|
:: درباره من :: در سمنان زاده شدم. روزگاران گذراندم تا در مطبوعات تولدی دیگر یافتم. در سال ذبح مطبوعات (1379) هفته نامه های
سپیده زندگی، ندای قومس، ندای ساوه (ندای اصلاحات) و صدای عدالت را منتشر کردم. در فروردین 1380 دوره اول روزنامه صدای عدالت را
سردبیر بودم و با فروش آنچه زندگی نام دارد صاحب امتیاز روزنامه آزاد شدم و با سردبیری 154 شماره از آن در 20 تیرماه 81 بار دیگر آزاد
متوقف شد تا دریابم روزنامه نگاری در «روزگار ما» بدون داشتن پشتوانه سیاسی آب در هاون کوفتن است اما با اين همه بعد از توقيف
روزنامه آزاد ، روزنامه مدبر را منتشر كردم كه پس از 39 شماره به حبس رفتم تا مبادا بي نصيب از پاداش كار در عرصه مطبوعات
بمانم.
:: روزگار ما ::
:: آرشـيو ماهـانه ::
:: لينک ها ::
نقل مطالب و نوشته هاي اين وبلاگ © با ذكر ماخذ و لينک به يادداشت اصلی بلامانع است
|
Tuesday, October 30, 2007
![]() صبح امروز قیصر امین پور هم از میان ما رفت ، وقتی علی فراصت نویسنده خوش قلم " نخل های بی سر" گریه کنان خبر رفتن قیصر را تلفنی می رساند ، بهت زده بودم او مدام اشک می ریخت و منقطع حرف می زد اما من مسخ شده بودم نمی خواستم باور کنم که امیر اقلیم عشق هم از میان ما رفته است . قیصر را از سال 67 وقتی سردبیر مجله سروش نوجوان بود می شناختم ، امروز وقتی به مهندس فیروزان مدیر عامل شهر کتاب که سردبیر سروش درهمان سال ها بود ، خبر مرگ این شاعر را دادم ، او هم گویی باور نداشت که قیصر رفته باشد اما بعد از کمی سکوت و آهی مملو از هزار دریغ و افسوس با بغض در گلویش گفت ، چهار سال در سروش کنار هم بودیم و... خيال مي كنم ، درقايقي ميان اقيانوس چرا ها نشسته ام ، و خیره به گذشته پارو مي زنم ، وه که چقدر مسخره است تراژدي مضحك روزگار ما . حالا دیگر بالا بلند در ختان هم در سوگ قیصر ، زير ابر هاي خفته دلمرده، تلاوت باران را اقامه مي كنند ، تا همگان دریابند برای از دست دادن شاعر شریف که بزرگوارانه و صبور ، زخمهاي هزار ساله عشاق را ، برتن خويش ميهمان مي کرد باید گریست .او خود سال ها پیش در سوگ خویش در شعری ناب گریست و گفته بود. من ، در سوگ خویش مرثیه می خوانم : ای کاش آن گونه عاشقانه نمی خواندند آن گونه آسمانی که بالهای مرتعش مارا دنبال بال خویش کشاندند اما با حسرت رسیدن در بالهای کال ما را به سوگ خویش نشاندند فقدان این شاعر پراحساس را به جامعه ادبی و خانواده محترمشان تسلیت می گویم .
به قلم بيژن صف سري ...... لينک يادداشت 1 نظر شما
|