ایرج گرگین ، خاطره همیشه جاویدان

آدمی با خاطرات زنده است ، حال چه خوب باشد چه بد ، مهم تاثیر وقوع یک حادثه و یا یک اتفاق در ذهن آدمی است که منجر به خاطره می شود وممکن است ، سال ها و شاید هم در تمام طول عمر باقی بماند
بی شک این تجربه  در همه  وجود دارد که گاه [...]

مراسم یادبود سیامک پورزند در واشنگتن

روز یک شنبه ۱۹ joun مراسم یاد بودی از سوی احمد باطبی و چند تن  دیگراز هم بندیان سیامک پورزند در زمان زندانی بودش در دانشگاه واشنگتن دی سی برگزار شد در این مراسم  خانم مهر انگیز کار و دو دختر ایشان خانم  ها لیلی پورزند و بنفشه پورزند و همچنین  من و اقای مهدی [...]

کتا ب من …

کتاب مرا  تقدیر  ورق میزند
و هر روز خواندنی  ترمی شوم
از هر سطرسطر واژگانم
با ران عشق  می بارد
و در صفحه صفحه ی من
حکایت دجاله هایی است
که در اغوشم تطهیر یافته اند
و قدیس شده اند

می گوید …..می گویم…

می گوید دلم بیقراردلی است که تشنگی ماهی ها را می فهمد
می گویم  دل به دریا بزن
مرا صدا کن

نمک گیر

این روزها تلخ ترم!
از قهوه ای
که تو را
قسمت فال من نکرد
نمی دانم نمک گیر کجایت شده ام زندگی
که تا هنوز به پایت نشسته ام

آزادی…

آزادی
هیچ ماشینی به مقصدِ تو نمی‌رساندَم
مسافرکِش‌ها هم فهمیده‌اند
خیا لی بیشْ نیستی

قلابها علامت کدام سوالند ؟

من به آمار جمعیت زمین مشکوکم ، اگر این زمین پر از آدمهاست، پس چرا این همه آدم تنهاست ؟؟؟
راستی
قلابها علامت کدام سوالند
که ماهیان پاسخشان می شوند؟

آدمک های عاشق

تنهایی آدم را حشره شناس می کند ، حتی نایاب ترین عنکبوت های دنیا هم در اتاق من تار تنیده اند ،
داشتم  با خودم  فکر می کردم که چرا  به تو  پرواز کردن  را آموختم  و رهایت کردم تا ستاره دنباله دار شوی ، کاش  با  تو از وفا می گفتم  تا کمی وفا دار [...]

من هنوز هوس عشق دارم…

چند وقتی است مشغول نوشتن  قصه ای هستم  که مرا سخت به خود مشغول  کرده  و به همین دلیل چراغ این خانه  دیر به دیر روشن می شود  حال آمدم تا با  نوشتن بخشی از قصه ای که به آن  مشغولم گرد و عبار این خانه را بروبم …
….
هرگز معنای سکوت را نفهمیدی  …. حتی [...]

مرا اینگونه باور کن

می گفت :
از آینه سنگ تری
میایی
می نشینی
سیگار می کشی
…می خوابی
بی آنکه حتی مهتابی را روشن کنی
گفتم :
مرا اینگونه باور کن
کمی تنها
کمی بی کس
کمی از یادها رفته
خدا هم ترک من کرده
مرا اینگونه باور کن