:: درباره من ::

در سمنان زاده شدم. روزگاران گذراندم تا در مطبوعات تولدی دیگر یافتم. در سال ذبح مطبوعات (1379) هفته نامه های سپیده زندگی، ندای قومس، ندای ساوه (ندای اصلاحات) و صدای عدالت را منتشر کردم. در فروردین 1380 دوره اول روزنامه صدای عدالت را سردبیر بودم و با فروش آنچه زندگی نام دارد صاحب امتیاز روزنامه آزاد شدم و با سردبیری 154 شماره از آن در 20 تیرماه 81 بار دیگر آزاد متوقف شد تا دریابم روزنامه نگاری در «روزگار ما» بدون داشتن پشتوانه سیاسی آب در هاون کوفتن است اما با اين همه بعد از توقيف روزنامه آزاد ، روزنامه مدبر را منتشر كردم كه پس از 39 شماره به حبس رفتم تا مبادا بي نصيب از پاداش كار در عرصه مطبوعات بمانم.


Balatarin

ghatar.com

Baznegar

:: روزگار ما ::

صفـــحه اصلي

پسـت الكترونيك 1

پسـت الكترونيك 2

عکاســخانه




:: آرشـيو ماهـانه ::

June 2004

July 2004

August 2004

September 2004

October 2004

November 2004

December 2004

January 2005

February 2005

March 2005

April 2005

May 2005

June 2005

July 2005

August 2005

September 2005

October 2005

November 2005

December 2005

January 2006

February 2006

March 2006

April 2006

May 2006

June 2006

July 2006

August 2006

September 2006

October 2006

November 2006

December 2006

January 2007

February 2007

March 2007

April 2007

May 2007

June 2007

July 2007

August 2007

September 2007

October 2007

November 2007

December 2007

January 2008

February 2008

March 2008

April 2008

May 2008




آقا رحمت، مجموعه يادداشت‌هاي طنز بيژن صف‌سري


:: لينک ها ::






نقل مطالب و نوشته هاي اين وبلاگ ©
با ذكر ماخذ و لينک به يادداشت اصلی
بلامانع است      
web tracker


كتاب ايران


 


Sunday, January 28, 2007

آنچه آنتظار ملت صلح جو ایران از ملت آمریکا است

می گویند در یک نظر سنجی از مردم دنیا این سوال پرسیده شد که :
" نظرتان را در مورد راه حل کمبود غذا در سایر کشورها ، صادقانه بیان کنید. اما از پاسخ به این پرسش این نتیجه جالب بدست آمد که :
در آفریقا کسی نمی دانست "غذا " یعنی چه
در آسیا کسی نمی دانست "نظر" یعنی چه
در اروپای شرقی کسی نمی دانست "صادقانه " یعنی چه
در اروپای غربی کسی نمی دانست "کمبود " یعنی چه
و بلاخره در آمریکا هم کسی نمی دانست " سایر کشور ها " یعنی چه

اگر چه این نظر سنجی بی شباهت به یک طنز تلخ نیست اما می تواند با توجه به نوع برخورد امروز "ملت " ها ، نسبت به مشکلات دیگر همنوعانشان ، از قبیل معضلاتی چون جنگ و ویرانی ، قابل تعمق باشد ، آن هم در جهانی متمدن که همگان در پی ثبات امنیت و آرامش در دنیا ، سنگ "صلح" را بر سینه می کوبند .
امروز هر ایرانی خطر جنگ ورویارویی با دنیا و خاصه آمریکا را با پوست و استخوان خود احساس می کند ، همچنان که دیگر همسایگان ایران نیز از این خطر خواب راحت به چشم نداشته و بیمناک از عاقبت مقابله همسایه بزرگ خود ایران با ابر قدرتی چون آمریکا هستند ، چرا که بی شک تبعات این رویارویی ، چون ترکش بمب هایی که قرار است بر سر مردم ایران فرود آید ، دامنگیر همسایگان ایران نیز خواهد شد,.

در چنین شرایطی که زمان نه چندان زیادی به پایان مهلت قطعنامه تحریمی 1737 شورای امنیت سازمان ملل نمانده و هر روز دامنه تحریم ها بر علیه ایران تنگ تر می شود و ناقوس های جنگ به صدا در امده است ، ، دو پرسش در اذهان عمومی جهان مطرح است که اولا : براستی چرا دو ملت ایران و آمریکا ، که مردمی صلح جو هستند ، خود برای جلوگیری از فاجعه ای که در پیش است تلاشی نمی کنند تا با توسل به ابزار های قانونی ، دولتمردان خود را به جای تصمیم بر رویارویی با هم ، راه تعامل از طریق گفتگو با یکدیگر را ا در پیش بگیرند ؟

دوم اینکه علارغم همه تلاش هایی که تا کنون دیگر کشور ها ی جهان برای مجاب ساختن دولت مردان ایران ، مبنی بر توقف فعالیت های هسته ای انجام داده اند ، آیا ایالات متحده آمریکا ، و مشخصا شخص پریزیدنت بوش ، برای عینیت یافتن پیام صلح و دوستی که بارها در خطابه های خود برای ملت ایران ارسال داشته است ، حاضر به گفتگوی رو در رو با دولتمردان امروز ایران ، حتی بدون پیش شرط خواهد بود ؟ ، هر چند که ایرانیان خود بخوبی میدانند که این دولت دن کیشوت وقت ایران است که با اتخاذ سیاست های تحریک آمیز ، جهانیان را بر علیه مردم ایران بر انگیخته است . که شاید برای یافتن پاسخ این پرسش ، بهتر باشد کمی دیگر در انتظار بمانیم ، در انتظار تصمیم نهایی که عقلای دو ملت به زودی خواهند گرفت که قطعا پایان دهنده این غائله خواهد بود ، اما در این میان آنچه به درستی خواسته ی دو ملت ایران و آمریکا است ، آرزوی تصمیمی مبتنی بر حفظ صلح و آرامش است ، تا بار دیگر جنک و ویرانی باعث ایجاد کینه و عدوات بین دو ملت بزرگ صلح جوی ایران و آمریکا نگردد.
در این نوشتار آنچه مورد نظر نگارنده خواهد بود تنها پاسخ به آن بخش از چرایی منفعل بودن ایرانیان است , و پاسخ به چرایی منفعل بودن و یا پویای ملت آمریکا را ، به عهده آینده باید گذاشت چرا به دور از ذهن نیست که عنقریب مردم آمریکا با واکنشی تاثیر گذار خود راز این سر را بر همگان آشکار سازند.
و اما قبل از پاسخ به چرایی منفعل بودن ایرانیان طرح این پرسش ضروری می نماید که " آیا براستی مردم ایران می توانند منفعل نباشند ؟، به دیگر سخن ، آیا ایرانیان صلح جو می توانند عامل بازدارنده عواقبی باشند که بی تاثیر در خدشه دار کردن صلح در جهان و یا لااقل در منطقه نیست .؟
شاید بیش ازکسری از مردم ایران خود بر این باورند که نمی توانند هیچ نقشی در تغیر و تعین اتخاذ سیاست های سر دمداران نظام حاکم بر کشورشان داشته باشند ، چرا که در تمامی طول 28 سال حاکمیت نظام فعلی ا یران ، هیچگاه ایرانیان از تصمیمات این چنین بحران زا با خبر نبوده و تنها در زمانی از کم و کیف یک واقعه با خبر می شوند که چون امروز، جهانی را بر علیه خود هم قسم و هم داستان می یابند و ناگزیر باید در عملی انجام شده تن به عواقب تحریم ها و ویرانی های حاصل از جنگ و خونریزی بدهند.
از سوی دیگر بعد از انتخابات مجلس هفتم و همچنین انتخابات دور نهم ریاست جمهوری که منجر به ، بر سر کار آمدن دولت احمدی نژاد گردید تا قوای سه گانه نظام همسو و یک پارچه گردند ، ایرانیان بخوبی دریافتند که دیگر نباید حتی از ابزار های قانونی چون مجلس نیز انتظاری داشت ، در حالیکه یکی از ابزارهای بسیار مهم قانونی که برای جلوگیری از ترکتازی های دولت در قانون اساسی ایران پیش بینی شده است ، پاسخگویی دولت در مقابل مجلس است که در نهایت می تواند منجر به ، برکناری دولت از سوی ساکنان خانه ملت گردد ، اما با این همه امروز در حالیکه مجلس از سر فشار اذهان عمومی برای چرایی تحریم ها و احتمال جنگی که پیش رو است و همچنین به دلیل نابسامانی ها اقتصادی که در جامعه ایران حاکم است ، هنوز در حال زمزمه کردن طرح استیضاح با خود است که ، دست های پنهانی از آستین بیرون آمده و در مقابل این تصمیم می ایستند و عدم پاسخگویی دولت را بر ملت بشارت می دهد .
به هر روی با توجه به نقشی که مردم درنظام کنونی ایران دارند ، که به نظر نقش منفل هم می نماید اما با این همه ، به شهادت تاریخ ایرانیان هیچ گاه تعرض به آب و خاک خود را در هر شرایطی حتی به نیت تامین صلح و آزادی برای خود آنها بوده باشد ، امری توجیح ناپذیر دانسته ، که این باور ریشه در فرهنگ این ملت داشته و از نیاکان خود آموخته اند ، آنچنانکه ملت بزرگ آمریکا در طول تاریخ کوتاه اما پر بار خود برای رسیدن به آزادی و استقلال ، جنگ های بسیار داشته و در این رهگذر از رهبران بزرگی چون " ابراهام لینکلن " این چنین آموختند که " ...در ازای هر سیاستمدار خود خواه ، رهبر جوانمردی هم می تواند وجود داشته باشد تا به سهم خود برای مردم کشورش و دیگر مردم جهان ، صلح و دوستی به ارمغان بیاورد " ، با چنین اوصافی که در فرهنگ دوملت ایران و آمریکا وجود دارد آیا امروز برای پایان دادن به تنش ها ی بین دولت های این دو ملت بزرگ ، راهی بغیراز جنگ و خونریزی وجود ندارد ؟ براستی با تعامل بین دو ملت که با اعتراض به جنگ ، قادر خواهند بود دولتمردان خود را وادار به تمکین خواسته خود سازند ، نمی توان از تحمیل فاجعه خانمانسوز جنگی دیگر بر دنیا جلوگیری کرد ؟ تا دولت های این دوملت صلح طلب نیز باور کنند زمانه صلح می طلبد نه جنگ و یرانی ؟ از همین رو در چنین شرایطی ، انتظار ملت صلح جوی ایران از ملت بزرگ و آزاده ی آمریکا و همه جهان در پی صلح و آرامش ، انتظاری غیر از آنچه که امروز از سر بی تدبیری دولت ها ی خود به آن گرفتار شده اند می باشد ، انتظار بپا خاستن برای برقراری صلح در جهان و دوستی با ملتی که برای تعامل و تفاهم با دیگر کشور ها راهی جز گفتگو نمی پسندد ، حتی بر سر داشتن آنچه را که جهانیان به درست یا غلط بر آنها روا نمی دارند
.


این مطلب در گویا منتشر شده است

به قلم بيژن صف سري ...... لينک يادداشت

1 نظر شما