:: درباره من ::

در سمنان زاده شدم. روزگاران گذراندم تا در مطبوعات تولدی دیگر یافتم. در سال ذبح مطبوعات (1379) هفته نامه های سپیده زندگی، ندای قومس، ندای ساوه (ندای اصلاحات) و صدای عدالت را منتشر کردم. در فروردین 1380 دوره اول روزنامه صدای عدالت را سردبیر بودم و با فروش آنچه زندگی نام دارد صاحب امتیاز روزنامه آزاد شدم و با سردبیری 154 شماره از آن در 20 تیرماه 81 بار دیگر آزاد متوقف شد تا دریابم روزنامه نگاری در «روزگار ما» بدون داشتن پشتوانه سیاسی آب در هاون کوفتن است اما با اين همه بعد از توقيف روزنامه آزاد ، روزنامه مدبر را منتشر كردم كه پس از 39 شماره به حبس رفتم تا مبادا بي نصيب از پاداش كار در عرصه مطبوعات بمانم.


Balatarin

ghatar.com

Baznegar

:: روزگار ما ::

صفـــحه اصلي

پسـت الكترونيك 1

پسـت الكترونيك 2

عکاســخانه




:: آرشـيو ماهـانه ::

June 2004

July 2004

August 2004

September 2004

October 2004

November 2004

December 2004

January 2005

February 2005

March 2005

April 2005

May 2005

June 2005

July 2005

August 2005

September 2005

October 2005

November 2005

December 2005

January 2006

February 2006

March 2006

April 2006

May 2006

June 2006

July 2006

August 2006

September 2006

October 2006

November 2006

December 2006

January 2007

February 2007

March 2007

April 2007

May 2007

June 2007

July 2007

August 2007

September 2007

October 2007

November 2007

December 2007

January 2008

February 2008

March 2008

April 2008

May 2008




آقا رحمت، مجموعه يادداشت‌هاي طنز بيژن صف‌سري


:: لينک ها ::






نقل مطالب و نوشته هاي اين وبلاگ ©
با ذكر ماخذ و لينک به يادداشت اصلی
بلامانع است      
web tracker


كتاب ايران


 


Tuesday, May 01, 2007

از گل افشاني ها ي بي عمل تا حرمت شكني هاي مقام معلم

هر كه در خرديش ادب نكنند
در بزرگي فلاح از او بر خاست
چوب تر را چنان كه خواهي پيچ
نشود خشك جز به آتش راست

ابيات فوق پايان بخش سومين حكايت درباب هفتم گلستان است كه دلالت بر تاثير تعليم و تربيت بر انسانها دارد و از اين رو بزرگان علم و ادب اين آب و خاك در تفسير و معناي آنچه شيخ اجل سعدي عليه الرحمه سروده است ، بسيار گفته و نوشته اند كه ماحصل همه آنها در اين جمله خلاصه مي گردد كه اگر كسي در كودكي تحت تعليم و تربيت قرار گيرد همچون نهالي خواهد بود كه در آغاز كشت ، از آب سيراب شده ولاجرم پر برگ و شاداب خواهد روئيد ، در غير آن چوب خشك و خميده اي خواهد شد كه جز به زور آتش راست نمي گردد.

بي كمان مصداق عيني اين ابيات شيوا جز در مقام معلم تجلي نمي يابد چرا كه از ازل رسالت تعليم و تربيت را بر عهده اين قشر از جامعه سازان بي ادعا نهاده اند كه معلمي هنر ست ، عشقي است آسماني.
12 ارديبهشت از جمله ارج گذاري هاي تقويمي اين آب و خاك براي تجليل از مقام معلم است ، تجليلي كه تا كنون جز به زبان و شعار نبوده و هر ساله در چنين ايامي به همان نشاني ديرينه سال برگزار مي گردد اما از عجايب روزگار است كه اين بار ايام ارج گزاري تقويمي از مقام معلمين كشور ، با اعتراضات مدني اين صنف از جامعه با دربند كشيدنشان مصادف گشته است كه صداقت ارج گذاري برمقام معلمين كشور را در هاله اي از شك و ابهام قرار مي دهد چرا كه گويي برمقام معلم وقتي ارج بايد نهاد كه چون هميشه لب فرو بسته و راضي به رضاي آنچه براو روا نمي دارند بايد باشد.

اكنون تجليل تقويمي از مقام معلم مصادف با اوضاع خاص در جامعه امروز اين آب و خاك شده است چراكه ساكنان اين كهنه ديار در حاد ترين شرايط تاريخي بوده خاصه قشر كارگر و جامعه معلمين كشور نيز كه به دليل دو دهه شكيبايي و سكوت نه تنها وضع عمومي، معيشتي، اجتماعي، رواني، علمي و نگرش هاي عمومي آنان به جامعه بهبود نيافته، بلكه اين فرآيند روندي نزولي را طي كرده تا بدانجا که امروز معلمين به دليل اعتراض به عدم اجرای لايحه نظام هماهنگ پرداخت ها واصرار به حقي كه بر استيفای حقوق و مطالبات قانونی ،صنفی و مدنی خود دارند و خواهان نفی هر گونه تبعيض و بی عدالتی هستند ، از جمله مغضوبين نظام حاكم امروزقرار گرفته اند طرفه آنكه با چشم پوشي بر حرمت معلم ، آنها را حتا از گلاس درس به بازداشتگاه ها و سلول ها مي برند و به بند شان مي كشند ، هرچند " لذت ديوانگي در سنگ طفلان خوردن است " اما عجبا كه ارج نهادن بر اين پيامبران جامعه ساز در اين برهه ار تاريخ كشورمان شگل ديگري مي بابد و اگر در اين ايام تجليل تقويمي ، هيچ يك از معلمين به حق ، خشنود ازاين ارج گذاري هاي زباني بي عمل نباشند ، به دور از ذهن نيست چرا كه با اين گل افشاني ها دلهاي رنجيده آنها التيام نمي يابد و باري از شانه هاي خسته آنها بر داشته نمي شود و از اين رو از زبان رند عالم ، حافظ شيرين سخن همصدا و هم دل به شكوه بر خاسته و مي گويند :
جوانمردي كن، از من بار بردار
گل افشاني بس ، از ره خار بردار
گل افشاندن ، غبار انگيختن چند؟
نمك خوردن ، نمكدان ريختن چند؟
اما دريغ از گوش شنوايي كه جزبا اتهام واهي بر خواسته به حق معلمين و محكوم ساختنشان برسياست ورزي ، قادر به پاسخي درشان مقام معلم نبودند.

از اتفاق روز گار است كه بايد در چنين برهه اي از تاريخ اين كهنه ديار آن مصرع از شعر شيخ اجل مصداق عيني يابد و بر پوست و استخوان نشيند كه " نشود خشك جز به آتش راست " آيا براستي آنهائيكه امروز در برابر هر خواسته بر حقي چون خواست كارگر ان و معلمين و ديگر احاد جامعه خود چنين بر مي تابند و خشم مي ورزند ، آن چوب خشك و خميده اي نيستند كه از آب ادب و تربيت سيراب نگشته اند ؟

با اين همه ، ايراني هرگز دمي غافل از ارج نهادن قلبي بر مقام معلم نخواهد بود كه به شهادت تاريخ فرهنگ اين كهنه ديار بر ما كه از آب ، ادب و تربيت سيراب گشته ايم ، بوسه بر دستان معلمين اين پيامبران جامعه ساز، فرض و واجب است هر چند كه چوب خشكاني خميده ، خار راه باشند. روز معلم مبارك باد.


اين مطلب در گويا منتشر شده است

به قلم بيژن صف سري ...... لينک يادداشت

0 نظر شما