|
:: درباره من :: در سمنان زاده شدم. روزگاران گذراندم تا در مطبوعات تولدی دیگر یافتم. در سال ذبح مطبوعات (1379) هفته نامه های
سپیده زندگی، ندای قومس، ندای ساوه (ندای اصلاحات) و صدای عدالت را منتشر کردم. در فروردین 1380 دوره اول روزنامه صدای عدالت را
سردبیر بودم و با فروش آنچه زندگی نام دارد صاحب امتیاز روزنامه آزاد شدم و با سردبیری 154 شماره از آن در 20 تیرماه 81 بار دیگر آزاد
متوقف شد تا دریابم روزنامه نگاری در «روزگار ما» بدون داشتن پشتوانه سیاسی آب در هاون کوفتن است اما با اين همه بعد از توقيف
روزنامه آزاد ، روزنامه مدبر را منتشر كردم كه پس از 39 شماره به حبس رفتم تا مبادا بي نصيب از پاداش كار در عرصه مطبوعات
بمانم.
:: روزگار ما ::
:: آرشـيو ماهـانه ::
:: لينک ها ::
نقل مطالب و نوشته هاي اين وبلاگ © با ذكر ماخذ و لينک به يادداشت اصلی بلامانع است
|
Friday, February 23, 2007
در چنین مقطعی از تاریخ این کهنه دیار که وطن در تیر رس بیگانگان قرار داده شده است، شگفتا هستند سیاست بافانی که در انکاراین واقعیت هم داستان شده اند که هیچ خطری نیست اما با این همه گروهی آنچنان از بیم چشم زخم به مام وطن دست به دعا و مناجات شبانه اند که می گویند :
آنجا که یادگار خدایان به روی ماه خط کتیبه های فلک خوانده می شود ور دست را سحر به در آری زپنجره دستت پراز ستاره شب مانده می شود می گویند ویکتور هوگو خالق کتاب مشهور بینوایان درباره اثر جاودانه اش گفته است تا زمانیکه فقر در عالم وجود دارد ، خواننده برای این کتاب نیز وجود خواهد داشت ، این گفته به جانم نشست چرا که در آن به نوعی ، مصداقی از حال روز ما ایرانیان دیدم و آن را بدین معنا گرفتم که تا زمانیکه در چنبره ساده اندیشی گرفتاریم بی شک بخت و اقبالی بهتر از امروز نخواهیم داشت . چرایی این ادعا را به اختصار میگویم که زمانه وقت سخن گفتن است هر چند به کنایه و اشاره باشد که بقول شاعر وقت سخن مترس بگو آنچه گفتنی است شمشیر روز معرکه زشت است در نیام در خبر ها آمده است روز گذشته ( پنجشنبه )با پایان مهلت تحریم قطعنامه 1737 شورای امنیت سازمان ملل ، محمد البرادعی رئیس آژانس بین المللی انرژی اتمی با انتشار گزارش تازه ای از فعاليت اتمی ايران، رسماً سرپيچی ایران از قطعنامه شورای امنيت سازمان ملل متحد را تأييد کرده است که بی کمان هر چند معنا و مفهوم این خبر چیزی جز صدور قطعنامه تحریمی دیگر که به مراتب سخت تراز قطعنامه قبلی خواهد بود، نیست . اما جای هیچ گونه نگرانی نیست ! از این خبر مهم که بگذریم چند ماهی است که اخبار ریز و درشتی هم در ارتباط با حمله شیطان بزرگ، آمریکا، از رسانه های داخلی و خارجی شنیده می شود خاصه که این اخبار هر روز با خبر های تکمیلی چون افزایش تعداد ناو های جنگی آمریکا در خیلیج فارس و یا دریای عمان وهمچنین ایجاد پایگاه های نظامی در بیخ گوش ما ، پر رنگتر می شوند تا بدانجا که ارتش و سپاه هم در مقابل این اخبار واکنش هایی نشان داده و برای مقابله با این تحرکات نظامی اعلام آمادگی کرده که به قول رئیس مجلس البته آمادگی برای حمله شرط عقل است. و این هیچ ربطی به وضعیت فوق العاده کشور نخواهد داشت . از این دو مهم هم که بگذریم ، ایام شب عید است و وضعیت اقتصادی مردم هم آنچنان اسفبار است که خبر این فقر عمومی هم از کسی پوشیده نیست تا چه رسد برای مسئولین نظام که در جهت ساماندهی به این فقر عمومی البته سخت در تکاپو هستند از آن جمله که حتی برای گرانی مسکن ، وزارت اطلاعات هم پای به میدان نهاده و مسند نشین وزارتش قول داده است،بزودی عوامل گرانی مسکن را شناسایی و با اعلام آنها این معضل را پایان دهد که البته هنوز خبری نیست اما از آنجائیکه قرار است از ساده اندیشی و خوش باوری ملت حالا حالا ها بهر وری بهینه شود ، لاجرم باید به انتظار تحقق قول جناب وزیر اطلاعات نشست و سماق مکید و فعلا تا آن روز برای کنار آمدن با معضل گرانی مسکن باید بدنبال راه کار هایی چون رهنمود رئیس جمهور باشیم که برای مقابله با گرانی گوجه فرنگی سخاوتمندانه آدرس سبزی فروش محله شان رامی دهند . از اخبار حمله احتمالی شیطان بزرگ ویا وضعیت اسفبار فقر در جامعه که بگذریم ، اگر با همین ساده اندیشی مختص ایرانی جماعت ، نگاهی هم به دیگر اخبار،چون فرار نابغه اقتصادی شهرام جزایری بنگریم و تحلیل های آنچنانی سیاست بافانی چون قائم مقام حزب اعتماد ملی که از قضا دبیر کل حزب مطلوبش یکی از دریافت کنندگان مرحمتی این نابغه اقتصادی بوده است،را بخوانیم ، بخوبی در می یابید که شهر در امن و امان است حتی اگر همسر زندانی احمد باطبی رادر در شبی تیره از بخت ربوده باشند وهمه ارگان های امنیتی کشور هم از این آدم ربایی اظهار بی اطلاعی کرده باشند. همچنین از سوی دیگربا کمی دقت نظر در اخبار اعتراضات معلمان کشور و یا خبر نا آرامی ها در گوشه و کنار میهن ، چون خبر بمب گذاری ها در سیستان و بلوچستان ، بخوبی به این مهم دست خواهیم یافت آنچه مسئولین نظام از القا وجود وضعیت فوق العاده در کشور می گویند تا چه حد مقرون به حقیقت است . حال با چنین حال روزی که به اختصار و اندک گفته آمد وبی شباهت به طنز تلخ روزگار ما نیست ،این ادعای نگارنده که تا زمانیکه در چنبره ساده اندیشی گرفتاریم بی شک بخت و اقبالی بهتر از امروز نخواهیم داشت به جانتان نمی نشیند؟
به قلم بيژن صف سري ...... لينک يادداشت 5 نظر شما
|