|
:: درباره من :: در سمنان زاده شدم. روزگاران گذراندم تا در مطبوعات تولدی دیگر یافتم. در سال ذبح مطبوعات (1379) هفته نامه های
سپیده زندگی، ندای قومس، ندای ساوه (ندای اصلاحات) و صدای عدالت را منتشر کردم. در فروردین 1380 دوره اول روزنامه صدای عدالت را
سردبیر بودم و با فروش آنچه زندگی نام دارد صاحب امتیاز روزنامه آزاد شدم و با سردبیری 154 شماره از آن در 20 تیرماه 81 بار دیگر آزاد
متوقف شد تا دریابم روزنامه نگاری در «روزگار ما» بدون داشتن پشتوانه سیاسی آب در هاون کوفتن است اما با اين همه بعد از توقيف
روزنامه آزاد ، روزنامه مدبر را منتشر كردم كه پس از 39 شماره به حبس رفتم تا مبادا بي نصيب از پاداش كار در عرصه مطبوعات
بمانم.
:: روزگار ما ::
:: آرشـيو ماهـانه ::
:: لينک ها ::
نقل مطالب و نوشته هاي اين وبلاگ © با ذكر ماخذ و لينک به يادداشت اصلی بلامانع است
|
Wednesday, January 17, 2007
در یکی از کتاب های استاد پاریزی خواندم که " رجال تاریخی ایران عموما کامپیوتر گیج کن هستند " راستش من که درست منظور استاد را متوجه نشدم اما از این اصطلاح کامپیوتر گیج کن بسیار خوشم آمد و با خودم فکر کردم به راستی در چه حالتی ممکن است یک واقعه و یا خبر، بتواند انسانی را به گیجی و منگی برساند، حال رایانه جای خود دارد که تشبیه اغراق آمیز است ،در جستجو برای یافتن پاسخ این پرسش چیزی جز کار های رجال امروز این آب و خاک خاصه اعمال و رفتار وایضا کردار محیر العقول جناب رئیس جمهور احمدی نژاد خودمان نیافتم ، حالا چرایش را در ادامه بخوانید .
تصور کنید در حالیکه مردم این کهنه دیار همه چشم براه ابداع یک راه حل منطقی از سوی مسئولین نظام نشستند و برای گریزاز بن بست تحریم های سازمان ملل و دست به یقه نشدن با آمریکا و متحدانش دست به دعا شده اند، که نا گهان خبر دار می شوید بلاخره رجال با کفایت این مرز و بوم برای پیشگیری از عواقب ناگوار و صدور قطعنامه بعدی سازمان ملل ، کمر همت بسته و در یک فرایند فکر بکر شش دانگ ،از بازرسان آژانس بین الملل اتمی برای بازدید از نیروگاه نطنز برای هزارمین بار دعوت کرده اند . هر چند از شنیدن این خبر که فکر بکر آنچنانی هم نیست زیاد امیدوار به حل و فصل قضیه نیستید اما با این همه بارقه ای ازنور امید آن هم از نوع نور فش فشه های چهارشنبه سوری ، در دلتان سو سو می زند که ، کا چی به از هیچی است ، و این هم خودش تلاشی است در حد و وسع سیاسیون امروز این و آب و خاک به دیگر سخن خلایق هر چه لایق . الغرض در همین حال و هوا نرم نرمک به سوی رایانه تان می روید و با روشن کردن آن در این فکر بسر می برید که چه خوب است با رصد کردن در میان اخبار اینترنت ، خبر های تکمیلی دیگری هم در همین رابطه بیابید تا مطمئن شوید مسئولین لایق و با کفایت مام وطن بی کار ننشسته وبرای یافتن راه حل اساسی پاشنه های نعلین و گیوه و کفش های مدل ایتالیایی خود را همچی درست و حسابی ور کشیده اند ، اما بعد از جان کندن بسیار رایانه برای وصل شدن به اینترنت نا گهان در میان اخبار ریز و درشت چشمانتان به این خبر روشن می شود که جناب رئیس جمهور بعد از بازگشت از سفر پر هزینه و بی فایده خود از آمریکای لاتین ، بجای هر کار معوق مانده ای که در نبود ایشان لنک مانده است آن مصوبه مجلس که در واکنش به صدور قطعنامه تحریمی سازمان ملل ، قطع همکاری با آژانس اتمی را تصویب کرده بود را با ابلاغ به وزارت امور خارجه به جریان انداخته است . حال شما خودتان بقیه داستان را حدس بزنید چون راوی داستان بعد از تحلیل دوسه ثانیه ای از این خبر مغزش هنگ می کند چرا که مصوبه مجلس مبنی بر قطع همکاری با آژانس اتمی از سوی مسافر سرگردان تازه برگشته از آغوش چاوزدر حالی به جریان می افتد که بازرسان آژانس بین المللی اتمی که با هزار خواهش و تمنا به این بلاد کفر ستیز آمده اند هنوز در این گستره تاریخی بسر می برند حال پیدا کنید پرتقال فروش را که اگر نتوانستید مسافر سرگردان را دریابد که همه تلاش دیگر رجال با کفایت امروز این کهنه دیار را به یک چشم بر هم زدنی می روبد حال شما بگوید آیا با خواندن اخبار این چنینی مغز تان گیج و منگ نمی شود و از سرنوشتی که چرخ و فلک برای داشتن چنین رجال با کفایتی مقدر کرده است گله مند نمی شوید و نمی خوانید : ای چرخ و فلک ببین چها کردی تو ما را به اسیری مبتلا کردی تو ماجمله، بارخدایا ، بی کس و کوی شدیم روی تو سفید ،عجب دوا کردی تو
به قلم بيژن صف سري ...... لينک يادداشت 1 نظر شما
|