|
:: درباره من :: در سمنان زاده شدم. روزگاران گذراندم تا در مطبوعات تولدی دیگر یافتم. در سال ذبح مطبوعات (1379) هفته نامه های
سپیده زندگی، ندای قومس، ندای ساوه (ندای اصلاحات) و صدای عدالت را منتشر کردم. در فروردین 1380 دوره اول روزنامه صدای عدالت را
سردبیر بودم و با فروش آنچه زندگی نام دارد صاحب امتیاز روزنامه آزاد شدم و با سردبیری 154 شماره از آن در 20 تیرماه 81 بار دیگر آزاد
متوقف شد تا دریابم روزنامه نگاری در «روزگار ما» بدون داشتن پشتوانه سیاسی آب در هاون کوفتن است اما با اين همه بعد از توقيف
روزنامه آزاد ، روزنامه مدبر را منتشر كردم كه پس از 39 شماره به حبس رفتم تا مبادا بي نصيب از پاداش كار در عرصه مطبوعات
بمانم.
:: روزگار ما ::
:: آرشـيو ماهـانه ::
:: لينک ها ::
نقل مطالب و نوشته هاي اين وبلاگ © با ذكر ماخذ و لينک به يادداشت اصلی بلامانع است
|
Sunday, February 11, 2007
چند روزی را که به مناسبت سالگرد انقلاب ایران در تعطیی بسر می برد ، خبر های ریز و درشتی منتشر شد که به نظر نگارنده تنها سه خبر از میان همه اخبار این ایام جالب ترآمد شاید به این دلیل که پیام هایی در آنها وجود دارد اما به نظر نمی آیند .
پدیده ![]() در میان همه اخبار دهه فجر ابتدا اخبار مربوط به چشنواره فیلم فجراز همه خواندنی تر بود چرا که گروهی فیلم باز و سینما دوست در ایام برگزاری چشنواره فیلم فجر ، ناگهان خواب نما شده و یک پدیده نوظهور را کشف کردند و آن پدیده هم کسی نیست جز گارگردان فیلم " اخراجی ها " که تا چند سال پیش سر کرده گروه فالانژ ها و یا بقول عوام رئیس لباس شخصی ها بود که همین جناب " مسعود خان ده نمکی " کارگردان شهیر امروز باشد . با خواندن این خبر ، بقول اهالی سینما ناگهان ذهنم فلاش بک کرد و بیادم آمد که : ییش از انقلاب بعد ازآنکه شعار " دروازه تمدن " از سوی شاه مطرح شد ، گروهی از لوطی ها و سر گردنه بگیر ها هم به این صرافت افتاده بودند که باید درمناسبات اجتماعی خود تغیراتی صورت دهند تا متناسب با آن شعارپر طمطراق و ایضا در شان ملتی دارای تمدن 2500 ساله باشد از همین رو دیگر جاهل بازی و کلاه شامگاه گذاشتن وکفش پاشنه خوابیده و ایضا چا قو وقمه و تیزی کشی کم کم بر چیده شد تا بدانجا که در بین مردم کوچه و بازار تکیه کلام طنز ی با این مضمون رایج شد که : چاقو کشها ، چاقو هایشان را فروختند و مداد تراش خریدند " و یا اینکه می گفتند " لوطی های سر گذر هم دیگر جای چاقو ، خود نویس در جیب دارند " . حال حکایت گروهی فالانژ و سر گردنه بگیر بعد از انقلاب است که بعد از سالها بر هم زدن اجتماعات فرهنگی و سیاسی و مدنی آن هم بنام اسلام و اسلام خواهی ، همزمان با تحول علمی در بین تصمیم سازان کشورو از تاثیر پذیری شعار " انرژی هسته ای حق مسلم ماست " ، یک شب متحول شدند و حتی در کسوت کارگردان و شاعر و چه و چه رخ می نمایند طرفه آنکه پدیده هم می شوند . فراموش شده ![]() از دیگر اتفاقات مهم تعطیلات ایام دهه فجربعد از به نمایش گذاشتن بخش سانسور شده دادگاه " گلسرخی " در صدا و سیما ، تلویزیون صدای آمریکا هم درست درشب سالگرد انقلاب با همسر شاه ، زنی که تا پیش از انقلاب در بین مردم ایران به " شهبانو" معروف بود . مصاحبه ای انجام داد که خبر های حاشیه ای این مصاحبه از خود مصاحبه جالبتر بود از جمله اینکه این فراموش شده یعنی" شهبانو " ی سابق را به دلیل نشناختن به استودیو صدای آمریکا در فرانسه راه ندادند و ایشان مجبور شدند با مساعدت دربان استودیو در راه پله ها بایستاد و با تلفن همراه خود با مجری برنامه صدای آمریکا مصاحبه کند . الله و اعلم راست و دورغش به گردن راویان شکر شکن و الخ ... باز هم در عزای یک استاد موسیقی و اما بعد از خبر درگذشت استاد یاحقی که جامعه هنری این آب و خاک هنوزاز غم از دست دادن این هنرمند سیاه پوش است ، خبر درگذشت استاد دیگر از عالم هنرموسیقی ، داغ غم را در دل ایرانیان تازه تر می کند . "محمد بهارلو"، نوازنده ویولن و معلم پیشکسوت موسیقی سحرگاه روز 22 بهمن به علت عارضه قلبی در منزل خود در تهران در گذشت. این موسیقیدان پیشکسوت یکی از بهترین شاگردان ابوالحسن صبا بود که به دور از جنجال و حاشیه پردازی به آموزش و خلق آثار هنری می پرداخت. روحش شاد و روانش پاک باد .
به قلم بيژن صف سري ...... لينک يادداشت 1 نظر شما
|