|
:: درباره من :: در سمنان زاده شدم. روزگاران گذراندم تا در مطبوعات تولدی دیگر یافتم. در سال ذبح مطبوعات (1379) هفته نامه های
سپیده زندگی، ندای قومس، ندای ساوه (ندای اصلاحات) و صدای عدالت را منتشر کردم. در فروردین 1380 دوره اول روزنامه صدای عدالت را
سردبیر بودم و با فروش آنچه زندگی نام دارد صاحب امتیاز روزنامه آزاد شدم و با سردبیری 154 شماره از آن در 20 تیرماه 81 بار دیگر آزاد
متوقف شد تا دریابم روزنامه نگاری در «روزگار ما» بدون داشتن پشتوانه سیاسی آب در هاون کوفتن است اما با اين همه بعد از توقيف
روزنامه آزاد ، روزنامه مدبر را منتشر كردم كه پس از 39 شماره به حبس رفتم تا مبادا بي نصيب از پاداش كار در عرصه مطبوعات
بمانم.
:: روزگار ما ::
:: آرشـيو ماهـانه ::
:: لينک ها ::
نقل مطالب و نوشته هاي اين وبلاگ © با ذكر ماخذ و لينک به يادداشت اصلی بلامانع است
|
Friday، July 18، 2008
امروز روز دل تنگی بود ، روز جمعه ، روز داغ دیدن یاران بود ، وقتی خبر پروازش را شنیدم ناگه سنگینی جمعه شوم بر دلم آوار شد و حالا قلم در سوگ او گریان است ، باز هم مرغ شوم مرگ بر بام قبیله هنروران نشست و عزیزی را در بر گرفت و پرکشید خسرو شکیبایی ، همان شکیبا مرد صحنه ی هنر این کهنه دیار ، درگذشت ، هم او که با خط قرمز(مسعود کيميايی) آمد و با حمید هامون (داريوش مهرجويی) بی ریا بر باورمان حک شد ، همان صاحب صدای گرم و مخملین ، امروز ، در جمعه ای دلتنک ، در سن ۶۴سالگی بر اثر سکتهی قلبی در بيمارستان پارسيان از دنيا رفت. روحش شاد . براستی ماجرای بودن چیست میدانید ؟ چه خوش گفت اخوان ثالث که : ماجرای زندگی آیا جز مشقتهای شوق توامان با زجر اختیارش هم عنان با جبر بسترش بر بعد فرار و مه آلود ، زمان لغزان در فضای کشف پوچ ماجرا ها چیست ؟
به قلم بيژن صف سري ...... لينک يادداشت 1 نظر شما
|