:: درباره من ::

در سمنان زاده شدم. روزگاران گذراندم تا در مطبوعات تولدی دیگر یافتم. در سال ذبح مطبوعات (1379) هفته نامه های سپیده زندگی، ندای قومس، ندای ساوه (ندای اصلاحات) و صدای عدالت را منتشر کردم. در فروردین 1380 دوره اول روزنامه صدای عدالت را سردبیر بودم و با فروش آنچه زندگی نام دارد صاحب امتیاز روزنامه آزاد شدم و با سردبیری 154 شماره از آن در 20 تیرماه 81 بار دیگر آزاد متوقف شد تا دریابم روزنامه نگاری در «روزگار ما» بدون داشتن پشتوانه سیاسی آب در هاون کوفتن است اما با اين همه بعد از توقيف روزنامه آزاد ، روزنامه مدبر را منتشر كردم كه پس از 39 شماره به حبس رفتم تا مبادا بي نصيب از پاداش كار در عرصه مطبوعات بمانم.


Balatarin

ghatar.com

Baznegar

:: روزگار ما ::

صفـــحه اصلي

پسـت الكترونيك 1

پسـت الكترونيك 2

عکاســخانه




:: آرشـيو ماهـانه ::

June 2004

July 2004

August 2004

September 2004

October 2004

November 2004

December 2004

January 2005

February 2005

March 2005

April 2005

May 2005

June 2005

July 2005

August 2005

September 2005

October 2005

November 2005

December 2005

January 2006

February 2006

March 2006

April 2006

May 2006

June 2006

July 2006

August 2006

September 2006

October 2006

November 2006

December 2006

January 2007

February 2007

March 2007

April 2007

May 2007

June 2007

July 2007

August 2007

September 2007

October 2007

November 2007

December 2007

January 2008

February 2008

March 2008

April 2008

May 2008




آقا رحمت، مجموعه يادداشت‌هاي طنز بيژن صف‌سري


:: لينک ها ::






نقل مطالب و نوشته هاي اين وبلاگ ©
با ذكر ماخذ و لينک به يادداشت اصلی
بلامانع است      
web tracker


كتاب ايران


 


Tuesday, December 26, 2006

کاغذ پاره ای به مثابه آغاز سر کشیدن دوباره جام زهر

بعد از تصویب قطعنامه37 17 شورای امنیت سازمان ملل که دومین قطعنامه تحریمی پس از ارسال پرونده‌ي هسته‌ايي كشورمان به این نهاد بین المللی است ، سران و مسئولین نظام جمهوری اسلامی هریک به فرا خور مقام و مسئولیتی که در اداره امورکشور دارند ، با استفاده از ادبیات تهدید آمیز و تحقیر شورای امنیت و اعضای آن واکنش عجولانه ای از خود نشان دادند خاصه واکنش رئیس جمهور احمدی نژاد که با اظهار نظری به دور از عقل سلیم قطعنامه 1737 شورای امنیت سازمان ملل را به " کاغذ پاره ای " تشبیه کرده اند ، یک سر و گردن از همه ی دیگر واکنش های سران نظام بالاتر است تو گویی اعضای اشورای امنیت سازمان ملل از سر بیکاری و یا سرگرمی ، تصمیم به صدور چنین قطعنامه ای گرقته اند .

شاید چنین اظهاراتی آن هم از سوی فردی که تا کنون در همین چند صباح عمر کوتاه زمامداریش بر این کهنه دیار ، که هرگز سخنی در حد و قواره یک رئیس جمهور بر زبان نیاورده است، آنقدر ها عجیب و غریب و غیر قابل تصوربه نظر نیاید تا بر سر این آخرین فتح الفتوح ایشان باز هم سخنی به میان آید اما از آنجائیکه برخی ازحامیان جنابش و خاصه تلاشی که رسانه ی ملی این آب و خاک با پخش مکرر این اظهارات، سعی در القا آن به جامعه را دارند، نقد آن از سوی هر وطن پرستی از واجبات است .

ضرب المثلی عامیانه در میان ما ایرانیان وجود دارد که می گویند " اگر قمار بازی بعد از باخت های سنگینش ، نگوید فدای سرم که باختم ، از غصه دق می کند و میمیرد " حال حکایت اظهار نظر رئیس جمهوری است که ظرف مدت فقط شش ماه ، جهانی را برعلیه ملتی بر می انگیزد ومردمی را به تنگنا می کشاند که اگر نگوید تصمیم اجماع جهانی " کاغذ پاره " ایی بیش نیست ، پس چه باید بگوید ؟!
از پس القا شبانه روزی دولتمردان امروز این آب و خاک که از قبل ، قصه بی اثر بودن اجماع جهانی را به گوش مردم می خوانند ، این پرسش در برخی از اذهان جامعه ایجاد گردیده است که براستی با چنین تحریمی که تنها با مسدود کردن دارايي افراد کليدي وشرکت هايي که درزمينه صنايع هسته اي وموشکي ايران فعاليت مي کنند چه سختی می تواند برای مردم ما در بر داشته باشد ، به عبارت عامیانه مردم کوچه و بازار، از آمریکا یی با آن همه ی یال و کوپالش وآن همه آه و فغانی که از درد زایمان قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل ، کوش فلک را کر کرده بود , انتظار زائیدن طفلی چنین ناقص و ضعیف رنجور نمی رفت ، غافل که نکته باریک تر از مو ، درنفس عمل اعضای شورای امنیت سازمان ملل نهفته است و آن اجماع جهانی است که به رغم همه منافعی که چه از مناسبات نفتی و بازرگانی با ایران داشتند، وچه ازباج سبیل هایی که برای مقاومت در برابرخواست ابرقدرتی چون آمریکا از ما می گرفتند عاقبت تن به اجماعی دادند که اگر چه با صدور قطعنامه 1737 که به نظر شق القمری نمی آید ، اما راهی هموار شده ، برای تحریم های سخت در آینده نه چندان دوررا فراهم ساخته اند که در واقع از فکر به عمل در آوردن همان دکترین معروف "پختن قورباغه به روش فرانسوی " است . یعنی گاماس گاماس به بن بست رساندن ایران و در نهایت جام زهر نوشاندن است .


این مطلب در گویا منتشر شد

به قلم بيژن صف سري ...... لينک يادداشت

1 نظر شما