:: درباره من ::

در سمنان زاده شدم. روزگاران گذراندم تا در مطبوعات تولدی دیگر یافتم. در سال ذبح مطبوعات (1379) هفته نامه های سپیده زندگی، ندای قومس، ندای ساوه (ندای اصلاحات) و صدای عدالت را منتشر کردم. در فروردین 1380 دوره اول روزنامه صدای عدالت را سردبیر بودم و با فروش آنچه زندگی نام دارد صاحب امتیاز روزنامه آزاد شدم و با سردبیری 154 شماره از آن در 20 تیرماه 81 بار دیگر آزاد متوقف شد تا دریابم روزنامه نگاری در «روزگار ما» بدون داشتن پشتوانه سیاسی آب در هاون کوفتن است اما با اين همه بعد از توقيف روزنامه آزاد ، روزنامه مدبر را منتشر كردم كه پس از 39 شماره به حبس رفتم تا مبادا بي نصيب از پاداش كار در عرصه مطبوعات بمانم.


Balatarin

ghatar.com

Baznegar

:: روزگار ما ::

صفـــحه اصلي

پسـت الكترونيك 1

پسـت الكترونيك 2

عکاســخانه




:: آرشـيو ماهـانه ::

June 2004

July 2004

August 2004

September 2004

October 2004

November 2004

December 2004

January 2005

February 2005

March 2005

April 2005

May 2005

June 2005

July 2005

August 2005

September 2005

October 2005

November 2005

December 2005

January 2006

February 2006

March 2006

April 2006

May 2006

June 2006

July 2006

August 2006

September 2006

October 2006

November 2006

December 2006

January 2007

February 2007

March 2007

April 2007

May 2007

June 2007

July 2007

August 2007

September 2007

October 2007

November 2007

December 2007

January 2008

February 2008

March 2008

April 2008

May 2008




آقا رحمت، مجموعه يادداشت‌هاي طنز بيژن صف‌سري


:: لينک ها ::






نقل مطالب و نوشته هاي اين وبلاگ ©
با ذكر ماخذ و لينک به يادداشت اصلی
بلامانع است      
web tracker


كتاب ايران


 


Sunday, February 24, 2008

ناله مظلوم

حکایتی از شیخ عبد الحسین تهرانی معروف به شیخ العراقین سازنده مسجد مشهور به ترک ها در بازار کفاش ها که امروز به بازار عباس آباد مشهور است نقل است که مصداق حکایتی است که در ذیل خواهم نوشت اما قبل از نقل آن حکایت ، برای آشنایی بیشتر با جناب شیخ عبدالحسین تهرانی همینقدر بس که بدانید این روحانی عالیقدر در زمان ناصرالدین شاه به فرمان امیر کبیر حاکم شرع بلدیه تهران شد . الغرض می گویند برای توسعه مسجد ترک ها در بازار کفاشها ، خانه یکی از شاهزادگان که همجوار مسجد بود لازم آمد که شاهزاده هم بدون هیچ عذر و بهانه ای خانه اش را وقف توسعه مسجد می کند اما وقتی خانه را تخریب کردند متوجه شدند که در قسمتی از خانه ، محل مخصوصی برای تفریح و شرب مسکرات وجود داشته است ، از همین رو جناب شیخ العراقین در نامه ای شاهزاده ، یعنی وقف کننده خانه را به داشتن چنین مکانی در خانه اش ملامت می کند اما شاهزاده در جواب شیخ می نویسد " ببین کرامت میخانه ی مرا ای شیخ که چون خراب شود ، خانه خدا شود . حال حکایت قلم بدستانی چون حقیر در دنیای مجازی را می ماند که به چشم دولت فخیمه وقت ، غیر خودی و چه و چه مسحوب می شویم و با حربه فیلترینگ هر روز عرصه اطلاع رسانی را بر ما تنگ تر می کند تا بدانجا که وزیر فرهنگ وارشاد ش قبل از آغاز انتخابات پیش رو ، برای هر نوع اطلاع رسانی و احیانا تحلیل و تفسیر در باره نحوه برگزاری انتخابات ، پیشاپیش در بیانیه ای حکم قصاص قلم بدستان دنیای مجازی را صادر می کند .
ماجرا از این قرار است که روزقبل به عادت هر روزه سری به ایمیل هایم زدم تا احیانا مبادا ازرسیدن نامه دوستی غافل بمانم که زنده به همین احوالپرسی ها عمر به پایان می بریم ، ناگهان نامه ای ( ایمیل ) توجه ام را بخود جلب کرد که ایکاش هرگز نخوانده بودمش که با خواندنش آتش به جان شمع افتاد ، نامه از سوی یکی از جانبازان بود ، آن هم خطاب به من درمانده به حال و روز خویش ، و از همه مهمتر آنکه نگارنده نامه خود یکی از وبلاک نویسان بود ، الغرض با چندین بارخواندن آ ن نامه به باور صداقتی که در آن موج می زد ، رسیدم واز اینکه جانبازی معتقد به نظام مرا برای رساندن پیامش به گوش مسئولین انتخاب کرده بود ، بی اغراق بر خود بالیدم چرا که به حقیقتی شیرین دست یافتم که اگرچه خانه نشین و مطرود هستیم و حتی برای هیچ یک ازما امکان کار حرفه ای در روزنامه و نشریات وقت نیست اما با این همه ، همین خانه ای که در دنیای مجازی داریم و محل ثبت دل نوشته ها ی خود وهم وطنان مان است آنقدر اثر گذار است که جانبازی به آن متوسل می شود ، کجاست گوش شنوای حاکمانی که فرمان مولای متقیان را نه به شعار ، که به عمل آویزه گوش نماید که از ناله مظلوم بترسید حتی اگر آن مظلوم کافر باشد .
در پی متن کامل نامه ( ایمیل ) هموطن جانباز به نظر هم وطنانم می رسانم تا ضمن ادای رسالت اطلاع رسانی ،آن گروه که در صدد خاموش کردن چراغ خانه وبلاک نویسانند بدانند اگر چه خانه مارا ، میخانه می پندارید اما بقول گفته آن شاهزاده به شیخ العراقین
ببینید کرامت میخانه مارا که اگر خرابش هم کنید ... زیرا
ما هم خراب میکده عشق و حیرتیم
ته جرعه های حافظ و خیام خورده ایم


بسم الله الرحمن الرحیم
به _ روزگار ما : یاداشت های جناب آقای بیژن صف سری 4/12/1386
از _ داریوش احمد رضا بهمنیار جانباز از کار افتاده بسیجی
کد جانبازی _ 0919025421 درصد جانبازی پانزده درصد
مدت حضور در جبهه های حق علیه باطل شش ماه در دو نوبت 1360 تا 1361
احتراما اینجانب در عملیات آزاد سازی خرمشهر بر اثر اصابت گلوله کالیبر پنجاه به ران پای چپم دچار شکستگی باز استخوان ران پا شدم که تمام استخوان های رانم بیرون آمدند و خودم استخوان ها را میدیدم و هفت دفعه من را در مدت دو سال عمل جراحی کردند و دو دفعه از لگن من استخوان برداشتند و به ران من پیوند زدند و چون بیست سال دنبال پرونده جانبازی خودم را نگرفتم حق مرا بسیار زیاد پایمال کرده اند چرا که در زمان سربازی در زمان جنگ به من پنجاه و پنج درصد جانبازی دادند و من را معاف دائم کردند چون در زمان جنگ آدم چلاق مادرزاد را معاف نمیکردند بلکه حداکثر معاف از رزم میشد یا اگر از چند جا شکستگی داشت معاف شش ماهه یا یک ساله میشد و حالا که از کار افتاده کامل شدم و نمیتوانم کار کنم در کمیسیون پزشکی به من پانزده درصد جانبازی داده اند و طبق گفته آقای دکتر ایجادی رئیس کمیسیون پزشکی مرکز در تهران در سال هزار و سیصد و هشتاد و دو به من گفتند دکترهای کمیسیون پزشکی طبق دستور العمل در صد میدهند و شکستگی معمولی ران بین ده تا بیست درصد جانبازی دارد و شکستگی باز ران بین بیست تا سی درصد جانبازی دارد و آنها به اشتباه به تو شکستگی معمولی داده اند زیرا در پرونده پزشکی تو نوشته شکستگی باز ران پا و جدای از ران باید به لگن و زانو و ساق پای شما هم درصد جداگانه بدهند چون از لگن من دو دفعه استخوان برداشتند و به ران من پیوند زدند و پلاتین چهل سانتی را با پیچ و مهره از لگن وارد استخوان ران من کردند و زانوی پایم چون از ساق پای من میله رد کردند و هجده کیلو وزنه را آویزان کردند باعث شد مفصل های زانوی پای من با اینکه دو سال فیزیوتراپی رفتم خشک شود و زانوی پایم خم نشود و الان که دیگر اصلا خم نمیشود و همچنین آقای دکتر ایجادی به من گفتند تو به خاطر لکنت زبانت نمیتوانی در کمیسیون پزشکی حرف خودت را واضح بزنی آخه بر اثر اصابت گلوله کالیبر پنجاه به من که یک نوع ضد هوائی میباشد به من شوک دست داد و من وقتی عجله میکنم یا اعصابم خراب میشود دیگر زبانم قفل میشود و در کمیسیون پزشکی نمیتوانم حرف خودم را واضح بیان کنم و هر چه میکشم از این لکنت زبان من است و همچنین در کمیسیون پزشکی دکترها میگویند همان اول باید دنبال پرونده خودت را در بنیاد جانبازان میگرفتی و لگن و زانو و ساق پایت را هم در برگه جانبازی خودت اضافه میکردی خودشان میگویند تمام مدارک پزشکی تو درست است و حق تو خیلی بیشتر از پانزده درصد است ولی در نامه تو نوشته اصابت گلوله کالیبر پنجاه به ران پای چپ و ما نمیتوانیم به لگن و زانو و ساق پایت درصد بدهیم آقای دکتر ایجادی همچنین گفتند باید کمیسیون پزشکی خاصی برای تو در نظر بگیرند یا طبق مدارک پزشکی خودت غیابا به تو درصد بدهند و یا در کاغذی بنویسی (شکستگی باز استخوان ران پا (فمور) بین بیست تا سی درصد است) و در کمیسیون به دکترها نشان بدهی و با اینکه از آن موقع بیشتر از چهار سال گذشته هنوز مرا به کمیسیون پزشکی نبرده اند با اینکه متولد تهران هستم پرونده جانبازی مرا به تهران منتقل نمیکنند و چهار سال است که مرا به کمیسیون پزشکی نبرده اند به بنیاد جانبازان و امور ایثارگران بارها نامه نوشتم ولی هیچ جوابی به من نمیدهند الان از کار افتاده هستم و زن و بچه ام در خانه مادر زنم در تبریز زندگی میکنند چون در تبریز ازدواج کردم و مادرم بچه تبریز است و خودم الان در شهر پدری خودم در خانه پدری زندگی میکنم و از کاشمر به جبهه اعزام شدم وضع زندگی من بر اثر فقر فلاکت بار شده نه میتوانم کار کنم و نه حقوقی به من میدهند فقط یک سال است سپاه پاسداران کاشمر ماهی یکصد هزار تومان به من حقوق میدهد که آن هم کد حقوقی ندارم و نه عائله مندی و نه پاداش و نه عیدی به من نمیدهند نمیدانم چه کار کنم شما را به خدا قسم میدهم مرا از این زندگی فلاکت بار نجات بدهید یا به سپاه پاسداران کاشمر قسمت ایثارگران آقای روزبه بگوئید که لگن و زانو و ساق پا را به پرونده ام اضافه کنند یا دستور بدهید پرونده جانبازی مرا از بنیاد جانبازان کاشمر به بنیاد جانبازان تهران منتقل کنند چون متولد تهران هستم یا دستور بدهید طبق دستور العمل دکترهای کمیسیون پزشکی شکستگی باز ران پا را به من بدهند که بین بیست تا سی درصد است و در پرونده پزشکی من موجود است و لگن و زانو و ساق پایم را هم که از عوارض ثانویه است به آنها هم درصد جداگانه بدهند تمام مدارک پزشکی من در پرونده جانبازی من موجود است و الان لگن من سالی دو بار چرک میکند که هر دفعه باید دو هفته در بیمارستان بستری شوم و یا کمیسیون پزشکی خاصی به صورت علنی یا غیر علنی برای من در نظر بگیرند شما خودتان اگر از آقای دکتر حسین دهقان رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران بپرسید یا از دکترهای کمیسیون پزشکی بپرسید شکستگی باز ران پا چقدر است به شما خواهند گفت بین بیست تا سی درصد است آخه چطوری به من این قدر ظلم کرده اند و پانزده درصد به من جانبازی داده اند حالا لگن و زانو و ساق پای من که درصد جداگانه دارد کد جانبازی من هم _0919025421 _میباشد که میتوانید تمام مدارک پزشکی و جانبازی مرا ببینید شما را به آن خدائی که برایش نماز میخوانید کمکم کنید به خدا خجالت میکشم این حرف ها را بگویم ولی برای پسرم که در تبریز در دبیرستان پیش دانشگاهی درس میخواند پول ندارم که کتاب برایش بخرم حتی سالی یک مرتبه بیشتر نمیتوانم به بچه هایم در تبریز سر بزنم چون زانو و لگن من به من این اجازه را نمیدهد که بیست و چهار ساعت در اتوبوس بشینم زنم میگوید پسر دائی من چهل درصد جانبازی دارد هم کار میکند هم حقوق میگیرد و من را بی عرضه خطاب میکند و مرا تهدید به طلاق کرده است نمیدانید به چه وضع فلاکت باری افتاده ام بر اثر مصرف آمپول های کورتون و مشابه دچار پوکی استخوان شدید شده ام و بر اثر مصرف قرص های درد دچار زخم معده شده ام لااقل مرا سر کار آسانی بگذارند تا بتوانم خرجی خودم را در بیاورم میگویند دیر اقدام کردی آخه من برای تکلیف برای خدا و اسلام و ایران به جبهه رفتم و میگفتم نباید به خاطر پول اجر خودم را از بین ببرم الان هم اگر زن و بچه نداشتم مثل همان بیست و چند سال قبل دنبالش را نمیگرفتم از شما عاجزانه و عاجلانه درخواست میکنم فکری برای من بکنید نگذارید زندگی من از هم بپاشد خداوند تبارک و تعالی شما و خانواده گرامیتان را همیشه سرافراز و سربلند گرداند و به شما اجر نیکو بدهد خدانگهدار شما باد
کاشمر _ خیابان مدرس _ مدرس9 _ دومین کوچه سمت چپ _ پلاک8
تلفن 05328243493 تلفن همراه 09359725407 _ صدور شناسنامه حوزه 2 تهران
ایمیل من darbbahmaneyar@yahoo.com محل تولد : تهران _ نام پدر : غلامرضا
وبلاگ من www.bahmaneyar.blogfa.com شماره شناسنامه : 69613
داریوش احمد رضا بهمنیار جانباز بسیجی


این مطلب در گویا منتشر شد

به قلم بيژن صف سري ...... لينک يادداشت

2 نظر شما