من به عشق پا بندم
- ۰۴٫۱۵٫۸۹
- شعر
- ۱ پاسخ
- Digg
- Del.icio.us
من یکی از بیشمار
مردمان اهل دردم
غم ، جلای جان من است
من به عشق پا بندم
من و دل با هم می کاریم
بذر عشق در باغچه تنهایی
جار میزنیم عشق را
نمی ترسیم از رسوایی
من یکی از بیشمار
مردمان اهل دردم
غم ، جلای جان من است
من به عشق پا بندم
من و دل با هم می کاریم
بذر عشق در باغچه تنهایی
جار میزنیم عشق را
نمی ترسیم از رسوایی
هر روز که میگذرد کتاب ما خواند نی تر می شود ، کتاب ما مردمانی که هر لحظه از دلواپسی ها ی خود میمریم و زنده می گردیم.
دل واپسی های امروز ما همچون درد مشترکی است که گویی ارثیه ای باشد که به عدالت بین همه مردم امروز این کهنه دیار تقسیم کرده اند ، [...]