پشت دیوار لحظه ها
- ۰۲٫۰۷٫۸۶
- شعر
- بدون پاسخ
- Digg
- Del.icio.us
معلوم چون آب
مجهول چون راز
معلوم چشم و مجهول دل
این است هنر ما
مادرم می گفت :
چشم ها نگهبان دل هایند
تو هرگز دیده ای مرا؟
خوشبختی جز رضایت نیست
راضی به رضای همه
جز ” من” بودم
و در این رضایت
تمام خواب هایم را در بیداری کردم
تمام بغض هایم را فرو خوردم
و تنها لبخند استفراغ کردم
پشت دیوار لحظه ها [...]
