<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>روزگار ما &#187; دل نوشته ها</title>
	<atom:link href="http://bijan-safsari.com/category/%d8%af%d9%84-%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d9%87%d8%a7/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://bijan-safsari.com</link>
	<description>یادداشتهای بیژن صف سری</description>
	<lastBuildDate>Sun, 20 May 2012 16:06:51 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.6</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>ایرج گرگین ، خاطره همیشه جاویدان</title>
		<link>http://bijan-safsari.com/1390/10/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%ac-%da%af%d8%b1%da%af%db%8c%d9%86-%d8%8c-%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d9%87-%d9%87%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d8%ac%d8%a7%d9%88%db%8c%d8%af%d8%a7%d9%86/</link>
		<comments>http://bijan-safsari.com/1390/10/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%ac-%da%af%d8%b1%da%af%db%8c%d9%86-%d8%8c-%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d9%87-%d9%87%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d8%ac%d8%a7%d9%88%db%8c%d8%af%d8%a7%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 14 Jan 2012 15:48:07 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بیژن صف سری</dc:creator>
				<category><![CDATA[دل نوشته ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bijan-safsari.com/?p=2578</guid>
		<description><![CDATA[
آدمی با خاطرات زنده است ، حال چه خوب باشد چه بد ، مهم تاثیر وقوع یک حادثه و یا یک اتفاق در ذهن آدمی است که منجر به خاطره می شود وممکن است ، سال ها و شاید هم در تمام طول عمر باقی بماند
بی شک این تجربه  در همه  وجود دارد که گاه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p align="right"><img class="alignnone" src="http://www.pic.iran-forum.ir/images/yu9574snuz54u8qhq2x.jpg" alt="" width="198" height="279" /></p>
<p align="right">آدمی با خاطرات زنده است ، حال چه خوب باشد چه بد ، مهم تاثیر وقوع یک حادثه و یا یک اتفاق در ذهن آدمی است که منجر به خاطره می شود وممکن است ، سال ها و شاید هم در تمام طول عمر باقی بماند<br />
بی شک این تجربه  در همه  وجود دارد که گاه با شنیدن یک  صدا و یا یک  ترانه و یا حتی یک  تصویر، نا خود آگاه به گذشته ای رجعت  کنیم که  خاطره انگیز است<br />
امروز در خبر ها آمده  بود که یکی دیگر از پیشکسوتان  قبیله  رسانه، اما نه در وطن ، که در غربت چشم از جهان فرو بست و رفت ،  خبر در گذشت ایرج گرگین ، با اینکه  هرگز او را ندیده بودم اما  چنگی بود بر دل غربت نشیناتی  چون  من که  ناگهان  درچشم بر هم زدنی حس گمشده ای را یافتم ، که بی نشانه ماند وبی  بلد راه .<br />
<span id="more-2578"></span> در عالم طریقت مثالی رایج است که می گویند هر چیزی را ذکاتی است ، و ذ کات عشق جان باختن  است  انچنانکه    ایرج گرگین به شهادت دوستان و یازانش عاشق حرفه خود بود و  نشانه  ای  بود از، درست اندیشیدن ودرست گام برداشتن دراین راه  که عاقبت بر سرش جان باخت.<br />
می گویند زنده یاد سعید نفیسی  هر وقت یکی از خیل یاران چشم از جهان فرو می بست به  کنایه از جمله مشهور  بیهقی  می گفت &#8221; می خواهم  قلم را در مرگ او بگرایانم &#8221; ، چرا که این رسم و سنتی است که همواره در قبیله قلم بوده و هست  ومی ماند وامروز بر همین باوراست که باید از تازه در گذشته ی این قبیله  ایرج گرگین نوشت ، اگر چه  برخی آن را &#8221; در گذ شتنامه &#8221; نویسی بدانند  وبراین رسم بتازند و از قول این  بزرگ مرد ، ارزو کنند که  ایکاش مرد نجیبی چون  زنده یاد ایرج گرگین حکم می داد که کسی از همکاران حق ندارد در باره او درگذشتنامه بنویسد، غافل که چنین حکمی هرگز ازمردان نجیب و پای بند به سنت  ارج نهادن به پیشکسوتان و نامداران بر نیاید آنچنانکه  ایرج گرگین  در طول سال ها فعالیت  حرفه ای خود همواره  ازبانیان و برنامه سازان زنده  نگداشتن یاد و خاطره نا مداران و پیشکسوتان بوده است<br />
دلم بگرفت از بی همدلی ها رو به کوه آرم<br />
مگر آنجا زنم ،پیوند فریادی به فریادی</p>
<p>زنده یاد ایرج گرگین اگرچه او راهرگز ندیده ام اما هم قوم من است و به حکم قرابت هم قبیله بودن ، سزاور است  قلم ها در سوگ او گریاند چرا که او خاطر ساز دو نسل این کهنه دیار است و هنوز آنانکه  موی در اسیاب عمر سپیده کرده اند ، صدای مخملینش را چون خاطره ای خوش بیاد دارند طرفه آنکه او از معدود پیشکسوتان رسانه  ای است  که در زمان حیات  خود نیزشاهد ارج نهادن ملتی  برتلاشی که در اطلاع رسانی داشت،  بود  ، مگرنه این است که هرگاه  سخن از رسانه ملی ( رادیو  تلویزیون) به میان می آید و در مقایسه امروز آن با آنچه  از گذشته  بیاد مانده است، نا خود آگاه نام بزرگان این حرفه چون ایرج گرگین بر زبان ها جاری می گردد ؟و به مثابه یک خاطره  خوش  از آن یاد می شود ؟ و امروز اگرچه در وطن ازرسانه ملی ، حتی خبر مرگ یک همکار سابق را منتشر نمی کنند ، تا مبادا خاطره سال های فراوانی و شکوه  و ایضا مفهوم واقعی رسانه ملی تازه گردد ، اما نسل امروز نیز در فضای مجازی چنان با پخش خبر در گذشت این بزرگ مرد رسانه ی شنیداری کشورمان ، کمرهمت می بندند  که همکاران سابق او در صدا و سیمای جمهوری اسلامی با شرمندگی به تکاپو افتاده و در صدد جبران بر می ایند تا در لابلای دورغ رسانی های خود ، خبرتاثربرانگیز اما راست و جقیقی از مرگ  یک خاطره سازرا به  گوش مردمی که  نام ایرج گرگین را مترادف با  رسانه ملی بیاد دارند، برسانند.<br />
اری باید از ایرج گرگین و همه خاطره سازان ، چه در زمان حیاتشان  و چه  وقتی که رخت از این جهان  می بندند ،نوشت و گفت  باید  برای از دست دادن  چنین سربازان بی جیر و مواجب ملت  ،قلم ها را گریاند و درگذشتنامه  &#8221; نوشت تا آنانکه  گمان دارند با زور و سرنیزه  می توانند گذشته  خاطره انگیز ملتی را به محاق فراموشی کشاند در یابند :<br />
همه چیز فانی است  ، جاه و مقام رفتنی است  ، جاری آب و باد وخاک است ، آ نچه می ماند،مهراست ومهربانی،آنچه شکوه می افزاید،عشق است وعشق ورزی و آنچه تاریخ می سازد،یاد است وخاطره و ایرج گرگین خاطره ای است همیشه بیاد ماندنی.</p>
<p>این مطلب در<strong> <a href=" http://news.gooya.com/politics/archives/2012/01/134465.php">گویا </a></strong>منتشر شد</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://bijan-safsari.com/1390/10/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%ac-%da%af%d8%b1%da%af%db%8c%d9%86-%d8%8c-%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d9%87-%d9%87%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d8%ac%d8%a7%d9%88%db%8c%d8%af%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مراسم یادبود سیامک پورزند در واشنگتن</title>
		<link>http://bijan-safsari.com/1390/04/%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d9%85-%db%8c%d8%a7%d8%af%d8%a8%d9%88%d8%af-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%85%da%a9-%d9%be%d9%88%d8%b1-%d8%b2%d9%86%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d9%88%d8%a7%d8%b4%d9%86%da%af%d8%aa%d9%86/</link>
		<comments>http://bijan-safsari.com/1390/04/%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d9%85-%db%8c%d8%a7%d8%af%d8%a8%d9%88%d8%af-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%85%da%a9-%d9%be%d9%88%d8%b1-%d8%b2%d9%86%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d9%88%d8%a7%d8%b4%d9%86%da%af%d8%aa%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 22 Jun 2011 19:57:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بیژن صف سری</dc:creator>
				<category><![CDATA[دل نوشته ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bijan-safsari.com/?p=2387</guid>
		<description><![CDATA[روز یک شنبه ۱۹ joun مراسم یاد بودی از سوی احمد باطبی و چند تن  دیگراز هم بندیان سیامک پورزند در زمان زندانی بودش در دانشگاه واشنگتن دی سی برگزار شد در این مراسم  خانم مهر انگیز کار و دو دختر ایشان خانم  ها لیلی پورزند و بنفشه پورزند و همچنین  من و اقای مهدی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>روز یک شنبه ۱۹ joun مراسم یاد بودی از سوی احمد باطبی و چند تن  دیگراز هم بندیان سیامک پورزند در زمان زندانی بودش در دانشگاه واشنگتن دی سی برگزار شد در این مراسم  خانم مهر انگیز کار و دو دختر ایشان خانم  ها لیلی پورزند و بنفشه پورزند و همچنین  من و اقای مهدی جامی مدیر سابق رادیو زمانه و  اقای تقی مختار سردبیر روز نامه ایرانیان در واشنگتن ، سخنرانی  داشتیم  که فیلم این  سخنرانی را می توانید در  <span style="color: #ff0000;"><strong><a href=" http://www.youtube.com/watch?v=ah4WzuejkP0">اینجا</a> </strong></span>ببینید ،همچنین عکس هایی که  در این مراسم با  خانم مهر انگیز کار ودختران زنده یاد سیامک پور زند  و با اقای جامی  گرفته شد را می توانید در ذیل ملاحظه کنید.</p>
<p><img class="alignnone" src="http://up.iranblog.com/images/hebtosikhzn0kwqs83l.jpg" alt="" width="350" height="218" /></p>
<p><span id="more-2387"></span></p>
<p><img class="alignnone" src="http://up.iranblog.com/images/iw2r4xv33451xs3r00uj.jpg" alt="" width="388" height="218" /></p>
<p><img class="alignnone" src="http://up.iranblog.com/images/hybtle2niqyjlhtfzwi.jpg" alt="" width="293" height="218" /></p>
<p><img class="alignnone" src="http://up.iranblog.com/images/b96xc3c9c9qrjhukkj4.jpg" alt="" width="386" height="218" /></p>
<p><img class="alignnone" src="http://up.iranblog.com/images/vf9kz0oc0zdhcxwca7d.jpg" alt="" width="177" height="248" /></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://bijan-safsari.com/1390/04/%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d9%85-%db%8c%d8%a7%d8%af%d8%a8%d9%88%d8%af-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%85%da%a9-%d9%be%d9%88%d8%b1-%d8%b2%d9%86%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d9%88%d8%a7%d8%b4%d9%86%da%af%d8%aa%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کتا ب من &#8230;</title>
		<link>http://bijan-safsari.com/1390/03/%da%a9%d8%aa%d8%a7-%d8%a8-%d9%85%d9%86/</link>
		<comments>http://bijan-safsari.com/1390/03/%da%a9%d8%aa%d8%a7-%d8%a8-%d9%85%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 07 Jun 2011 22:38:31 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بیژن صف سری</dc:creator>
				<category><![CDATA[دل نوشته ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bijan-safsari.com/?p=2358</guid>
		<description><![CDATA[کتاب مرا  تقدیر  ورق میزند
و هر روز خواندنی  ترمی شوم
از هر سطرسطر واژگانم
با ران عشق  می بارد
و در صفحه صفحه ی من
حکایت دجاله هایی است
که در اغوشم تطهیر یافته اند
و قدیس شده اند
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>کتاب مرا  تقدیر  ورق میزند<br />
و هر روز خواندنی  ترمی شوم<br />
از هر سطرسطر واژگانم<br />
با ران عشق  می بارد<br />
و در صفحه صفحه ی من<br />
حکایت دجاله هایی است<br />
که در اغوشم تطهیر یافته اند<br />
و قدیس شده اند</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://bijan-safsari.com/1390/03/%da%a9%d8%aa%d8%a7-%d8%a8-%d9%85%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>می گوید &#8230;..می گویم&#8230;</title>
		<link>http://bijan-safsari.com/1390/03/%d9%85%db%8c-%da%af%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%85%db%8c-%da%af%d9%88%db%8c%d9%85/</link>
		<comments>http://bijan-safsari.com/1390/03/%d9%85%db%8c-%da%af%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%85%db%8c-%da%af%d9%88%db%8c%d9%85/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 30 May 2011 01:13:43 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بیژن صف سری</dc:creator>
				<category><![CDATA[دل نوشته ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bijan-safsari.com/?p=2334</guid>
		<description><![CDATA[می گوید دلم بیقراردلی است که تشنگی ماهی ها را می فهمد
می گویم  دل به دریا بزن
مرا صدا کن
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p align="right">می گوید دلم بیقراردلی است که تشنگی ماهی ها را می فهمد</p>
<p align="right">می گویم  دل به دریا بزن</p>
<p>مرا صدا کن</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://bijan-safsari.com/1390/03/%d9%85%db%8c-%da%af%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%85%db%8c-%da%af%d9%88%db%8c%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نمک گیر</title>
		<link>http://bijan-safsari.com/1390/02/%d9%86%d9%85%da%a9-%da%af%db%8c%d8%b1/</link>
		<comments>http://bijan-safsari.com/1390/02/%d9%86%d9%85%da%a9-%da%af%db%8c%d8%b1/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 05 May 2011 04:22:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بیژن صف سری</dc:creator>
				<category><![CDATA[دل نوشته ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bijan-safsari.com/?p=2270</guid>
		<description><![CDATA[این روزها تلخ ترم!
از قهوه ای
که تو را
قسمت فال من نکرد
نمی دانم نمک گیر کجایت شده ام زندگی
 که تا هنوز به پایت نشسته ام
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>این روزها تلخ ترم!<br />
از قهوه ای<br />
که تو را<br />
قسمت فال من نکرد</p>
<p><strong>نمی دانم نمک گیر کجایت شده ام زندگی</strong></p>
<p><strong> که تا هنوز به پایت نشسته ام</strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://bijan-safsari.com/1390/02/%d9%86%d9%85%da%a9-%da%af%db%8c%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آزادی&#8230;</title>
		<link>http://bijan-safsari.com/1389/12/%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af%db%8c/</link>
		<comments>http://bijan-safsari.com/1389/12/%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 08 Mar 2011 15:55:29 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بیژن صف سری</dc:creator>
				<category><![CDATA[دل نوشته ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bijan-safsari.com/?p=2170</guid>
		<description><![CDATA[آزادی
هیچ ماشینی به مقصدِ تو نمی‌رساندَم
مسافرکِش‌ها هم فهمیده‌اند
خیا لی بیشْ نیستی
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h6><span>آزادی<br />
هیچ ماشینی به مقصدِ تو نمی‌رساندَم<br />
مسافرکِش‌ها هم فهمیده‌اند<br />
خیا لی بیشْ نیستی</span></h6>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://bijan-safsari.com/1389/12/%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>قلابها علامت کدام سوالند ؟</title>
		<link>http://bijan-safsari.com/1389/11/%d9%82%d9%84%d8%a7%d8%a8%d9%87%d8%a7-%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%aa-%da%a9%d8%af%d8%a7%d9%85-%d8%b3%d9%88%d8%a7%d9%84%d9%86%d8%af-%d8%9f/</link>
		<comments>http://bijan-safsari.com/1389/11/%d9%82%d9%84%d8%a7%d8%a8%d9%87%d8%a7-%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%aa-%da%a9%d8%af%d8%a7%d9%85-%d8%b3%d9%88%d8%a7%d9%84%d9%86%d8%af-%d8%9f/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 18 Feb 2011 04:18:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بیژن صف سری</dc:creator>
				<category><![CDATA[دل نوشته ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bijan-safsari.com/?p=2167</guid>
		<description><![CDATA[من به آمار جمعیت زمین مشکوکم ، اگر این زمین پر از آدمهاست، پس چرا این همه آدم تنهاست ؟؟؟
راستی
قلابها علامت کدام سوالند
که ماهیان پاسخشان می شوند؟
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h6><span>من به آمار جمعیت زمین مشکوکم ، اگر این زمین پر از آدمهاست، پس چرا این همه آدم تنهاست ؟؟؟</span><br />
<span>راستی<br />
قلابها علامت کدام سوالند<br />
که ماهیان پاسخشان می شوند؟</span></h6>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://bijan-safsari.com/1389/11/%d9%82%d9%84%d8%a7%d8%a8%d9%87%d8%a7-%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%aa-%da%a9%d8%af%d8%a7%d9%85-%d8%b3%d9%88%d8%a7%d9%84%d9%86%d8%af-%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آدمک های عاشق</title>
		<link>http://bijan-safsari.com/1389/10/%d8%a2%d8%af%d9%85%da%a9-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82/</link>
		<comments>http://bijan-safsari.com/1389/10/%d8%a2%d8%af%d9%85%da%a9-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 20 Jan 2011 18:51:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بیژن صف سری</dc:creator>
				<category><![CDATA[دل نوشته ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bijan-safsari.com/?p=2151</guid>
		<description><![CDATA[تنهایی آدم را حشره شناس می کند ، حتی نایاب ترین عنکبوت های دنیا هم در اتاق من تار تنیده اند ،
داشتم  با خودم  فکر می کردم که چرا  به تو  پرواز کردن  را آموختم  و رهایت کردم تا ستاره دنباله دار شوی ، کاش  با  تو از وفا می گفتم  تا کمی وفا دار [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>تنهایی آدم را حشره شناس می کند ، حتی نایاب ترین عنکبوت های دنیا هم در اتاق من تار تنیده اند ،</p>
<p>داشتم  با خودم  فکر می کردم که چرا  به تو  پرواز کردن  را آموختم  و رهایت کردم تا ستاره دنباله دار شوی ، کاش  با  تو از وفا می گفتم  تا کمی وفا دار شوی .</p>
<p>وقتی چشم بسته  روی طنابی که یک سرش دست تو بود بند بازی می کردم ، میدانستم که همیشه  در عشق ، مسئله اعتماد  مهترین است  اما میان  چشم های بسته من  و دست های لرزان تو &#8230;هیچ چیزی وجود نداشت</p>
<p align="right">همیشه در عجب بودم که چرا در مسیر عشق پا به پایم نمی آمدی حتی وقتی آهسته و پیوسته می رفتم.<br />
امروز فهمیدم ریگی که در کفشت بود باعث لنگ زدنت می شد<strong></strong></p>
<p align="right"><strong>راستی خبرت دهم پزشکان که هیچ ،حتی ماموران &#8221; بازیافت &#8221; هم<strong> </strong>از این قلب شکسته ،قطع امید کرده اند<strong>. ها ها ها</strong></strong></p>
<p align="right"><strong>بخشی از  داستان های کوتاهی که  در حال نوشتنم  &#8221; آدمکها ی عاشق &#8220;</strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://bijan-safsari.com/1389/10/%d8%a2%d8%af%d9%85%da%a9-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>من هنوز هوس عشق دارم&#8230;</title>
		<link>http://bijan-safsari.com/1389/10/%d9%85%d9%86-%d9%87%d9%86%d9%88%d8%b2-%d9%87%d9%88%d8%b3-%d8%b9%d8%b4%d9%82-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%85/</link>
		<comments>http://bijan-safsari.com/1389/10/%d9%85%d9%86-%d9%87%d9%86%d9%88%d8%b2-%d9%87%d9%88%d8%b3-%d8%b9%d8%b4%d9%82-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%85/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 07 Jan 2011 12:24:55 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بیژن صف سری</dc:creator>
				<category><![CDATA[دل نوشته ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bijan-safsari.com/?p=2143</guid>
		<description><![CDATA[چند وقتی است مشغول نوشتن  قصه ای هستم  که مرا سخت به خود مشغول  کرده  و به همین دلیل چراغ این خانه  دیر به دیر روشن می شود  حال آمدم تا با  نوشتن بخشی از قصه ای که به آن  مشغولم گرد و عبار این خانه را بروبم &#8230;
&#8230;.
هرگز معنای سکوت را نفهمیدی  &#8230;. حتی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p align="right"><strong>چند وقتی است مشغول نوشتن  قصه ای هستم  که مرا سخت به خود مشغول  کرده  و به همین دلیل چراغ این خانه  دیر به دیر روشن می شود  حال آمدم تا با  نوشتن بخشی از قصه ای که به آن  مشغولم گرد و عبار این خانه را بروبم &#8230;</strong></p>
<p align="right">&#8230;.</p>
<p align="right">هرگز معنای سکوت را نفهمیدی  &#8230;. حتی آن زمان که هم خواب هم بودیم اما هرگز خواب هم را نمی دیدیم</p>
<p align="right">و..ه که چه پر از نفرت &#8230;. !! نفرت  نه به من ، که  بر خود می ورزی ،</p>
<p align="right">راستی اگـر روزی کوچه ی علی چپ مشمول طرح ترمیم  شود و در دسترس نباشد  و  من و تو پس از مدت ها یکـدیگـر را بر حسب اتفاق ببیـنیـم،چه خاکی بر سر خواهیم کرد؟</p>
<p align="right">میگویند برترین درجه ی عشق ایمان است &#8230;و پست ترین درجه ی آن نیاز<br />
و من چه غریبـــــــــــانه به &#8221; تـــو &#8221; ایمـــــــان داشتم &#8230;و تو  چه  رذیلانه نیازمند به  &#8221; من &#8221; بودی ..</p>
<p align="right">و حالا دوری&#8230;جدایی&#8230; فرسنگ ها فاصله &#8230;</p>
<p align="right">می گویند :دوری جفانیست؛بودن وفانیست،مهم صداقت قلبهاست حتی اگر درکنارت نیست</p>
<p align="right">من  هنوزم پرهیا هویم  وبی  حناق سکوت  هوس عشق دارم  &#8230; واز گرد باد ی که در قلب  تو افکندم مسرورم &#8230;.ببین &#8230;ببین اندیشه ام  بیش از گذشته بارور است &#8230; بوی نم نای از نفرت توست&#8230;..من همان بودم که هستم &#8230;.افسانه ای  که  زلف رویای تو را به خدایان گره زد&#8230;راستی هنوز هم به حقیقت خدایان شک داری؟</p>
<p>وفای  به تو خیانت به خودم بود&#8230;.من برات تجربه بودم تو برام زندگی بودی&#8230;من مومن ترین بنده  تو بودم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://bijan-safsari.com/1389/10/%d9%85%d9%86-%d9%87%d9%86%d9%88%d8%b2-%d9%87%d9%88%d8%b3-%d8%b9%d8%b4%d9%82-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مرا اینگونه باور کن</title>
		<link>http://bijan-safsari.com/1389/09/%d9%85%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%db%8c%d9%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d9%88%d8%b1-%da%a9%d9%86/</link>
		<comments>http://bijan-safsari.com/1389/09/%d9%85%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%db%8c%d9%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d9%88%d8%b1-%da%a9%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 14 Dec 2010 18:00:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بیژن صف سری</dc:creator>
				<category><![CDATA[دل نوشته ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bijan-safsari.com/?p=2109</guid>
		<description><![CDATA[می گفت :
از آینه سنگ تری
میایی
می نشینی
سیگار می کشی
&#8230;می خوابی
بی آنکه حتی مهتابی را روشن کنی
گفتم :
مرا اینگونه باور کن
کمی تنها
کمی بی کس
کمی از یادها رفته
خدا هم ترک من کرده
مرا اینگونه باور کن
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>می گفت :</p>
<p>از آینه سنگ تری</p>
<p>میایی</p>
<p>می نشینی</p>
<p>سیگار می کشی</p>
<p>&#8230;می خوابی</p>
<p>بی آنکه حتی مهتابی را روشن کنی</p>
<p>گفتم :</p>
<p>مرا اینگونه باور کن</p>
<p>کمی تنها</p>
<p>کمی بی کس</p>
<p>کمی از یادها رفته</p>
<p>خدا هم ترک من کرده</p>
<p>مرا اینگونه باور کن</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://bijan-safsari.com/1389/09/%d9%85%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%db%8c%d9%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d9%88%d8%b1-%da%a9%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

