باجی های شوهر مرده است، تو خود چه کرده ای عمو اوغلی؟
صبوری و شکیبایی، دو واژه بی مصداقی است که به غلط بر ذات شخصیتی ما ایرانیان گذاشته شده است [...]

برای همتی که تجلی عشق است

بعد از آزاد شدنم از زندان در سال ۸۲ خانه نشینی تنها ثمره سال ها فعالیت مطبوعاتیم شد, خاصه وقتی روزنامه اینترنتی ” ایران ما” را هم به دلایلی تن به تعطیل شدنش دادم , این توفیق اجباری که با اهل خانه بیشتر دمساز شوم بیشتر شد , از همین رو دیگر کمتر از حال [...]