|
:: درباره من :: در سمنان زاده شدم. روزگاران گذراندم تا در مطبوعات تولدی دیگر یافتم. در سال ذبح مطبوعات (1379) هفته نامه های
سپیده زندگی، ندای قومس، ندای ساوه (ندای اصلاحات) و صدای عدالت را منتشر کردم. در فروردین 1380 دوره اول روزنامه صدای عدالت را
سردبیر بودم و با فروش آنچه زندگی نام دارد صاحب امتیاز روزنامه آزاد شدم و با سردبیری 154 شماره از آن در 20 تیرماه 81 بار دیگر آزاد
متوقف شد تا دریابم روزنامه نگاری در «روزگار ما» بدون داشتن پشتوانه سیاسی آب در هاون کوفتن است اما با اين همه بعد از توقيف
روزنامه آزاد ، روزنامه مدبر را منتشر كردم كه پس از 39 شماره به حبس رفتم تا مبادا بي نصيب از پاداش كار در عرصه مطبوعات
بمانم.
:: روزگار ما ::
:: آرشـيو ماهـانه ::
:: لينک ها ::
نقل مطالب و نوشته هاي اين وبلاگ © با ذكر ماخذ و لينک به يادداشت اصلی بلامانع است
|
Wednesday, June 27, 2007
در ساعات پاياني شب گذشته ، مردم ايران با اعلام ناگهاني سهميه بندي بنزين چنان شوك زده مي شوند كه سال ها پيش از اين در سوم آذر ماه سال 1343وقتي هواي تهران به سمت يك سرماي بي سابقه پيش مي رفت ، از خبر نا بهنگام منصور نخست وزير وقت مبني بر گران شدن بنزين ، دچار شوك وحيرت شده بودند در آن سال هم خبر گران شدن بنزين مانند شب گذشته ناگهاني بود با اين تفاوت كه تبعات اين خبر ناگهاني در آن سال تنها واكنش گروهي ازرانندگان تاكسي را در بر داشت كه در مخالفت با گراني بنزين دست به اعتصاب زده بودند اما اين بار ، آنكه بر آشفت تنها گروهي از يك صنف خاص نبود كه مردم صبوري بودند كه در يك واكنش غير قابل تصور با هجوم به پمپ بنزين ها 9 جايگاه فروش بنزين را در نقاط مختلف شهر تهران ويران كرده ودر مخالفت با تصميم دولت و مجلس بر گراني بنزين شيشه چندين ساختمان مجاور پمپ بنزين ها را فرو ريختند كه تو گويي ديگر پايان سرمايه نهادن بر صبوري ملتي باشد كه در طول 28 سال گذشته تنها با سكوت خود نظاره گر بود و صبوري پيشه داشت .
مي گويند آنچه مردم صبور و لب فروبسته را بر آشفت اعلام خبر ناگهاني جيره بندي شدن بنزين اين آب حيات عصر ماشين زده بود ، طرفه آنكه از ماه ها قبل زمزمه ي سهميه بندي شدن بنزين نقل مجلس و مردم كوچه و بازاراست غافل آنچه برصبوري ملت خط بطلان كشيد و آشفتگي را باعث آمد نه اعلام نا بهنگام و ناگهاني اين خبر بلكه تعبير آن خواب آشفته اي بود كه هرگز در باور مردم صبورنمي گنجيد ، اگر چه صرفه جويي اين آب حيات كه دولت مهرورز و اهالي خانه ملت به هشدار بر آن دم مي زدند، بايد باور داشت اما اين حقيقت را چه كنيم كه دومين صادر كننده نفت در جهان باشي و خزانه ازفروش اين طلاي سياه لبالب و همه مسلمين جهان از فلسطين تا افغانستان و ... بر خوان نعمتت بنشينند و مست از باده تو گردند و اما خود در حسرت قطره اي ازاين آب حيات؟ اما از عجايب روزگار در اين گستره تاريخي بخوانيد كه حال ، لب فرو بستگان كه به فرياد آمدند و از غضب مي شكنند و بر بخت نگون خود نفرين نثار مي دارند ، وزير گنج خدا داده اين بلاد اسلامي بشارت مي دهد كه نگراني جايز نيست و با وجود سهميه بندي شدن بنزين هر كس به هر مقدار كه نيازمند است از اين آب حيات مي دهيم طرفه آنكه مسند نشينان خانه ملت هم تدبيري تازه با طرح سه فوريتي بر لغو آنچه خود اصرار داشتند مي كنند، غافل كه بر صبوري و سكوت اين ملت ديگر نبايد سرمايد نهند . اين مطلب در گويا منتشر شد
به قلم بيژن صف سري ...... لينک يادداشت 0 نظر شما
|