|
:: درباره من :: در سمنان زاده شدم. روزگاران گذراندم تا در مطبوعات تولدی دیگر یافتم. در سال ذبح مطبوعات (1379) هفته نامه های
سپیده زندگی، ندای قومس، ندای ساوه (ندای اصلاحات) و صدای عدالت را منتشر کردم. در فروردین 1380 دوره اول روزنامه صدای عدالت را
سردبیر بودم و با فروش آنچه زندگی نام دارد صاحب امتیاز روزنامه آزاد شدم و با سردبیری 154 شماره از آن در 20 تیرماه 81 بار دیگر آزاد
متوقف شد تا دریابم روزنامه نگاری در «روزگار ما» بدون داشتن پشتوانه سیاسی آب در هاون کوفتن است اما با اين همه بعد از توقيف
روزنامه آزاد ، روزنامه مدبر را منتشر كردم كه پس از 39 شماره به حبس رفتم تا مبادا بي نصيب از پاداش كار در عرصه مطبوعات
بمانم.
:: روزگار ما ::
:: آرشـيو ماهـانه ::
:: لينک ها ::
نقل مطالب و نوشته هاي اين وبلاگ © با ذكر ماخذ و لينک به يادداشت اصلی بلامانع است
|
Sunday, May 27, 2007
اين مقاله در روز نامه هم ميهن روز سه شنبه هشتم خرداد ماه منتشر شد و چون سايت اين روزنامه هنوز در حال راه اندازي است اين مطلب را مي توانيد در همين جا بخوانيد .
نقل است مرحوم حاج شيخ محمد حسين بروجردي ازپي استمداد مردمي كه از ياوه گوئيهاي واعظي پرگو به ستوه آمده بودند ، پيغام فرستاد كه اي شيخ ، سخن گفتن رانمي داني ، سخن نگفتن هم نيز نداني ؟ از آن هنگام كه آمريكا از پي اهدافي كه اربابي بر جهان در آن نهفته است به كشور عراق حمله كرد ، جهانيان بلااتفاق بر اين باور رسيدند كه هدف بعدي اين دايناسور مست ايران خواهد بود و از اين رو دغدغه اي گريبان مردم اين كهنه ديار را سخت گرفته است كه براي رفع اين اضطراب كشنده ، كوچكترين توقع ، نه تنها از دولتمردان خود كه از همه اهل سياست اين آب و خاك آن است تا با درايت و اتخاذ ديپلماسي فعال و همچنين پرهيزاز اظهارات غير مسئولانه ، حداقل از شدت اين اضطراب بكاهند و در رفع اين دغدغه بكوشند اما گويي اين توقع و انتظار در باور گروهي نه از بيگانگان كه از خودي ها و دلسوزان اين آب و خاك نمي گنجد آنچنانكه از آغاز مناقشات هسته اي ، مدام با موضعگيري هاي غير مسئولانه بر توهم جنگ طلبي ايرانيان در اذهان جهان كمك كرده و آب بر آسياب دشمن مي ريزند طرفه آنكه پيام نهفته در اين اظهارات تحريك كننده و غير مسئوولانه براي مردم صلح جو ايران، به نوعي حكم جهاد است كه ازجميع آن مي توان يك بار ديگر در تاريخ اين سرزمين اهورايي حكايت رساله جهاديه را زنده كرد . بعد از عهد نامه "گلستان " كه منجر به جدايي بخشي از اراضي ايران شد و امپراطوري روسيه چندين شهر را به تصرف خود در آورد ، فتحعليشاه قا جاركه اين عهد نامه را صرفا يك نوشته به وجه علي الحساب مي دانست و در يك كمان خام تصور مي كرد دولت تزاري روسيه از سر زهر چشم گرفتن و چشم هم چشمي با دولت هاي استعمار گر مانند انگلستان ، شهر هاي شكي و شيروان و شوش ، گر جستان و داغستان را از سر لجاجت به تصرف خود در آورده و حكما بعد از خاموش شدن آتش لجاجت ، آن شهر ها را دوباره به صاحب اصليش ايران پس مي دهد، در ست يكسال قبل از جنگ دوم با روسيه كه منجر به عهد نامه تركمانچاي شد ، نماينده اي به دربار امپراطور روسيه فرستاد تا در باره استرداد شهر هاي جدا شده از ايران مذاكره نمايد اما امپراطور روسيه نه تنها زير بار نرفت و آنچه را به موجب عهد نامه گلستان تصرف كرده بود، ملك ابدي خود دانست،بلكه آنچنانكه پيش آمد، معلوم شد كه چشم طمع به تصرف چند شهر ديگر از ايران دوخته بود ، به همين دليل وقتي قاصد در بار قاجار از روسيه بازگشت خيالات امپراطور را برملا كرد ،و فتحعليشاه هم در صدد تهيه و جمع آوري سپاه در آمد و به و سيله ابوالقاسم قائم مقام به تهييج علماي ايران و عتبات عاليات پرداخت و لزوم جهاد با روسيه را به عموم ملت ايران ياد آور شد و بر اين اساس احكام صادره از سوي علما در باره ترغيب مردم به جهاد با روسيه در مجموعه اي جمع آوري شد كه قائم مقام آن را "رساله جهاديه " ناميد، حال حكايت امروز ما است كه اگرجميع اظهاراتي كه چه در موضعگيري با تهديدات آمريكا و چه تحريك در شعله ور ساختن آتش زير خاكستر چون ادعاي عجيب و غريب دبير كل فدائيان اسلام مبني بر ترغيب مسئولين نظام در استرداد شهر هاي واگذار شده در عهد نامه تركمانچاي ، همه را دريك پوشه جمع آوري كنيم ، چيزي شبيه همان " رساله جهاديه " خواهد شد با اين تفاوت كه در اين مجموعه اظهارات تهييج كننده ، حكم جهاد نه ازسوي علما ي دين و يا مسئولين كشور كه از سوي گروهي غير مسئول بطورضمني صادر شده است اگرچه با پايان يافتن مهلت دومين قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل كه دلالت بر توقف برنامه هاي هسته اي ايران مي كرد ويا انتشار گزارش دو پهلو اخير ، مدير كل آژانس بين المللي انرژي اتمي كه صدور قطعنامه سوم را كه بي شك تندتر از دو قطعنامه گذشته خواهد بود را تسهيل كرده است و ايضا استقرار ناو هاي آمريكا درآب هاي خليج فارس كه حكايت از تهديد جدي آمريكا در منطقه دارد ، همگي نشان از وخامت اوضاع و لزوم آمادگي ملت ايران در برابر هجوم بيگانگان مي دهد اما با توجه به كوششي كه تا كنون براي صلح در ادامه مذاكره با جهان وجود دارد از جمله مذاكره ي روز گذشته با نماينده اشغال كننده كشور همسايه ، در عراق ، گرچه حاصلي نداشت بارقه از اميد را ، هر چند بعيد ، در دل هاي مردم اين آب و خاك و جهان ايجاد كرده است كه شايد راهي براي پيشگيري از يك مخاصمه ناخواسته پيدا شود. حال در چنين شرايطي كه همه نگاه هاي مضطرب به درايت مسئولين و تصميم سازان دو كشور در جهت استمرار صلح در منطقه دوخته است ، بي شك صدور احكام جهاديه نهفته در اظهارات غير مسئولانه گروهي حراف به دور از باور اهداف صلح جويانه ملت ايران است .
به قلم بيژن صف سري ...... لينک يادداشت 0 نظر شماWednesday, May 23, 2007
پس از چهارسال دوري از مطبوعات اين ياداشت ، امروز ( چهارشنبه 2 خرداد86) در روزنامه هم ميهن صفحه سوم با تيتر " برآيند حماسه دوم خرداد، مدار صفر درجه امروز " منتشر شد، در پي بخوانيدش تا سايت روزنامه هم ميهن راه اندازي شود
بي شك دوم خرداد چه به مثابه يك حماسه بدانيم و چه به تعبير مخالفان ، كسست از حركت انقلاب 57 ، نقطه عطفي است در تاريخ اين كهنه ديار . اگر چه اين نهضت هم همانند ديگر نهضت هاي اجتماعي اين آب و خاك عقيم ماند اما به هر روي فصلي جديدي از مطالبات مردم اين آب و خاك را رقم زد. اصلاح و بهبود روند مدیریت کشور با تاکید بر حقوق شهروندی و آرای عمومی، ایجاد و بسط جامعه مدنی، تکریم شهروندان، احترام به آزادی های عمومی و حریم خصوصی و در برابر بازتعریف حوزه عمومی با تاکید بر کاستن از نقش نهاد قدرت، سهل و عادلانه تر کردن رقابت و شفاف کردن مناسبات قدرت با گسترش مطبوعات و امثالهم از جمله اهدافی بود که در دوم خرداد مطرح گرديد اما با اين همه فارغ ار اينكه چه بر سر اصلاحات آمد و يا اساسا اين حركت عامل خير و يا شر براي ملت ايران بوده است يا نه ، اين پرسش مطرح است كه براستي چرا برآيند چنين حركت حماسه سازي ، بايد برگشت به دوران قبل از اين حماسه باشد ؟ براي پاسخ به اين پرسش در اين مقطع از تاريخ كشورمان كه مصادف است با دهمين سالگرد آنچه به حماسه دوم خرداد مشهور است ، شايد در نگاه دوباره بر روند اين نهضت بي سرانجام حاصل گردد و با تعمق بر خاطرات و مصائبي كه بر اين كودك نو پا اصلاحات گذشته است ، چرايي عقيم ماندن اين حماسه را دريابيم . آنچه اصلاحاح طلبان در طول هشت سال زمامداري سيد محمد خاتمي ،رئيس جهمور منتخب پيشين بودند، لزوم تغییرات اساسی در اداره ی امور کشور در چهارچوب قانون اساسي بود تغيراتي كه اقتدارگرايان موسوم به جناح راست اعتقادی به آن نداشنه و تنها تبعيت بي چون و چرا از اصول نظام با در نظر داشتن قانون اساسي را اصل دانسته، آنچنان كه امروز نيز اصولگرايان كه طيف جوان ، جناح راست محسوب مي گردند دنبال رو همين راه هستند . تولد احزاب جديد ،باز شدن نسبي فضاي سياسي ، شكوفايي مطبوعات از جمله ره آورد حماسه دوم خرداد بود اگر چه جناح مقابل با بستن مطبوعات ، خيلي زود اين فضل سبز شكوفايي را به خزان تبديل ساخت اما تاثير گذاري مطبوعات در همان دوران كوتاه آنقدر بود كه اذهان پرسشگر جامعه را فعال سازد تا بدانجا كه جنيش دانشجويي بعنوان يك نيرو موثر، حيات دوباره گيرد . گسترش خطوط قرمز در دوران اصلاحات از سويي و اوج گرفتن انتظارات مردم از به روي كار آمدن اصلاح طلبان ، از سويي ديگر ، روند اين حركت اجنماعي حماسه ساز را هر روز كندتر و كندتر مي ساخت طرفه آنكه پرچمداران اين نحله فكري در جامعه با توجه به داشتن سه ركن اجرايي(مردم ، مجلس ششم ،مطبوعات ودانشجويان ونخبه گان )آنچنان در چنبره آرمانهاي خود گرفتار بودند كه ازخود سازي و دور خيز نمودن جناح رقيب براي بدست آوردن زمام امور ، غافل مانده وبا اين كمان كه به صرف گله و شكايت هاي بحق از رقيب و كارشكني ها يي كه هر 9 روز منجر به يك بحران مي گرديد ، مي توان با عدم مقابله وپاسخگو نبودن به انتظارات طرفداران خود، 69% راي دهندگان به اين طيف فكري را براي زماني طولاني تر از هشت سال زمامداري سيد اصلاحات حفظ كرد و طبيعتا در چنين وضعيتي مي توان عكس العمل جناح رقيب را انتظار داشت و اين مشگلي بود كه سران اصلاحات آمادگي مقابله با آن را هر گز نداشتند تا بدانجا كه صراحت سخن گفتن از اين ناتواني بدانجا رسيد كه حتي شماري از اصلي ترين چهره هاي اصلاحات اين جمله را بر زبان راندند كه " عمر حركتي كه با ورود محمد خاتمي به ساختمان رياست جمهوري آعاز شد ، با خروج وي از اين نهاد پايان گرفت ، و كمي پس از آن نيز سخن سعيد حجاريان كه مشهور به مغز متفكر اصلاحات است ،در گوش همه اصلاح طلبان طنين انداز شد : "اصلاحات مرد ". و عاقبت اين چنين امروز با همه مصائب و هزينه هاي كه براي تحقق آرمان هاي اين نهضت اجتماعي پرداخت گرديد بار ديگر بايد شاهد و نظاره گر دوران پيش از وقوع اين حماسه باشيم و همه چيز را بر مدار صفر در جه ببينيم اما با اين همه هنوز هم مي توان اميدواربود و گفت :يا علي مدد، روز از نو ،روزي از نو . سالگرد دوم خرداد مبارك باد .
به قلم بيژن صف سري ...... لينک يادداشت 0 نظر شماFriday, May 18, 2007
![]() بي تا و بهنام ، ذوج روزنامه نگاري كه "كافه تيتر" را باز كردند اين روز ها سخت در تكاپوي پيدا كردن مكان ديگري براي پاتوق اهل قلم و هنرمندان هستند چون مدتي است براي بسته شدن كافه كوچك شان شفاها ضرب العجلي تا 15 تيرماه به آنها داده شده است . "كافه تيتر" نه تنها محل گفت و شنود و ديدار اهالي مطبوعات است بلكه در اين مدت كوتاه جايگاه ويژه اي در بين اهالي هنرتئاتر و سينما دارد ، از روز بازگشايي اين كافه كوچك و صميمي تا به امروز هر هفته در روز هاي معين ، مراسم مختلفي به منظور ترويج فرهنگ و هنر برگزار شده است از رونمايي كتاب گرفته تا جلسات نمايش و يا شعر خواني .به همين دليل نام اين كافه چنان پر آوازه شد كه نشريات برون مرزي هم از اين دكه كوچك با صفا ، گزارش هاي خواندني منتشر كرده اند كه آخرين آن گزارش لوس انجلس تايمز بود اما آنچه باعث تعجب است تمامي اين مراسم در شرايطي برگزار مي شود كه هيچ منفعت مالي براي اين ذوج جوان مطبوعاتي ندارد تا بدانجا كه حتي در روز هاي برگزاري و يا نشست هاي فرهنگي ، هنري با وجود ازدحام خبرنگاران وعلاقمندان به هنر و ادبيات ، در آمد اين كافه حتي كمتر از روزهاي عادي آن است . چند روز قبل سري به اين پاتوق اهل قلم زدم تا ضمن ديدن دوستان مطبوعاتي مثل محمد آقازاده و يا رضا ولي زاده و ديگران ، از حال و روز بي تا و بهنام هم با خبر شوم چون مي دانستم كه براي تخليه مغازه كوچكي كه در آن "كافه تيتر" را بنا كردند تحت فشار قرار دارند . آن روز وقتي وارد "كافه تيتر "شدم بغير از دو نفر كافه خالي از مشتري بود و بهنام در پشت پيشخوان به اتفاق همسرش بي تا نشسته بودند ، در چهره هر دو نگراني از فرداي نامعلوم كافه موج مي زد ، بي تا مي گفت به خيلي از نهاد هايي كه متولي هنر اين آب و خاك هستند مراجعه كردم تا بلكه مانع بسته شدن كافه شوند اما هيچ كدام يا قادر به كمك نبودند و يا نمي خواستند كمكي كنند ، بهنام هم از دربدري هايش براي پيدا كردن مكان ديگر براي ادامه كار كافه گفت ، هيچ كجاي اين شهر جايي را كه متناسب با وسع و بضاعت اين دو جوان اهل ذوق مطبوعاتي باشد پيدا نمي شود . بعد از دردل كردن ها و رد وبدل خبر هاي مثل باز شدن دوباره روزنامه هاي "هم ميهن" و "شرق" ، طبق معمول هميشه بهنام از جلسه هفتگي كافه خبرم داد و گفت راستي پنجشنبه حتما بيائيد بچه هاي فيلم اخراجي ها مي آيند . امروز كه به "كافه تيتر" رفتم باز هم ازدحام بود و فلاش دوربين هائيكه از نشست هفتگي كافه براي پر كردن صفحات مجلات وروزنامه ها تصوير برداري مي كردند ، "بي تا " در پشت پيشخوان كافه بي توقع از مهمانان با عشق نظاره گر بحث و گفتگوي خبرنگاران و وبلاك نويسان با هنرمندان فيلم اخراجي ها بود و بهنام هم بيرون از كافه براي آمدن شريفي نيا يكي ديگر از بازيگران فيلم اخراجي ها به انتظار ايستاده بود. من و رضا ولي زاده قبل از پايان مراسم از كافه بيرون آمديم به دلم افتاد كه به اتفاق بهنام و رضا در جلوي كافه عكسي بيادگار بگيريم شايد كافه تيتر را ... .در راه خانه سنگين از علامت سوالي بودم كه در ذهنم نقش بسته بود ، راستي چرا مي خواهند كافه تيتر بسته باشد عكس هايي از مراسم نشست هنرمندان فيلم اخراجي ها در كافه تيتر( عكس ها از سايت yaldabox. ![]() مسعود ده نمكي كارگردان اخراجي ها ![]() كاميز ديرباز ![]() نیوشا ضیغمی بازيگر فيلم اخراجي ها ![]() نگار فروزنده يكي ديگر از بازيگران فيلم اخراجي ها ![]() اين هم عكس يادگاري نگارنده با بهنام قلي پور صاحب كافه تيتر و رضا ولي زاده روزنامه نگارومجري برنامه راديو گفتگو گزارش كامل اين مراسم را در اينجا بخوانيد و عكس هاي آن را هم در اينجا ببينيد
به قلم بيژن صف سري ...... لينک يادداشت Friday, May 11, 2007
ديشب ،خواب تو آمد پرپر زنان كنار گوشم نشست ، نوجوان بيدار شدم و از پله هاي مرمر باغ بچكي هايم آمدم .
دوچرخه شبنم آلوده اي ، زنگ زد، پيش پايم ايستاد،( درست مانند همان دوچرخه اي كه در كودكي داشتم ) دست بر پشت زين سوار شدم و ركاب زنان بر آسمان بر آمدم و بام هاي شهر زير پايم بود. در كنار پنجره اي گشوده، مكث كردم ، از پشت پنجره رو به ماه ، ترا ديدم ، نشته در گوشه اي از اتاق ،درپيراهن دريا ، من ترا در پيراهن دريا دوست مي داشتم . بر ديوار اتاق ، عكس ها بند نبودند و هر از چند گاه به شكل خنده داري به من نگاه مي كردند و دوباره مسخ مي شدند. عكس ها را بياد نمي آورم اما بيادم هست كه ترا دوست مي داشتم . در خيابان هاي پر ازدحام مي راندم و دلم عطر تو داشت كه مي رفتم ، گروه گروه آدم در دو سويم جاري بودند ، و من به تو آغشته ، سرشار از تو، اما كسي نمي ديد ، كسي ترا در كنار من ، دست در دست من ، پشت پيشاني من نمي ديد ، كسي ترا در وجود من باور نداشت ، كه من از ازل ترا دوست مي داشتم و عاقبت ، در برف بام تو ، سفيد خواهم شد. ترا دوست مي داشتم ، اين صلاي هستي من بود، و در خواب التماس كردم كه دربيداري هم بياد من بيايي ، درست به همان شگل كه ترا من دوست مي داشتم .
به قلم بيژن صف سري ...... لينک يادداشت 4 نظر شماMonday, May 07, 2007
استاد پرويز زابلي از هنرمندان برجسته منبت كاري بر روي چوب به دليل عارضه قلبي در بيمارستان آزادي تهران در بخش آي سي يو بستري است .
استاد زابلي در سال 1296 شمسي در تهران متولد شده است وتخت تعليم اساتيد برجسته آن دوران هنر منبت كاري بر چوب را آموخت و با استعداد ذاتي و پشتكار خود در اين هنر سر آمد گرديد تا بدانجا كه در اين هنر صاحب سبك و خالق ابتكاراتي تقريبا جديد بوده است . آثار اين استاد هم اكنون در بسياري از موزه هاي داخل و خارج از كشور به درستي خفظ و نگهداري مي شود . استاد زابلي ببراي مدتي كوتاه عنوان استاد هنر منبت كاري بر روي چوب در دانشگاه هنر و الزهرا مشغول پرورش دانشجويان علاقمند به اين هنر بوده است . عصر روز جمعه 14 ارديبهشت ماه جاري باستاد زابليس راي دويمن بار طي يك ماه اخير به دليل نارسايي قلبي دربيمارستان بستري شده است و در حال حاضر در بخش آي سي يو بيمارستان آزادي بستري مي باشد . گفتگو با این استاد هنرمند را در اینجا بخوانید
به قلم بيژن صف سري ...... لينک يادداشت 0 نظر شماSunday, May 06, 2007
![]() در سالگرد روز جهاني آزادي مطبوعات، انجمن دفاع از آزادي مطبوعات در جلسه خود به اتفاق آرا چهارمين قلم طلايي خود را به عزتالله سحابي، مدير مسوول ماهنامه ايران فردا تقديم كرد. اين انجمن به پاس تلاش سحابي براي آزادي بيان و مطبوعات، ايشان را شايسته دريافت قلم طلايي سال 85 دانست. به همين مناسبت امروز مراسمي در محل انجمن صنفي روزنامه نگاران برگزار گرديد كه در اين مراسم علاوه بر آنكه گزارش سالانه 85 انجمن دفاع از آزادي مطبوعات در خصوص روند روزنامهنگاري و آزادي بيان ارايه شد طي مراسمي قلم طلايي را به آقاي سحابي اهدا گرديد. همچنين در اين مراسم لوح تقديري از سوي نهضت آزادي ايران به اين فعال مبارز سياسي اهدا شد . در اين مراسم اكثر چهره هاي شاخص سياسي مخالف با نوع اداره امور امروز كشور حضور داشتند . . اجراي اين مراسم به عهده دكتر حكمت عضو موسس انجمن دفاع از آزادي مطبوعات قرار گرفته بود كه پس از آغاز مراسم گزارش ساليانه انجمن دفاع از آزادي مطبوعات توسط دبير اين انجمن عباس صفائي فرد قرائت شد و پس از آن مهندس موسوي خوئيني ها عضو ادوار تحكيم وحدت سخناني در رابطه با برگزيده شدن مهندس سحابي ايراد كرد و.پس از آن به ترتيب آقايان يوسف اشكوري ، طوسي ، دكتر باوند ، دكتر حبيب الله پيمان ، دكتر كديور رئيس انجمن دفاع از آزادي مطبوعات ،و دكتر يزدي و خانم نركس محمدي به نمايندگي از سوي خانم شيرين عبادي كه در حال حاضر خارج از كشور بسر مي برند سخناني در ارتباط با اين مراسم ايراد كردند و در پايان قبل از اهدا جايزه قلم طلايي به برگزيده سال 85 انجمن دفاع از آزادي مطبوعات ، مهندس سحابي سخناني در اهميت دفاع از ايران در شرايط كنوني ابراز داشتند و در پايان جايزه قلم طلايي از سوي انجمن دفاع توسط آقايان كديور ،دكتر حاج سيد جوادي و عبدالله نوري به اين مرد نستوه مبارز اهدا گشت كه علاوه بر آن نهصت آزادي نيز ن لوح تقديري به همينمناسبت به مهندس سحابي اهدا كرد. كديور:برخی كارگزاران کشور از دمكراسی حالشان به هم میخورد دكتر كديور رئيس انجمن دفاع از آزادي مطبوعات طي سخنراني با اشاره به قدمت 150ساله آزادی بیان در ایران، گفت: در كشور ما رسم است كه سوره "الرحمان"را در زمانی كه مقولهای به پایان میرسد، قرائت میكنند كه در بحث مطبوعات كشور باید به این سوره از معنای تلخ آن نگریست. وی،با بیان این كه با وجود سالهای متمادی فعالیت آزادیخواهانه مردم ایران، دستاورد چندانی برای آن نداریم، گفت: حتی در كشورهایی مانند هند، مالزی، تركیه و یا مصر نیز وضعیت قابل مقایسهای میان مطبوعات این كشورها با ایران وجود ندارد. به گونهای كه عراق فردا و افغانستان امروز از اوضاع مساعدتری نسبت به مطبوعات ما برخوردارند. رییس انجمن دفاع از آزادی مطبوعات، دشمنان آزادی را از سه بخش صاحبان قدرت سیاسی، قدرت اقتصادی و قدرت فرهنگی دانست كه در كشورهای جهان سوم، سیاست و اقتصاد در ادغام با یكدیگر دشوارترین وضعیت را در رابطه با برپایی آزادی ایجاد كردهاند. وی، یادآور شد: اما در جامعه ایرانی نبض اقتصادی و سیاسی ما ویژگی سوم دشمنان آزادی یعنی تمركز فرهنگی را نیز با خود همراه كرده است كه سبب دشواری بیشتر آزادی بیان میشود اگر در كشورهای دیگر مردم نفسی جزئی میكشند در ایران جرمهای سیاسی را با انگهای فرهنگی و دینی همراه میكنند، ما در كشوری هستیم كه برخی كارگزاران آن به جای آن كه مجسمه خردمندی باشند، از دمكراسی حالشان به هم میخورد و فلان وزیرش برادر حسن و برادر حسین است كه در دشمنی با مطبوعات شهره شهر هستند. كدیور، افزود: در این شهر من و شما میخواهیم در سالروز آزادی مطبوعات از آزادی بیان بگوییم، در طول این یك سال 34 مطبوعه تعطیل شد. البته دشمنی با مطبوعات در حال حاضر به اندازه اقدام گذشته برخی افراد در تعطیلی 30 روزنامه در یك شب نیست. وی، با بیان اینكه ما حتی شاهد عمر 3 و یا 7 روزهای برای برخی روزنامهها هستیم، به مقایسه روزنامههایی با قدمت بیش از 100 سال در كشور ژاپن پرداخت و گفت: پایداری فرهنگ ژاپن به دلیل همین مباحث است و علی رغم تاریخ و فرهنگی كه ایران از آن برخوردار است، در مقوله مطبوعات متاسفانه بسیار عقب هستیم. رییس انجمن دفاع از آزادی مطبوعات،تصریح كرد: علاوه بر مطبوعات كاغذی، مطبوعات دیجیتالی، وبلاگها و خبرگزاریها نیز با وضعیت دشواری مواجه هستند و مرثیه جدید ما در رابطه با برخورد هیات حاكمه با مطبوعات 200 نسخهای دانشجویی است، به طوری كه نشان میدهد آستانه تحمل براداران بسیار پایین آمده است. كدیور، با اشاره به برگزاری مراسم چهرههای ماندگار یادآور شد:چهره ماندگار ما عزت الله سحابی است؛ وی ایران دوستی خردمند، دینداری بی ریا و سیاستمداری اخلاقی است كه از سال 1309 برای اعتلای ایران و ارایه قرائتی نواندیشانه از دین و آزادی فعالیت كرده است. وی ،ادامه داد: سحابی خمس عمر خود را در زندان سپری كرده است كه 13 سال آن قبل از انقلاب و 2 سال آن پس از انقلاب بوده است. انتشار 72 شماره از مجله" ایران فردا"، در طول هشت سال حضور این نشریه در عرصه مطبوعاتی كشور نشان داد كه وی در دلسوزی و شفقت نسبت به اسلام، امر به معروف و نهی از منكر و ایران بسیار مصر بود. به گفته كدیور،سحابی دارای دیدگاههایی در زمان پیروزی انقلاب بود كه بررسی آنها در شرایط كنونی كشور نشان میدهد، پیچش مو را در" ایران فردا" دیده بود. مهندس سحابي:باید جلوی اضمحلال کشور را گرفت عزت الله سحابی،نیزدر این مراسم، با یادآوری فعالیتهای خود در سالهای آغازین انقلاب تصریح كرد: در زمانی كه به عنوان مدیر در استانهای كرمان و مازندران فعالیت میكردم، شاهد تضییع میراث و منابع ایران در این استانها بودم كه به نظر من جدا از قشر كارگر و كشاورز ما، اصلی ترین ظلم در حق ایران روا شده است. وی، با اشاره به مذاكرات خود با تصمیم گیران در حوزه تعیین مزد كارگران ،گفت: در جریان مذاكراتی كه با این بخش داشتم، به افزایش 20 تا 21 درصد حقوق كارگران از سال 62 اشاره كرده و به مسوولان وقت آسیب خوردن مقوله" مدیریت كشوری" پس از تصویب" قانون كار" را یادآور شدم و از آنها خواستم تا برای جلوگیری از اعتیاد و یا سایر موضوعات اخلاقی افراد را تشویق به سرمایه گذاری كنند. سحابی، خاطرنشان كرد: پس مشاهده میكنید كه قشر كارگر كشور چندان نیز مظلوم نیست، علاوه بر این با مشاهده آبادانیهای ایجاد شده در كشور پس از پیروزی انقلاب اسلامی و ایجاد اصلاحات ارزی در ایران توجه ویژهای نیز به قشر كشاورز شده است. وی، یادآور شد: طبقه محروم جامعه ایران،"كشورمان" است كه روز به روز پیكر آن تراشیده میشود، علاوه بر نفت، مرتع و آبها و 600 میلیارد دلار درآمد نفتی آن نیزسوخته شده است كه این مبلغ بسیار بیشتر از درآمدهای كشورهای همسایهای چون تركیه و پاكستان است كه با سفر به این كشورها مشاهده میكنیم كه تا چه حد از آنها عقب هستیم. برنده جایزه قلم طلایی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات،گفت: پس از پیروزی انقلاب اسلامی علاوه بر سیل، مهاجرت نیروهای كارشناس به خارج از كشور، شاهدیم كه عده معدودی، در شغل خود به فعالیت میپردازند و برخی اقدامات صورت گرفته پس از انقلاب، بر موجودیهای انسانی و مادی ایران لطمه وارد كرده است. سحابی، با بیان اینكه تحریمهای صورت گرفته بر ضد ایران شوخی نیست، اعلام كرد: ایران در زمان نهضت ملی در تمام دنیا سرافراز بود، اما در حال حاضر وضعیت چندان مناسبی ندارد. وی، با رد این مطلب كه احساسات نجات پرستانه و ناسیونالیستی وی سبب بیان این مباحث شده است،یادآور شد: ایران از 1700 سال قبل از میلاد مسیح پایه گذار "یكتا پرستی" براساس مباحث "زردشت" بود،"كوروش كبیر" اولین بیان كننده حقوق بشر و" داریوش" منادی آزادی بود؛ملت ایران از ادوار گذشته مزایای فراوانی در مقایسه با سایر ملل داشت، اما در حال حاضر چه وضعیتی دارد؟ سحابی، گفت: امروزه دفاع از اسلام چندان جایز نیست؛ چرا كه خدا خود صاحب اسلام است و از پشتیبانی قادر متعال برخوردار است؛ پس هر ایرانی باید ادای دین خود را در راه خدمت به ایران و جلوگیری از اضمحلال آن صرف كند. سحابي يك عمر براي آزادي آنچه در پي مي خوانيد بر گرفته شده از از پايگاه نيرو هاي ملي مذهبي به قلم مرتضي كاظميان است «هر فردي حق آزادي و بيان دارد و حق مزبور شامل آن است که در داشتن و ابراز عقايد خود بيم و اضطراري نداشته باشد و در کسب و دريافت و انتشار اطلاعات و افکار، به تمام وسايل ممکن، آزاد باشد.» اين تاکيد (ماده 19 اعلاميه جهاني حقوق بشر) بخشي از دفاعيات مهندس عزت الله سحابي در جلسه دادگاه تجديدنظر (فروردين 1343) است؛ مهندس سحابي با بيان اين جملات و با اشاره به اين نکته که اعلاميه جهاني حقوق بشر در سال 1317 به تصويب مجلس ملي ايران نيز رسيده است، در اوج استبداد، بي پروا اظهار مي دارد؛ «مگر رژيم مشروطيت در يک فرد، خلاصه و جمع مي شود؟ اگر چنين است، ديگر دموکراسي و حکومت مردم معني ندارد.» سحابي 33 ساله تصريح مي کند؛ «وجود عيب و نقص در همه دستگاه حکومت، يا در روش سلطنت، چيزي نيست که غيرمعقول باشد؛ همه افراد بشر در معرض خطا و صواب هستند... حال اگر فردي يا انساني از انسان هاي اين جامعه، بدون چاپلوسي و تملق، بدون انتظار پاداش يا بيم و اميد، از طرز اداره مملکت، از حکومت و سلطنت، به طور مستقيم انتقاد کند، اين جرم است؟... براي پادشاه مملکت برازنده نيست که جوانانش، روشنفکرانش تا از اين محيط پا بيرون مي گذارند، مثل مرغي که از قفس پريده و آزاد شده، از ظلم و ستم هيات حاکمه و خفقان وطن خويش فرياد برآورند...»دفاعيات سحابي در دادگاه در پي محاکمه وي به اتهام اقدام بر ضد امنيت کشور و اهانت به مقام سلطنت، صورت گرفت. سحابي مسووليت انتشار نشريه يي را که نهضت آزادي ايران چاپ مي کرد، بر عهده داشت. او علت فعاليت سياسي - مطبوعاتي خود را براي قاضي دادگاه چنين توضيح مي دهد؛ «احساس وظيفه و تکليف ملي و ديني مرا بر آن داشت که حتي المقدور تلاش و فعاليتي بکنم... کاري که از دستم برمي آمد، تصدي يک نشريه مرتب دوهفتگي بود؛ از آن نشريه استقبال شد و انتشار آن، خوب انجام گرفت.» «مرد آزاده» در شرايط ارعاب و سرکوب و اختناق و در قلب اقتدار رژيم شاهنشاهي، در دادگاه نظامي، تصريح مي کند؛ «در همه جاي اين نشريه، به اشاره يا به صراحت، مخالفت با رژيم ديکتاتوري و استبدادي و حکومت مطلقه، به چشم مي خورد. اگر در کشور مشروطه و در رژيم دموکراسي، يک فرد يا دسته يا يک جمعيت، نامه يي يا نشريه يي انتشار دهد و در آن از مضرات ديکتاتوري و استبداد سخن بگويد، آيا اين جرم محسوب مي شود؟... مگر مشروطه در وجود يک نفر خلاصه مي شود؟...» سحابي به چهار سال زندان و حبس مجرد محکوم و به زندان قصر فرستاده مي شود؛ او پيش از اين، سه ماه زندان انفرادي را در «عشرت آباد» همراه با بازجويي طي کرده بود. فعاليت مطبوعاتي سحابي اما به بسيار پيش از اين برمي گشت؛ عزت الله جوان (متولد 1309) فرزند دکتر يدالله سحابي، در سال هاي 1327 و 1328 در مجله «فروغ علم» و در سال هاي 1331 و 1332 در مجله «گنج شايگان» نقشي فعال و موثر داشت؛ او به عنوان سردبير اين نشريات مقالاتي را که ميان دين و دانش پيوند برقرار مي کرد و نگاهي نوانديشانه به تعاليم اسلامي داشت، و نيز مقالاتي در نقد فرهنگ و وضع جامعه ايران، منتشر مي ساخت. مهندس سحابي از همان دوران دانشجويي - که در رشته مهندسي مکانيک در دانشگاه تهران تحصيل مي کرد - جلب فعاليت هاي سياسي - اجتماعي شده بود. با وقوع کودتاي امريکايي - انگليسي 28 مرداد 1332 سحابي در کميته دانشگاه «نهضت مقاومت ملي» فعال شد. او مسووليت توزيع نشريات نهضت، از جمله اعلاميه ها و روزنامه «راه مصدق» را برعهده داشت. سحابي در تيرماه 1333 پس از توقيف چاپخانه روزنامه «راه مصدق» دستگير شد؛ در بازجويي ها مسووليت تهيه و تنظيم و انتشار و توزيع روزنامه را ب تنهايي بر عهده گرفت. پس از آزادي از زندان، بار ديگر فعاليت هاي خود را در نهضت مقاومت ملي و در کميته انتشارات و تبليغات آن - به رياست مهندس بازرگان - پي گرفت. فعاليت هاي او، بار ديگر منجر به دستگيري وي شد و سحابي باز هم مسووليت انتشار روزنامه را پذيرفت. فعاليت هاي سياسي - اجتماعي مهندس عزت الله سحابي از ارديبهشت 1340 و به دنبال تاسيس نهضت آزادي ايران، با نام اين جمعيت پيوند مي خورد. او در کنار پدرش، آيت الله طالقاني، مهندس بازرگان و ديگر همفکران، به عنوان عضو شوراي مرکزي جمعيت فعال مي شود. چهار ماه از فعاليت نهضت آزادي نگذشته بود که اين افراد، جملگي دستگير مي شوند. از اين پس، زندان به بخش جدايي ناپذير زندگي «مرد آزاده» تبديل مي شود؛ و آن گاه که حبس نيز توان بستن دهان او را نمي يابد، رژيم چاره يي جز تبعيد (به زندان برازجان؛ 1344) نمي بيند. آنچنان که در بازداشت سال 1350 هم، باز او از اوين به قزل قلعه، قصر و سرانجام به عادل آباد شيراز منتقل مي شود. در اندک دوره هايي نيز که به ظاهر آزاد است، ساواک و دستگاه هاي اطلاعاتي و امنيتي رژيم، چشم از او برنمي دارند. آن گونه که در اسناد منتشر شده از ساواک به چنين گزارش ها و موارد جالب توجهي برمي خوريم؛ «سيدمحمود طالقاني قصد داشت با مهندس سحابي تماس حاصل نمايد، ليکن به علت عدم حضور وي، غطالقانيف به يکي از ساکنين منزل نامبرده اظهار داشت، مي خواستم حالشان را بپرسم چون شنيدم بيمار بوده...» (30/10/1346)؛ «مهندس عزت الله سحابي با محمد نخشب تماس گرفت... قرار شد سحابي به تنهايي به ديدن نخشب برود» (17/2/1348)؛ «سحابي مي نويسد؛ همه با بي صبري چشم به راه غسقوطف استبدادند، و اينکه وقتش مي گذرد.» (گزارش ساواک از نامه لو رفته مهندس سحابي در نيمه سال 1350) در اوج مبارزات انقلابي، سحابي به عضويت شوراي انقلاب درمي آيد، و پس از پيروزي انقلاب، از سوي مردم تهران به عنوان نماينده مجلس خبرگان قانون اساسي انتخاب مي شود. او همچنين به عنوان رئيس سازمان برنامه و بودجه در کنار دولت موقت فعاليت هاي خود را پي مي گيرد؛ و سپس به عنوان نماينده مردم تهران در مجلس شورا تا سال 1363 فعاليت هاي سياسي - اجتماعي خود را ادامه مي دهد. از آن پس، به ديده باني آزادي و حقوق اساسي شهروندان مي پردازد و در مقام يک روشنفکر و فعال سياسي، با بينشي انتقادي، به نقد رويکردها و مواضع و رفتارهاي حکومت اقدام مي کند. اين مواجهه، منجر به بازداشت 6 ماهه او در سال 1369 مي شود. پس از آزادي، نشريه «ايران فردا» را با همفکران و به صورت محدود، منتشر مي کند؛ انتشار رسمي ايران فردا از خرداد 1371 آغاز مي شود. در همان شماره نخست نشريه، تاکيد مي کند؛ «استقلال ملي، آزادي و عدالت اجتماعي، بايستي مضمون هر سياست بازسازي را تشکيل دهد.» در سرمقاله شماره 12 ايران فردا مي نويسد؛ «آزادي مطبوعات، نمادي از آزادي بيان و قلم است... مطبوعات غير از وظيفه درمان دردهاي اجتماعي مردم، وظيفه ديگري نيز دارند که عبارت است از انعکاس مشکلات، نيازها، افکار و آراي ملت در مقابل حاکميت يا قدرت حاکمه، از يک طرف، و مراقبت و نظارت بر عملکرد جريانات عمده سياسي، اقتصادي و فرهنگي که از جانب حاکميت ها اعمال مي شود، از طرف ديگر.» سحابي تاکيد مي کند که «اگر حاکميت به مطبوعات به عنوان بيگانه، معارض و برانداز بنگرد، حرکت هاي طبيعي براي اصلاح امور در جامعه صورت عملي و موثر نخواهد يافت.» به عقيده او؛ «فقط مطبوعات مستقل و غيروابسته به حاکميت هستند که مي توانند در جامعه جايگاه يک طبيب اجتماعي دلسوز و مورد اعتماد را بيابند.» او از «انحصارگرايي» و «يکدست سازي فرهنگي» انتقاد مي کند و «فشارهاي سياسي و اداري بر مطبوعات» را خلاف منافع ملي و کار ويژه هاي مطبوعات ارزيابي مي کند. سحابي در يکي ديگر از سرمقاله هاي خود - در ايران فردا - تصريح مي کند که «نقد بينش ها و روش هاي حاکمان، وظيفه اهل مطبوعات و به تعبير ديني، رسالت امر به معروف و نهي از منکر است.» او ضرورت دسترسي مطبوعات به اخبار و اطلاعات را مورد تاکيد قرار مي دهد و مي افزايد؛ رشد و گسترش مطبوعات مستقل، و تنوع و تکثر آنها، به نفع همه - از جمله حاکمان و مسوولان مستقيم مملکت - است. سحابي در جايي ديگر مي نويسد؛ مساله آزادي مطبوعات - و احزاب و جماعات - در بيان عقايد و مواضع خودشان، از هر جهت يک امر لازم و ضروري براي سلامت جامعه و پيشرفت و تکامل محتوايي آن، و تضمين کننده بقا و تداوم جامعه است. ايران فردا در ارديبهشت 1379 با جمعي ديگر از مطبوعات اصلاح طلب، توقيف مي شود. سحابي در 27 بهمن 76 در دادگاه اظهار مي دارد؛ «ما مدعي هستيم که مطبوعات جايگاه تضارب آراست... ما بارها محکوميت داشته ايم و زندان رفته ايم؛ الان هم اگر مي خواهيد، ما را اعدام کنيد، مجله مان را ببنديد؛ هر طور که مي خواهيد، ما آماده ايم. اما ما ايران فردا را به اين نيت منتشر کرديم که يک سري حرف هاي اساسي بزنيم و بگوييم راه صلاح و نجات مملکت کدام است...»وي در يکي ديگر از جلسات دادگاه ايران فردا مي گويد؛ «اين نمي شود که مطبوعات هر چيزي که بنويسند، بگويند تضعيف کرديد. آخر اگر بخواهيم امور اصلاح شود چه بايد کرد؟ اين چيزها را بايد گفت ديگر؛ بايد يک جاهايي را انگشت گذاشت و گفت، اين کار درست نبود... مطبوعات رکن چهارم دموکراسي هستند؛ مطبوعات جانشين نهاد امر به معروف و نهي از منکر هستند؛ مطبوعات در واقع آن وظيفه «الذين ينهون عن السوء» را دارند، بايد هر چه بدي مي بينند، بگويند.» او مي افزايد؛ «اگر قرار باشد که بنده نوعي مطبوعاتي، يک ايرادي بگيرم، قلم ما را تعطيل کنند، ما را به دادگاه بياورند، يا نگذارند که آن حرف ها را بنويسيم، کار مملکت اصلاح نمي شود. کار مطبوعات، نظارت است.»مهندس عزت الله سحابي در پاييز 1379 بازداشت مي شود... آزادي او با درگذشت پدرش (دکتر يدالله سحابي) همراه مي گردد. در 1383 به تدوين «اصول بنيادي ملي» و انتشار آن همت مي گمارد. «آزادي انديشه و بيان» يکي از اين اصول بنيادي است، سحابي توضيح مي دهد و تاکيد مي کند که «هيچ فرد يا گروه و مرجعيت خاصي، حق ندارد آزادي بيان و انديشه را محدود کند... محدوديت و کنترل آزادي هاي دموکراتيک، نه توسط زور و سرکوب از سوي قدرت سياسي بايد اعمال شود و نه توسط حزب حاکم متمرکز ... بدون آزادي، نه امر به معروف ممکن است و نه نقد و چالشي صورت مي گيرد، بنابراين اصلاح و ترقي و توسعه نيز در کار نخواهد بود...»و اينها، آخرين تاکيدات و توصيه هاي «مرد آزاده» يي است که «يک عمر» براي آزادي و استقلال و توسعه و پيشرفت ايران مي کوشد. عزت الله سحابي 76 ساله، اينک از سوي انجمن دفاع از آزادي مطبوعات، به عنوان برنده قلم طلايي اين نهاد مدني، انتخاب و معرفي شده است. قرار است يکشنبه آتي (16 ارديبهشت ماه 86) انجمن دفاع از آزادي مطبوعات در مراسمي به مناسبت روز جهاني آزادي مطبوعات، از قريب به 6 دهه تلاش هاي مهندس عزت الله سحابي براي دفاع از آزادي مطبوعات و مقاومت در برابر موانع موجود بر سر راه آزادي انديشه و قلم، تجليل کند. پيش از مهندس سحابي، مردان ديگري (به ترتيب حجت الاسلام انصاري راد، اکبر گنجي و آيت الله منتظري) برنده «قلم طلايي» شده بودند. «مرد آزاده» اينک با عصا و به دشواري، اينجا و آنجا مي رود، سال ها تحمل سختي ها، اگرچه قامت او را خميده کرده اما در ايمانش به «آزادي»، و در عزم و اراده اش براي آزادي و آبادي ايران، خللي وارد نساخته است. مرداني از اين دست، «حجت» هاي زنده و الگوهايي ماندگار براي پي جويان آزادي اند. بي شک، پيش از آنکه - و بيش از آنکه - عزت الله سحابي نيازمند «قلم طلايي» و جوايزي از اين دست باشد، «قلم» هاي «طلايي» محتاج مانا شدن به برکت حضور مرداني آزاده چون مهندس سحابي اند يک عمر مجاهدت و تلاش سحابي براي «آزادي» ايران و پيشرفت و استقلال ميهن، از چشم افکار عمومي - و جامعه مدني - پنهان نمانده است. تقدير و تجليل يک نهاد مستقل و غيردولتي (انجمن دفاع از آزادي مطبوعات) که از چهره هاي شاخص مطبوعات و روشنفکران آزاديخواه تشکيل شده است، بهترين شاهد براي قدرداني و سپاسگزاري «جامعه مدني» از يک کوشنده صادق و ديرپا و متعهد به آزادي ايران و ايراني است. اقدام درخور اين نهاد مدني، واجد اين معناست که تلاش هايي از اين دست (مبارزات مهندس عزت الله سحابي) در تاريخ يک سرزمين، ثبت و ضبط مي گردد و البته به مثابه الگويي هميشه زنده، ماندگار مي ماند؛ الگوي مرداني که يک عمر براي آزادي تلاش مي کنند. عكس هاي ازمراسم اهدا جايز قلم طلايي به مهندس سحابي ![]() دكتر حكمت ![]() ![]() ![]() مهندس موسوي خوئینی ![]() اشكوري ![]() خانم نركس محمدي متن پيامي را به نمايندگي از سوي خانم دكتر شيرين عبادي را مي خواند ![]() دكتر باوند ![]() دكتر پيمان ![]() دكتر كديور رئيس انجمن دفاع از آزادي مطبوعات ![]() اهدا جايز توسط آقايان كديور ،حاج سيد جوادي و عبدالله نوري ![]() ![]() اهدا لوح تقدير نهضت آزادي توسط دكتر يزدي به مهندس سحابي ![]() نگارنده و مهندس سحابي ![]() مهندس امير انتظام ![]() عيسي سحر خيز ،و خانم ها نركس محمدي و همسر آقاي اكبر كنجي ![]() كتاب مجموعه مقالات مهندس سحابي در نشريه ايران فردا اين مطلب در گويا نيوز منتشر شد
به قلم بيژن صف سري ...... لينک يادداشت Thursday, May 03, 2007
![]() سال گذشته در اقدامي شايسته انجمن صنفي روزنامه نگاران براي اولين بار از پنج تن از روزنامه نگاران برتر طي مراسمي تقدير و تجليل بعمل آورد كه آن پنج تن عبارت بودند ازاكبر گنجي ، مسعود بهنود ، عميد نائيني ، ليلا رستگار ، و استاد محمد بلوري امسال هم نيز طي مراسمي ديگر پنج نفر از روزنامه نگاران برتر سال 86 توسط انجمن صنفي انتخاب شدند كه بنا بر بولتني كه در اين مراسم توضيع شد 8معياربراي انتخاب اين افراد از سوي هيات داوران مورد نظر قرار گرفته شد.كه عبارت بودند از : 1 : داشتن فعاليت مستمر در روزنامه نگاري به مدت 20 سال 2- داشتن تاليف، ترجمه يا تحقيق در زمينه روزنامه نگاري 3- برخورداري از سبك نگارش ويژه يا متمايز در روزنامه نگاري 4- بر خورداري از شخصيت مستقل حرفه اي 5- نو آوري در عرصه روزنامه نگاري ايران 6- تلاش در جهت دفاع از حقوق روزنامه نگاري 7-مشاركت در نهاد هاي صنفي 8- تربيت نسل جديد روزنامه نگاري كه سرانجام هيات مديره انجمن صنفي با توجه به معيار هاي فوق و بحث و بر رسي پيرامون موضوع و با تكيه بر نوعي رتبه بندي ، سرانجام افراد ذيل را به عنوان روزنامه نگاران پيشكسوت و برتر سال 86 انتخاب و معرفي كرد كه عبارتند از : ![]() فيروز گوران : اين روزنامه نگار پيشكسوت در حاليكه سال ها قبل از آغاز حرفه اي كارروزنامه نگاري ، بعد از ظهر ها در خيابان هاي اطراف ميدان توپخانه ، روزنامه اطلاعات و كيهان مي فروخت در سال 1328 با ابتدايي ترين عنوان ها وارد دنياي مطبوعات شد . او ابتدا بعنوان پادو در چاپخانه روزنامه صبح " مهرايران " آغاز به كار كرد و بعد از ياد گيري حروف چيني دستي ،با مقوله خبر و خبر نگاري آشنا شد و در سال 1339 مدتي در روزنامه اطلاعات به عنوان مصحح مشغول بود و سرانجام در سال 1342 جدب روزنامه كيهان شد و مدارج رشد زا طي كرد تا بدانجا كه عضو سنديكاي نويسندگان و خبرنگاران گرديد و عاقبت در 26 فروردين ماه سال 1350 توسط ساواك دستگير و تا اواخرسال 1352 در زندان ماند اما پس از آزادي از زندان براي ادامه كار باز هم به كيهان مراجعه كرد كه به او گفتند ساواك مخالف است . اما گوران بيكار نماند و به روزنامه آيندگان رفت و علاوه بر دبير سرويس شهرستانها ، و دبير سرويس اجتماعي معاون سردبير نيز شد . اين روزنامه نگار كهنه كار در سال57 با آغاز اعتصابات در كشور وارد اعتصاب شد و در اعتصاب دوم مطبوعات كه 62 روز ادامه داشت يكي از سران اين اعتصاب بود . بعد از انقلاب و با توقيف روزنامه آيندگان ، گوران بار ديگر به اوين رفت و پس از آزادي باز هم بيكار شد و براي كار باز هم به چاپخانه ها سركشيد و مجددا به شغل 20 سال پيش خود يعني حروف چيني مشغول شد. بعد ها فيروز گوران مدتي در مجله صنعت حمل و نقل كه بصورت تك شماره منتشر مي شد كار كرد كه اين همكاري بعد از تخصصي تر شدن مجله صنعت حمل و نقل ادامه يافت . آخرين نشريه اي كه فيروز گوران سردبيري اش را به عهده داشت ماهنامه جامعه سالم بود كه 40 شماره منتشر شد و در اوج توفيق معنوي عاقبت به دليل بار مالي توقيف و امتيازش لغو گرديد و از آن زمان فيروز گوران براي هميشه خانه نشين شد . در مراسم تجليل از اين روزنامه نگار پيشكسوت وقتي از او خواستند براي ده دقيقه مطلبي در باره انتخاب شدنش بگويد متني را براي حاضران مراسم قرائت كرد كه تشويق همگان را به همراه داشت ، فيروز گوران طي خطابه اي كوتاه و مختصر از عملكرد وزير ارشاد و رئيس جمهوراحمدي نژاد انتقاد كرد و تداعي گر اين ضرب المثل قديمي در دهن حاضران در مراسم گرديد كه كماكان " دود از كنده بر مي خيزد " . اين روزنامه نگار پيش كسوت در بخشي از سخنانش گفت :سالهاست كه مطبوعات به نقل از كارشناسان مينويسند با تكصدايي نميتوان كشور را اداره كرد و با تكصدايي نميتوان به اتحاد ملي دست يافت. مطبوعات براي دستيابي به آزادي بيان هزينه سنگيني پرداختند و روزنامهنگاران بسياري خانهنشين شدند. او سپس از گفتههاي وزير ارشاد در مورد برخورد با روزنامههايي كه نيروي انتظامي را نقد كنند، به شدت انتقاد كرد و خطاب به صفارهرندي گفت: جناب وزير قرار نيست حدود آزادي مطبوعات در حد تحمل شما باشد. احمد رضا دريايي روزنامه نگاري كه اكنون بعلت بيماري در كنج خانه اش دربستر بيماري است و همسر مهربانش از او پرستاري مي كند ،از جمله 5 روز نامه نگارمنتخب انجمن صنفي روز نامه نگاران است ، او كه به دليل بيماري قادر به شركت در اين مراسم نبود ، دامادش از سوي او متني كوتاه را بعنوان تشكر از اين انتخاب براي حاضرين خواند ودر خاتمه همسر اين روزنامه نگار به نمايندگي از وي، لوح تقديري را كه از سوي انجمن اهدا شد دريافت كرد. شرح حال احمد رضا درياي بنا بر مقاله اي كه از سوي سيد افشين امير شاهي همكار او در روزنامه همشهري در بولتن انجمن صنفي نوشته شده است ، اين روزنامه نگار پيشكسوت كار روزنامه نگاري خود را 49 سال پيش از اين ، در حاليكه فقط 18 سال بيش نداشت با نشريه فردوسي آغاز كرد و بعد ها به روزنامه اطلاعات رفت و تا اوايل انقلاب در اين روزنامه بود. يكي از شناسنامه هاي كاري "دريايي" نشريه " هدف " است كه هفته نامه اي فرهنگي ، اجتماعي ، هنري ، ورزشي بود . درياي بعد از "هدف " توسط دكترسازگارا سردبير هفته نامه " آيينه" شد . فعاليت دريايي در "آيينه" مصادف با راه اندازي روزنامه "همشهري " بود و عاقبت بنا بر دعوت احمد ستاري يكي از بنيانگذاران روزنامه همشهري به اين روزنامه رفت و تا پايان فعاليت مستمرش در مطبوعات در آنجا مشغول به كار بود تا اينكه به دليل بيماري خانه نشين شد. ![]() شهلا شركت از22 سالگي در مجله اطلاعات بانوان كه پس از انقلاب با سردبيري زهرا رهنورد به "پويندگان راه زينب " تغير نام داد، كار مطبوعاتي خود را با خبرنگاري شروع كرد.اين بانوي روزنامه نگار در سال 1361 در زمان رياست سيد محمد خاتمي درموسسه كيهان ، سردبير هفته نامه "زن روز" بود، و تا سال 1370 اين فعاليت راادامه داد اما در تير ماه 1370 اين روزنامه نگار مدافع حقوق زنان به دليل تاكيدي كه بر فمينيسم و مدرنيسم در مجله " زن روز" داشت به همراه تعدادي از سردبيران اصلاح طلب در چند نشريه ديگر ، از موسسه كيهان اخراج شد .اما پس از شش ماه با گرفتن امتيازي براي نشريه " زنان " كه اولين نشريه تخصصي زنان است فعاليت مطبوعاتي خود را ادامه داد ، شهلا شركت در سال 1379 به همراه گروهي از روزنامه نگاان و متخصصان ايراني به دعوت بنياد "هانريش بل " در كنفرانسي كه در برلين برگزار شد حضور يافت كه پس از بازكشت به ايران به اتهام اقدام عليه امنيت ملي بازجويي و محاكمه شد اين بانوي روزنامه نگار در سال 1385 در مقطع كارشناسي ارشد رشته مطالعات زنان از دانشگاه علامه طباطبايي فارغ التحصيل شد شهلا شركت در خطابه اي كه در مراسم انجمن صنفي قرائت كرد ضمن تاكيد بر استيفاي حقوق زنان از توجه بيشتر به روزنامهنگاران زن و فعاليتهاي شجاعانه زنان روزنامهنگار هم در عرصه روزنامهنگاري و هم در كانون خانواده صحبت كرد و گفت: تعداد زنان توانمند و خلاق در عرصه روزنامهنگاري و فعاليتهاي اين حوزه آنچنان زياد است كه ميتوان سهم بيشتري از برترينهاي روزنامهنگاري را به آنها اختصاص داد عباس عبدي ، مهندس رشته پليمر است كه كار حرفه اي در روزنامه نگاري را با روزنامه " سلام " آغاز كرد اگر چه پيش از آن از سال 1364 بصورت غير حرفه اي و پراكنده در روزنامه كيهان مي نوشت ، عبدي هم يكي از برترين هاي منتخب به حق ، اين دوره انجمن صنفي روزنامه نگاران است عباس عبدي دوبار به زندان محكوم شد ابتدا در سال 1372 كه در دادگاه بدوي به يك سال زندان محكوم و پس از تحمل 7 ماه انفرادي و جمعا 8 ماه زندان آزاد شد و در ديوان عالي كشور حكم او صادر و نقض و در نهايت بطور كامل تبرئه شد . بار دوم در سال 1381 بود كه پس از محكوميت چهار سال و نيم زندان و گذراندن 30 ماه سلول انفرادي در نهايت با اخذ حكم تبرئه از ديوان عالي كشور آزاد گرديد عبدي به غير از روز نامه سلام ، سردبيري روزنامه هاي صبح امروز، مشاركت ، نوروز را بر عهده داشت و در هفته نامه " راه نو" كه نشريه متعلق به اكبر گنجي بود فعاليت مي كرد و در حال حاضر مقالات او در وب سايت شخصي اش بنام " آينده " منتشر مي شود. اين روز نامه نگار طي سخنراني كوتاه خود پس از اشاره به نقش مهم رسانهها و مطبوعات در توسعه كشور گفت: جامعهايران در مقايسه با ديگر كشورهاي منطقه عليرغم پيشرفتهاي چشمگيرش در بسياري از زمينهها در عرصه روزنامهنگاري كماكان دوران سختي را نسبت به ديگر جوامع مشابه ميگذراند، هر اقدامي كه براي توسعهپايدار كشورمان صورت بگيرد بايد خط مشي مشخصي را نسبت به مقوله مطبوعات و روزنامهنگار در پيش داشته باشد و هر برنامه توسعهاي بدون مشاركت مطبوعات و ايفاي نقش مناسب از جانب روزنامهنگاران به مقصد نخواهد رسيد بدالعلي رضايي روزنامه نگاري است كه از سال 1360 در سرويس اخبار خارجي روزنامه اطلاعات مشغول بكار شد و از اواخر سال 1362 به عضويت شوراي سردبيري آن روزنامه در آمد و در سال 1365 دوره يك ساله اول مجله اطلاعات سياسي – اقتصادي را همراه با "فرهت فردنيا"منتشر كرد و سال 1366به كار در بخش خصوصي پرداخت و تا سال 1376 با " نشر ني " به عنوان مدير بخش پژوهشي" همكاري داشت و در اين دوره بطور پراكنده با بعضي از نشريات از جمله همشهري همكاري مي كرد. اين منتخب برتر سال 86 ازمهر ماه 1376 به مدت 16 ماه رئيس مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها بود و پس از آن با روزنامه هاي " صبح امروز " ، "دوران امروز" و " بنيان " همكاري داشت و آخرين كار مطبوعاتي نامبرده ، عضويت در شوراي سردبيري " مجله آفتاب " بود . اين روزنامه نگار در حال حاضر مشغول تحصيل در مقطع كتراي جامعه شناسي در كشور كانادا است به همين دليل دراين مراسم حضورنداشت اما ياد داشتي قابل تعمق در مورد مسله ي روزنامه نگاري امروز اين آب و خاك براي اين مراسم ارسال داشت كه توسط دكتر زيد آبادي قرائت شد . حاشيه مراسم اجراي اين مراسم به عهده دكترعلير ضا رجايي بود مثل همه دفعات گذشته اينگونه جلسات انجمن صنفي ، هادي حيدري كاريكاتوريست با ذوق مطبوعات قبل از آغاز مراسم ، سوره اي از قران مجيد را با صداي خوش قرائت كرد و سپس پيام مدير كل سازمان ملل آقاي "بان كي مون " توسط نماينده اعزامي اين نهاد بين المللي خوانده ش در اين پيام پس از اشاره به اينكه در سال گذشته 150 دستاندركار حرفهاي رسانهها جان خود را در راه انجام وظيفه از دست دادند، گفته شد: مطبوعات آزاد، ايمن و مستقل از بنيادهاي اصلي مردمسالاري و صلح هستند. به اعتقاد دبيركل سازمان ملل متحد سركوب آزادي مطبوعات، سركوب حقوق بينالملل، بشريت و آزادي فردي است يعني هر آنچه كه سازمان ملل مدافع آن است، مطبوعات آزاد، ايمن و مستقل از بنيادهاي اصلي مردمسالاري و صلح است. پس از قرائت پيام مدير كل سازمان ملل انجمن صنفي روزنامهنگاران ايران نيز در بيانيهاي كه به مناسبت روز جهاني آزادي مطبوعات منتشر شده، آورده استاگر امنيت شغلي و استقلال حرفهاي را اركان مهم تحقق روزنامهنگاري آزاد بدانيم گريزي از آن نيست كه روند اوضاع را طي سالهاي گذشته در كشورمان مثبت ارزيابي نكنيم. از يك سو توقيفهاي مطبوعات و نيز سختگيريهاي زياد در زمينهصدور مجوز نشريات از ميزان امنيت حرفهروزنامهنگاري كاسته و از سوي ديگر فشارهاي خانمانبرانداز اقتصادي حداقلهاي لازم را از يك چشمانداز باثبات سلب كرده است. همچنين صدور بخشنامهها و ابلاغيهها براي مطبوعات افزايش يافته كه استقلال مطبوعات و روزنامهنگاران را در تحقق رسالت روزنامهنگاري به چالش كشيده است. اين همه در حالي است كه برخي مقامات شرايط كاري آنها را بيش از پيش تنگ و هزينهدار كردهاند. دامنه تحديدها به گونهاي است كه نهاد صنفي و خانه روزنامهنگاران نيز از آن مصون نبوده و بخش مهمي از توان و انرژي آن را به دفاع از كيان خود اختصاص داده است، با همه اين تضييعها اما با همت و اراده روزنامهنگاران كشور، جريان كار مطبوعاتي همچنان زنده و پوياست و اميدوار به تحقق آيندهاي آزادتر و مصونتر، تلاش ميكند. قبل از معرفي منتخبين ، ابتدا استاد معتمد نژاد اختصارا در مورد تاريخ روزنامه نگاري و حقوق حرفه اي روزنامه نگاري ، بياناتي مبذول داشتند و سپس آقاي مزروعي و پس از آن دكتر ارغنده پور دو بيانيه كه يكي از سوي انجمن صنفي روز نامه نگاران بود به ترتيب قرائت كرد ند اكثر روزنامه نگاران بنام و فعال امروز مطبوعات ايران به همراه بعضي از چهر ه هاي سياسي روز كشوردر اين مراسم حضور داشتند از جمله روزنامه نگاران مطرح شركت كننده در اين مراسم دكتر يونس شكر خواه و فريدون صديقي بود و از ديگر چهره هاي شاخص حاضر در اين مراسم محسن كديور ، زهدي مدير مسئول روزنامه توقيف شده آريا ، ليلي فرهادي ، عطريانفر ، و...بودند ، اگر چه روزنامه نگاران انتخاب شده همگي مورد قبول اكثر روزنامه نگاران حاضر در اين مراسم بودند اما در گوشه كنار اين مراسم زمزمه هايي در مورد فراموش شدن نامه برخي از روزنامه نگاران غربت نشين دور از وطن چون دكتر علي رضا نوري زاده شنيده مي شد كه صرف نظر از مسائل سياسي از زمره روزنامه نگاران با سابقه وسخت كوش غربت نشين است . عكس هايي از اين مراسم ![]() ![]() از راست به چپ دكتر محسن كديور، مزروعي، استاد معتمدنژاد، بهزادي سردبيرروزنامه اعتماد، عبدي ![]() دكتر علي رضا رجايي مجري مراسم ![]() دكتر ارغند پورهنگام قرائت بيانيه انجمن ![]() نگارنده ، دكتر رحايي و دكتر زيد آبادي ![]() نگارنده ، دكتر شكر خواه وفريدون صديقي ![]() اظهار تفقد استاد از حقير
به قلم بيژن صف سري ...... لينک يادداشت 2 نظر شماTuesday, May 01, 2007
هر كه در خرديش ادب نكنند
در بزرگي فلاح از او بر خاست چوب تر را چنان كه خواهي پيچ نشود خشك جز به آتش راست ابيات فوق پايان بخش سومين حكايت درباب هفتم گلستان است كه دلالت بر تاثير تعليم و تربيت بر انسانها دارد و از اين رو بزرگان علم و ادب اين آب و خاك در تفسير و معناي آنچه شيخ اجل سعدي عليه الرحمه سروده است ، بسيار گفته و نوشته اند كه ماحصل همه آنها در اين جمله خلاصه مي گردد كه اگر كسي در كودكي تحت تعليم و تربيت قرار گيرد همچون نهالي خواهد بود كه در آغاز كشت ، از آب سيراب شده ولاجرم پر برگ و شاداب خواهد روئيد ، در غير آن چوب خشك و خميده اي خواهد شد كه جز به زور آتش راست نمي گردد. بي كمان مصداق عيني اين ابيات شيوا جز در مقام معلم تجلي نمي يابد چرا كه از ازل رسالت تعليم و تربيت را بر عهده اين قشر از جامعه سازان بي ادعا نهاده اند كه معلمي هنر ست ، عشقي است آسماني. 12 ارديبهشت از جمله ارج گذاري هاي تقويمي اين آب و خاك براي تجليل از مقام معلم است ، تجليلي كه تا كنون جز به زبان و شعار نبوده و هر ساله در چنين ايامي به همان نشاني ديرينه سال برگزار مي گردد اما از عجايب روزگار است كه اين بار ايام ارج گزاري تقويمي از مقام معلمين كشور ، با اعتراضات مدني اين صنف از جامعه با دربند كشيدنشان مصادف گشته است كه صداقت ارج گذاري برمقام معلمين كشور را در هاله اي از شك و ابهام قرار مي دهد چرا كه گويي برمقام معلم وقتي ارج بايد نهاد كه چون هميشه لب فرو بسته و راضي به رضاي آنچه براو روا نمي دارند بايد باشد. اكنون تجليل تقويمي از مقام معلم مصادف با اوضاع خاص در جامعه امروز اين آب و خاك شده است چراكه ساكنان اين كهنه ديار در حاد ترين شرايط تاريخي بوده خاصه قشر كارگر و جامعه معلمين كشور نيز كه به دليل دو دهه شكيبايي و سكوت نه تنها وضع عمومي، معيشتي، اجتماعي، رواني، علمي و نگرش هاي عمومي آنان به جامعه بهبود نيافته، بلكه اين فرآيند روندي نزولي را طي كرده تا بدانجا که امروز معلمين به دليل اعتراض به عدم اجرای لايحه نظام هماهنگ پرداخت ها واصرار به حقي كه بر استيفای حقوق و مطالبات قانونی ،صنفی و مدنی خود دارند و خواهان نفی هر گونه تبعيض و بی عدالتی هستند ، از جمله مغضوبين نظام حاكم امروزقرار گرفته اند طرفه آنكه با چشم پوشي بر حرمت معلم ، آنها را حتا از گلاس درس به بازداشتگاه ها و سلول ها مي برند و به بند شان مي كشند ، هرچند " لذت ديوانگي در سنگ طفلان خوردن است " اما عجبا كه ارج نهادن بر اين پيامبران جامعه ساز در اين برهه ار تاريخ كشورمان شگل ديگري مي بابد و اگر در اين ايام تجليل تقويمي ، هيچ يك از معلمين به حق ، خشنود ازاين ارج گذاري هاي زباني بي عمل نباشند ، به دور از ذهن نيست چرا كه با اين گل افشاني ها دلهاي رنجيده آنها التيام نمي يابد و باري از شانه هاي خسته آنها بر داشته نمي شود و از اين رو از زبان رند عالم ، حافظ شيرين سخن همصدا و هم دل به شكوه بر خاسته و مي گويند : جوانمردي كن، از من بار بردار گل افشاني بس ، از ره خار بردار گل افشاندن ، غبار انگيختن چند؟ نمك خوردن ، نمكدان ريختن چند؟ اما دريغ از گوش شنوايي كه جزبا اتهام واهي بر خواسته به حق معلمين و محكوم ساختنشان برسياست ورزي ، قادر به پاسخي درشان مقام معلم نبودند. از اتفاق روز گار است كه بايد در چنين برهه اي از تاريخ اين كهنه ديار آن مصرع از شعر شيخ اجل مصداق عيني يابد و بر پوست و استخوان نشيند كه " نشود خشك جز به آتش راست " آيا براستي آنهائيكه امروز در برابر هر خواسته بر حقي چون خواست كارگر ان و معلمين و ديگر احاد جامعه خود چنين بر مي تابند و خشم مي ورزند ، آن چوب خشك و خميده اي نيستند كه از آب ادب و تربيت سيراب نگشته اند ؟ با اين همه ، ايراني هرگز دمي غافل از ارج نهادن قلبي بر مقام معلم نخواهد بود كه به شهادت تاريخ فرهنگ اين كهنه ديار بر ما كه از آب ، ادب و تربيت سيراب گشته ايم ، بوسه بر دستان معلمين اين پيامبران جامعه ساز، فرض و واجب است هر چند كه چوب خشكاني خميده ، خار راه باشند. روز معلم مبارك باد. اين مطلب در گويا منتشر شده است
به قلم بيژن صف سري ...... لينک يادداشت 0 نظر شما
|