عید بی عیدانه مبارک یاد

باز هم عید می شود و بازهم شادمانی بی دلیل که حسرت را مرهمی نیست ، خلاصه بگویم ، ما هستیم و حسرت مداوم که هیچ عیدی باورمان نیست ، یادتان هست ؟ در حوالی همین ایام یا اعیاد دیگر بود که در پی عطر زندگی از بوی گل سرخ گذشتیم و صلیب تقدیرمان را [...]

ره آورد

گاهی وقتها تنها شدن با خود، گم شدن در خود ، نعمتی است که به کمانم این روز ها به هر کسی پا نمی دهد ، آنچه در پی می خوانید سوغات ره آورد یک روز سفر با تنها ئی است ، پیش کش به شما .
باب اول :

قله تنهایی
بوی نای ، بوی شبنم های [...]

دور تسلسل نگون بختی ما

این مطلب در روز منتشر شد برای خواندن آن اینجا را کلیک کنید و یا در ادامه همین پست بخوانید
براستی آنچه هم قبیله ام ( محمد آقا زاده ) از هم زمانی سرمای استخوان سوز انتخابات با فصل بی رونق وبلاگ نویسی ، نوشته است ، سخنی [...]

کفتر جلد ما

سکوت نیمه شبا ،
تموم حرفای منه
سیاهی و ظلمت شب،
طالع روزگارمه

اونکه تو سینه مونده برام ،
دل دیگه نیست ، کوه غمه
حرف نگفته رولبام ،
قد همه ی عالمه
گریه و آه و التماس
چاره کار ما نشد
کفتر جلد ما رفیق
پر زد و موندگار نشد