|
:: درباره من :: در سمنان زاده شدم. روزگاران گذراندم تا در مطبوعات تولدی دیگر یافتم. در سال ذبح مطبوعات (1379) هفته نامه های
سپیده زندگی، ندای قومس، ندای ساوه (ندای اصلاحات) و صدای عدالت را منتشر کردم. در فروردین 1380 دوره اول روزنامه صدای عدالت را
سردبیر بودم و با فروش آنچه زندگی نام دارد صاحب امتیاز روزنامه آزاد شدم و با سردبیری 154 شماره از آن در 20 تیرماه 81 بار دیگر آزاد
متوقف شد تا دریابم روزنامه نگاری در «روزگار ما» بدون داشتن پشتوانه سیاسی آب در هاون کوفتن است اما با اين همه بعد از توقيف
روزنامه آزاد ، روزنامه مدبر را منتشر كردم كه پس از 39 شماره به حبس رفتم تا مبادا بي نصيب از پاداش كار در عرصه مطبوعات
بمانم.
:: روزگار ما ::
:: آرشـيو ماهـانه ::
:: لينک ها ::
نقل مطالب و نوشته هاي اين وبلاگ © با ذكر ماخذ و لينک به يادداشت اصلی بلامانع است
|
Tuesday, November 13, 2007
بیادم هست سال ها قبل ، پیش از آنکه به تب انقلاب گرفتار شویم ، روی جلد یکی از شمارگان مجله "توفیق " که از نشریات پر فروش طنز و فکاهی آن دوران بود ، کاریکاتوری از" کاکا توفیق " سمبل طنز آن روزگاران ، منتشر شده بود که با زدن چوب حراج به ظرف گرانقیمتی فریاد می کشید ، حراج ... جراج ، همه چیز حراج است ، شرف ...ناموس ... وطن ...و...
آن روز ها که هنوز جوان بودم و غافل از سرد و گرم روزگار، آن تصویر فکاهی جز از منظر طنز برایم مفهومی نداشت ، اما امروز در شرایطی که جز غم نان نیست ، گویی بی تفاوتی در میان مردم این کهنه دیارهم همچون عارضه لا علاج ، اپیدمی شده است ،تا بدانجا که حتی با افزایش روزافزون تورم و گرانی ها و ایضا تحریم های ریز درشت و خطر حمله بیگانگان به مام وطن ، که هر روز از گوشه و کنار جهان و یا از زبان برخی از مسئولین کشور هم شنیده می شود ، ذره ای از این بی تفاوتی ملت کم نمی گردد ، و در چنین حال و روزی است که با بیاد آوردن تصویر روی جلد آن مجله فکاهی پیام "کا کا توفیق " ، برایم معنا و مفهوم دیگری می یابد . شاید چرایی این بی تفاوت شدن را باید در نکته عارفانی جستجو کرد که آن شاعر تازه از دست رفته "قیصر امین پور" گفته است : وقتی جهان از ریشه حهنم و آدم از عدم و سعی ، از ریشه های یاس می اید وقتی که یک تفاوت ساده در حرف ، کفتار را ، به کفتر ، تبدیل می کند باید به بی تفاوتی واژه ها و واژه های بی طرفی مثل نان ، دل بست نان را از هر طرف که بخوانی نان است
به قلم بيژن صف سري ...... لينک يادداشت 3 نظر شما
|