وبلاگ ها هم به آخر خط رسیده اند

می گویند چرا وبلاگ ها  چون گذشته رونقی ندارند و همه سر به لاک سکوت فرو بردند ، می گویم  هی عمو اغلی  می خواهی دربند مان ببینی ؟ دل خوش سیری چند ؟
زمانی وبلاگ ها جایگزین  مناسبی برای روز نامه هایی بودند که  از بیم توقیف ،  رسالت اطلاع رسانی  را فدای بقا  خود [...]

آدمک های عاشق

تنهایی آدم را حشره شناس می کند ، حتی نایاب ترین عنکبوت های دنیا هم در اتاق من تار تنیده اند ،
داشتم  با خودم  فکر می کردم که چرا  به تو  پرواز کردن  را آموختم  و رهایت کردم تا ستاره دنباله دار شوی ، کاش  با  تو از وفا می گفتم  تا کمی وفا دار [...]

کسی بر مزارت اشکی نمی ریزد

هان چه می گویی ؟….
گفته بودم  که  بعد از این
با بال هایی  که
نه به لیاقت ،
که با افسونگری
بر شانه هایت می کشی
دیگر زمینی نخواهی بود…
آسمانی هم نیستی…
سرپنجه ایستاده ای
و  سرک  می کشی  به  گذشته
با  زنجموره
به آنچه از دست داد ه ای دست تکان می دهی
دریغ از پرواز
هنوزم لاف میزنی  :
کنار مزار من نایست و گریه [...]

عقل گل سرخ شقایق

این جا میان غم آباد تنهایی
به امید احیای خاطره ای متروک
روزها گریبان گیر آفتابم
و شب ها
دست به دامن مهتاب
اما
دل من ! باز مثل سابق باش
با همان شور و حال عاشق باش
خواستی عاقل هم اگر باشی
عقل سرخ گل شقایق باش

من هنوز هوس عشق دارم…

چند وقتی است مشغول نوشتن  قصه ای هستم  که مرا سخت به خود مشغول  کرده  و به همین دلیل چراغ این خانه  دیر به دیر روشن می شود  حال آمدم تا با  نوشتن بخشی از قصه ای که به آن  مشغولم گرد و عبار این خانه را بروبم …
….
هرگز معنای سکوت را نفهمیدی  …. حتی [...]

به روح اقا تختی قسم …

هنوزم آنا نکه موی در اسیاب عمر سپید کردند  و  دوره  زمانه تختی را لمس کرده و به چشم خود فتوت  و طعم خوش جوانمردی را از آخرین عیار زمانه چشید ه اند ، یکی از بزگترین قسم هایشان  این است که بگویند به روح اقا تختی … یکی از این مردمان را من [...]