<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>روزگار ما</title>
	<atom:link href="http://bijan-safsari.com/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://bijan-safsari.com</link>
	<description>یادداشتهای بیژن صف سری</description>
	<lastBuildDate>Fri, 03 Feb 2012 22:49:09 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.6</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>به بهانه سالگرد وعده های پوشالی و رهبر مقوایی</title>
		<link>http://bijan-safsari.com/1390/11/2592/</link>
		<comments>http://bijan-safsari.com/1390/11/2592/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 03 Feb 2012 22:47:55 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بیژن صف سری</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاست]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bijan-safsari.com/?p=2592</guid>
		<description><![CDATA[باز هم میراث خواران انقلاب ۵۷با فرا رسیدن سالگرد آن واقعه شوم، به تکاپو افتاده و ملت جان به لب رسیده از ظلم را مجبوربه شادمانی بی دلیل می کنند، اگر چه این باربا به نمایش گذاردن تمثال مقوایی از قائد اعظم انقلاب ، این حقیقت را فریاد می کشند ،که ای خوش باوران بلا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>باز هم میراث خواران انقلاب ۵۷با فرا رسیدن سالگرد آن واقعه شوم، به تکاپو افتاده و ملت جان به لب رسیده از ظلم را مجبوربه شادمانی بی دلیل می کنند، اگر چه این باربا به نمایش گذاردن تمثال مقوایی از قائد اعظم انقلاب ، این حقیقت را فریاد می کشند ،که ای خوش باوران بلا دیده ازآفت آن جوشش بی سرانجام ، همه آن وعده های سالهای گمان باطل همچون تمثال این رهبر مقوایی ، فریب بود وپوشالی ، ما فریبتان دادیم .<br />
انچه امروزجیره خواران انقلاب با براه انداختن چنین کارناوالی مضحک ،نیشتر به زخم کهنه می زنند و با وقاحت به رخ ملت پشیمان ازانقلاب و نسل امروزمی کشند ، همه ازسر مستی باده قدرتی است که عنقریب به جام زهر مبدل می شود و تا آن روز ما را چه باک از این مضحکه ، که ما هم به یمن این ایام زجر ، رج می زنیم به گذشته ا ی که گذشت ، و باز به گوش نسل بیدار و هوشیار امروزاین کهنه دیار، قصه فریب خود می خوانیم ،و از حاکمان غاصب انقلاب می گوئیم که پیمان شکن بودند وتشنه قدرت ، واز عالمان ربانی داغ مهر به پیشانی می نالیم که بد عهد هستند و نان خدا می خورند و فرمان شیطان می برند، و این حکایت آنقدر مکررمی کنیم تا مبادا نسل امروز چون نسل انقلاب به غمزه خنیاگران الهی گرفتارآیند وغافل از دق الباب پیک ازادی، در پی عکس رخ یار سر به اسمان داشته باشند.</p>
<p><span id="more-2592"></span></p>
<p>حکایت انقلاب ، قصه مکرراست و طی سی و دو سال گذشته انقدر گفته شد که دیگر ملال آوراست اما با این همه در چنین ایامی گذر به این حکایت ملال اور تلنگری است که بر خود می زنیم و از این روبی پرده وبی حجب وحیا بایداعتراف کرد ،که واقعه ۵۷ ازنمک گیر بودن نسل انقلاب به دین وعالمان دین فروش بود و بس ، که این خصلت نمک گیر کردن و نمک گیر شدن در فرهنگ وخلق و خوی ما ایرانیان کار کرد عجیبی دارد ، و از نمک دین باوری بود که روحانیت را نمایندگان برحق اولیا و انبیا دیدیم وبر خود مسلط ساختیم چنانکه اگر عالمی روحانی ازکوچه ای به طمانینه می گذشت ، آنقدرگام سست می کردیم تا اوبه پیش افتد و ما چون بردگان به دنبالش، و هر گاه پای منبراو می نشتسیم ،تنها برای سبک کردن استخوان از گناه بود وبا هر دورغی که این ریا کاران بر خدا و انبیا می بستند همچون بزاخوش سر می جنباندیم و بر پیشانی میزدیم ،چون ما نمک گیر دین بودیم .<br />
۳۲ سال پیش در جنین ایامی که نه قحطی خدا بود و نه دشمن درخانه و نه ایام زجری وجود داشت ، ناگهان آوازه ی عالمی خدای جوی و دوراز وطن، درشهر پیچید که فرمان شکستن نمک دان میداد، نمکدان خاندان پادشاهی که ستمگر می دانیم اما با این همه چون امروزکه وقتی با قطار به سمت فیروز کوه و ساری سفر می کنیم وبا خاطری اسوده از روی پل ورسک می گذریم ،بیاد حق نمک آن شاه ستمگرمی افتیم وبا نگاه به عمق دره ای که زیر پایمان چون اژد ها دهان گشوده ،بیاد نمک نشناسیمان می افتیم وعجبا این احساس وقتی بیشترمی شود که یاد آن خاطره غرور انگیزاز ساخت پل ورسک در ما زنده می شود، که می گویندروز افتتاح پل ، بفرمان آن شاه ستمگر ، مهندس المانی سازنده پل را با زن و فرزند به دره می برند ، درست در زیریر پل ،تا اگر با عبور قطار، آن سازه غول پیگر سرنگون شد ، بر سر سازنده آن و خانواد ه او آوار شود.آری ما بفرمان قائداعظم شوریدیم غافل که نمکدان می شکنیم، بی آنکه بیادمان باشد که ابادانی میهن همه ازچنین ستمگرانی بوده و ما در طول تاریخ خود همواره چشم بسته نمکدان شکستیم و شاید از سر تکرار این رویه بود که در سال ۵۷ به جای تعمق و اصلاح نظام وقت ، چشم بر همه چیز نهادیم و نمک دان شکستیم و عجبا امروز که در طی ۳۲ سال گذشته به رغم همه مصائبی که متحمل شده ایم و به رغم همه ویرانی های که نظام حاکم ازسر عدم لیاقت در اداره امورکشور بر ما تحمیل کرده ، و نمک گیرهیچ رفاه و ابادانی از سوی نظام نیستیم ، چنان که باید اقدامی صورت نمی دهیم، گویی باید حتما نمک گیر باشیم تا نمک دان بشکنیم .<br />
از قضا نظام جمهوری اسلامی نیز با تکیه بر چنین باوری است که بر دوام و بقای خود تا به امروز ادامه داده است ، ،بذل و بخشش های بی حساب و کتاب ،دزدیدن ازکیسه ملت ، و ریختن به حساب نور چشمی های چون سرداران سپاه و یاران رهبری ، باج دادن، به دور افتاده ترین کشورهای جهان، به قصد صدور انقلابی که هرگز تحقق نیافت و ایضابه منظور پیشبرد اهدافی که به دوراز منافع ملی بوده ،همه همه ازاتخاذ روش نمک گیر کردن است اگرچه گاهی نتیجه ای خلاف انتظار هم داشته ، خاصه در تعاملات بین المللی، که برخی از کشورهای حمایت شده از سوی نظام در بزنگاه های حساس تاریخی، نمکدان شکستند، و در صف دشمنان قرار گرفتند که البته نشانه سهم خواهی بیشتر بود مانند ، چین و روسیه درماجرای تحریم ها که در چند نوبت بر خلاف انتظار با دشمنان ولی امر مسلمین جهان هم کاسه شدند که باز هم به لطف گنجی که در اختیار رهبر نظام است دوباره به دامان ولی امر مسلمین برگشتند چرا که طعم شیرین قدرت آنقدر هست که بی واهمه از محشر کبرایی که بر بالای منابربرای دین باور ان خوانده می شد فراموش شود،وبیت المال به میل رهبری د بذل و بخشش شود واینگونه است که زور تنها رویه مطلوب عالمان خدای جوی شدو پایه های ظلم بار دیگر در اب و خاک مان دوام و قوام می گیرد ودر مقابل ما نیزتنها به دلیل نمک گیربودن از دین (جز دو سال گذشته) در تمام این سال ها تماشا گر می شویم.<br />
الغرض امروز جیره خواران رژیم در حالی سالگشت واقعه ۵۷ را جشن می گیرندکه خود بخوبی میدانند که شمارش سقوط نظام آغاز شده وشاید از همین باور است که هریک از عمله نظام بی واهمه ، این چنین اشکارا دست به غارت می زنند که هر روز خبر یک اختلاس و دزدی از سوی یک مقام حکومتی منتشر می شود و انانکه هنوز بر بقای این نظام دل خوش کرده اند تنها جنگ را ناجی نظام می دانند و لجاجت بر سر امری محال چون دست یابی به سلاح هسته ای هم چیزی جز تحریک دشمن به حمله نیست و این واقعیتی است که حتی نزدیک ترین افراد به رهبری نظام دریافته و میدانند که لاف رهبری و لجاجتی که درداشتن &#8221; کیک زرد &#8221; می کند توهمی بیش نیست و این حقیقت در همه نامه هایی که این روز ها متداول گردیده و خطاب به رهبری نظام نوشته می شود به وضوع نمایان است اگر چه هنوز بفرموده رهبر با هزینه کردن از نام ملت مستمسکی برای توجیح این لجاجت می تراشند ، تا نگوئید به چه نشانه ؟ نگاه کنید به متن گفته های مسئولین بی درایت نظام که درتوجیح لجاجت خانمان برانداز ولی نعمت خود در طی ماه های اخیرکه مدام از نام ملت سوء استفاده می کنند ، شعار هایی چون :<br />
عقب نشینی از حقوق ملت ایران خیانت است / ما ذره ای از حقوق ملت ایران عقب نشینی نخواهیم کرد/ اصولا ملت ایران اجازه نخواهد داد که بر سر حقوق اساسی آنها با کسی مذاکره کنیم /جهانیان بدانند ملت ایران از حقوق مسلم خود عقب نشینی نخواهد کرد.<br />
و این همه لاف در حالی است که هم اکنون منافع ملی مردم ایران در دریای خزر نادیده گرفته می شود ولاف زنان کمترین واکنشی از خود نشان نمی دهند و قدرت چانه زنی این نا مسئولین نالایق خاصه در سالهای اخیر چنان تنزل یافته که اوامر و دستورات سران کرملین ( روسیه) را چشم بسته قبول می کنند وبجای سهم ۵۰ درصد ی ملت ایران در دریای خزر تن به سهم یازده و سه دهم درصد می دهند گویی تنها منافع ملت ایران ، درداشتن سلاح هسته ای است و بس.<br />
واما این مختصر به بهانه سالگرد وعده های پوشالی ، از صاحب این قلم الکن برای نسل امروز نوشته شد که اگرچه بیداراست درکمین ازادی ، اما هرگزمباد چون نسل انقلاب نمک گیرشود. حتی به خدایی که دگردراین حوالی نیست .</p>
<p>این  مطلب در  <a href=" http://news.gooya.com/politics/archives/2012/02/135469.php"><strong>گویا </strong></a> منتشر شد</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://bijan-safsari.com/1390/11/2592/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آنچه هاشمی می خواهد</title>
		<link>http://bijan-safsari.com/1390/11/%d8%a2%d9%86%da%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%d8%b4%d9%85%db%8c-%d9%85%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%af/</link>
		<comments>http://bijan-safsari.com/1390/11/%d8%a2%d9%86%da%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%d8%b4%d9%85%db%8c-%d9%85%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%af/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 01 Feb 2012 00:44:28 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بیژن صف سری</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاست]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bijan-safsari.com/?p=2589</guid>
		<description><![CDATA[در شرایطی که نظام جمهوری اسلامی در ورطه انحطاط و سرنگونی قرار دارد، دست به دامان عقلایی چون هاشمی رفسنجانی شدن، امری طبیعی و قابل تصور است که این روز ها استمداد طلبی از پهلوان طرد شده نظام، آن هم از سوی کسانی که از دایره قدرت بیرون گذاشته شده اند،نقل محافل سیاسی است.
اخیرا علی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: 'times new roman', times, serif; text-align: right; padding: 0px;">در شرایطی که نظام جمهوری اسلامی در ورطه انحطاط و سرنگونی قرار دارد، دست به دامان عقلایی چون هاشمی رفسنجانی شدن، امری طبیعی و قابل تصور است که این روز ها استمداد طلبی از پهلوان طرد شده نظام، آن هم از سوی کسانی که از دایره قدرت بیرون گذاشته شده اند،نقل محافل سیاسی است.<br />
<span style="line-height: 1.5em;">اخیرا علی مطهری فرزند آیت الله مطهری و نماینده اصولگرا ی مجلس ومخالف دولت که صلاحیتش برای انتخابات پیش روتائید نشده، در مصاحبه ای خواهان رجعت به هاشمی وتعمق در نصایح این دانای نظام شده است و تنها راه نجات نظام از بن بست کنونی را دربازگشت این روحانی پیشکسوت انقلاب به دایره تصمیم گیری رژیم ولایی دانسته؛ تو گویی این بار هم تنها با سر انگشتان تدبیر این ناجی روز های سخت نظام، گره کوری که اکنون بر دست و پای جمهوری اسلامی پیچیده است، باز می شودو لاغیر. طرفه آنکه همزمان با این تلاش، از سویی دیگر نجواهایی در تطهیر رهبری از ارتکاب خطا هایی شنیده می شود که بنام شخص حضرت &#8220;آقا &#8220;، دراذهان عمومی ثبت گردیده، بلند ترین این نجوا ها در اظهار نظر اخیر باهنر، نایب رئیس اصولگرای مجلس شورای اسلامی در باب چگونگی ماجرای به حصرکشیدن مهندس موسوی و شیخ مهدی کروبی به گوش می رسد که در آن دم ازمقاومت رهبری نظام از قبول این اشتباه تاریخی یعنی به حصر و بند کشیدن دو راهبر جنبش سبز، می زند.</span></p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: 'times new roman', times, serif; text-align: right; padding: 0px;"><span id="more-2589"></span></p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: 'times new roman', times, serif; text-align: right; padding: 0px;">به شهادت ۳۲ سال دوام حکومت ولایی، که درایت و هوشمندی هاشمی رفسنجانی،در بقای آن بی تاثیر نبوده است، این روحانی سیاست پیشه نشان داده از بسیاری از سر دمداران نظام عاقل تر است و زیرک؛ و این واقعیتی است که از یاران تا مخالفان نظام برآن معترفند و ملت ایران نیز بخوبی از خصیصه این دانای نظام با خبر است. شاید از چنین باوری بود که پیش از این در مقاطعی از عمر این حکومت مستاصل، گاه همه چشم ها بر درایت این رجل روحانی دوخته می شد تا کشتی طوفان زده نظام را از طوفان بلایا نجات و راه گریزی نشان دهد که به حق راه بلدی بود کهنه کار، واین رسمی است مرسوم دربین همه خود کامگانی که جانمایه رابطه خود با مردم را، بر پایه &#8220;النصّر بالّرعب&#8221; بنا می نهند،عاقبت روزی ازپی همه شدائد و سخت گیری ها ی روا داشته بر ملت تحت سلطه خود، در عجز و ناتوانی قصد استخوان سبک کردن از گناه میکنند، و متوسل به عقلا ی قوم می شوند.<br />
<span style="line-height: 1.5em;">هاشمی رفسنجانی از آغاز استقرارنظام جمهوری اسلامی با اتخاذ سیاست یکی بر نعل و یکی بر میخ، یدک کش نقش دانای نظام بوده و در بین عوام معروف به سیاست پیشه ای معتدل و اهل مسامحه است که حتی در بدترین شرایط، آنگاه که حق خویش را پایمال شده می بیند، هرگز در راهی که منجر به تضعیف نظامی که خود در دوام و بقایش نقش انکار ناپذیری داشته است، گامی برنمی دارد، که این نه ازعلو طبع ویا اراسته بودن به خصائل اخلاقی که دوام و بقای خویش وایضا حفظ ثروت بر امده ازخوان نعمت انقلاب است که او را از ارتکاب به چنین خبطی باز داشته است. سکوت تنها حربه اوست که درمقابله با دشمنان و رقیبان خود بر می گزیند اما در بزنگاه هایی چون امروز، پیله می درد وبه قصد حفظ و بقای نظام، در کسوت قهرمان روز های سخت،ظهور دوباره می یابد.<br />
</span><span style="line-height: 1.5em;">در روزهای گذشته اکبر هاشمی رفسنجانی &#8220;بازگشت از خطا و رجوع به مردم&#8221; را راهکار عبور از مقطع سخت کنونی دانسته،و این پیامی است که نه تنها شخص حضرت &#8220;آقا&#8221;  تا کنون به گوش مبارک نگرفته بلکه جیره خواران نشسته بر سفره گسترده حاکمیت آن را نشنیده می گیرند چرا که رازی در این پیام نهفته است که با رمز گشایی از آن، نه تنها دلیل عدم مقبولیت این پیام از سوی ایت الله خامنه ای و یارانش، بلکه علت استقبال گروهی که خواهان بازگشت هاشمی به صحنه تصمیم گیری نظام هستندهم اشکار می گردد.<br />
</span><span style="line-height: 1.5em;">بی شک امروز، قریب به اتفاق ملت ایران، پس ازسی و دو سال تحمل همه مصائب ناشی از عدم درایت زمامداران جمهوری اسلامی، و با توجه به همه تلاش های بی اثری که تا کنون برای اصلاح نظام صورت گرفته است،خواهان برچیدن بساط این حکومت ظالمانه اند؛ حکومتی که به نام خدا و پیامبرش، ملتی را در اسیری، دچار فقر و ذلت نموده،تا بدانجا که دیگر نه دینی مانده و نه دین باوری. حال پرسش این است: ایا منظور و نیت راستین هاشمی رفسنجانی، این حافظ نظام، ازپیشنهاد رجوع حاکمیت به ملت، تحقق چنین خواسته ی ازملت است؟ یا منظور خلعیت از سید خراسانی است که خود روزی به نیت حفظ نظام،خرقه رهبری را به خدعه برقامت او پوشانده؟<br />
</span><span style="line-height: 1.5em;">حکایت هاشمی رفسنجانی این دانای نظام، حکایت طلسم شاه مرتضی را می ماند که پس از سال ها مداوا کردن مردم مفلوک و بیمار (بخوانید جمهوری اسلامی)، یک شب طلسمش از کار می افتد و دیگر هیچ بیماری را شفا نمی دهد؛ در حالیکه شاه مرتضی همان شاه مرتضی بود، و طلسم هم همان طلسم، منتهی چیزی که بود زمانه چون گردش زمین به دور خورشید چرخیده بود وعلم طبابت و حکیم حاذق جانشین سحر جادو شده بود.حال حکایت جیره خواران نظام است که امروز با کنار گذاشتنشان ازدایره قدرت به طلسم شاه مرتضی ای چون هاشمی رفسنجانی امید بسته اند بلکه با تغییر شکل ظاهری نظام و باحذف رهبری و استقرار شورای رهبری بازهم از خوان نعمت ظلم، لقمه بر گیرند، و بار دیگر جنبش آزادی خواهی ملتی را که از مشروطیت با چنین دسیسه هایی عقیم مانده است، به بیراهه کشانند، زهی خیال باطل.</span></p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: 'times new roman', times, serif; text-align: right; padding: 0px;">این مطلب در<a href=" http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2012/january/31/article/-3f6f1af8fb.html"> <strong>روزآنلاین</strong></a> منتشر شد</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://bijan-safsari.com/1390/11/%d8%a2%d9%86%da%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%d8%b4%d9%85%db%8c-%d9%85%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چه باید کرد؟</title>
		<link>http://bijan-safsari.com/1390/11/%da%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%da%a9%d8%b1%d8%af%d8%9f/</link>
		<comments>http://bijan-safsari.com/1390/11/%da%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%da%a9%d8%b1%d8%af%d8%9f/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 26 Jan 2012 01:24:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بیژن صف سری</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاست]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bijan-safsari.com/?p=2586</guid>
		<description><![CDATA[همه چیز رو به اضمحلال است، پایه های نظام به لرزه درآمده ویکی پس از دیگری در حال فرو ریختن است.  صف آرایی های جدید جامعه بین الملل ودشمنان خارجی نظام وایضا فشار تحریم های اقتصادی، سران  حکومت جمهوری اسلامی را به وحشت انداخته؛ خاصه که با بمب گذاری ها ورخنه دشمنان به  پایگاه های [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: 'times new roman', times, serif; text-align: right; padding: 0px;">همه چیز رو به اضمحلال است، پایه های نظام به لرزه درآمده ویکی پس از دیگری در حال فرو ریختن است.  صف آرایی های جدید جامعه بین الملل ودشمنان خارجی نظام وایضا فشار تحریم های اقتصادی، سران  حکومت جمهوری اسلامی را به وحشت انداخته؛ خاصه که با بمب گذاری ها ورخنه دشمنان به  پایگاه های نظامی رژیم، ادعا ی رهبری و یارانش را درتوانمندی مقابله با نفوذ دشمنان، پوچ و بی اساس ساخته و ریزش نیرو های خودی را باعث گردیده تا بدانجا که  حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات رژیم، به صراحت از وحشت وزیدن باد عربی درایران می گوید.<br />
<span id="more-2586"></span></p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: 'times new roman', times, serif; text-align: right; padding: 0px;">شاید ازهمین  وحشت است که حتی برای مصون ماندن ازاحتمال  کودتای نظامی، به فتوای  دیگری از &#8220;آقا&#8221;، ماشین ترور نظام  بازهم براه می افتد، تا سرداران  مخالف درسپاه و حامیان دیروز رژیم یکی پس از دیگری، بنام مرگ طبیعی  از بین برده می شوند؛ طرفه آنکه  آشفتگی در اقتصاد وغیر قابل کنترل بودن  رشد بی رویه نرخ ارزاق عمومی و سخت تر شدن معاش ملت، دل نگرانی های مضاعفی را موجب ساخته که آمار زندانیان مخالف نظام بیش از هر دوره ای افزایش یابد وبار دیگرموج  تازه ای از بازداشت مخالفان براه افتد.</p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: 'times new roman', times, serif; text-align: right; padding: 0px;">در این میان مردمی که در بپا خاستن بر علیه ظلم تعلل  داشته، امروز در اثر فشارو تنگدستی های تحمیل شده از سوی  حاکمان مسلط بر خود، بجای  هر گونه اعتراض نسبت به وضعیت موجود و فریاد کشیدن بر سرعاملان و مسببان این سیه بختی،  هریک با صبوری  بر آمده از ظلم پذیری، گلیم خوداز آب می کشند، اما با این همه حاشا  نمی کنند که با همه دل نگرانی های تامین معاشی که هر روز سخت تر می شود، دلواپس جنگ ناخواسته ای هستند که احتمال  وقوعش را عنقریب می دانند، چرا که بخوبی میدانند، تحریم ها، نفی حمله  نظامی نیست بلکه  مقدمات آغاز حمله ای ویران کننده است؛ سر نوشتی  که پیش از این برای کشور هایی چون  عراق و لیبی رقم زده شد.</p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: 'times new roman', times, serif; text-align: right; padding: 0px;">و ده ها نگرانی های مشابه  دیگر که  آنچه به اختصارگفته آمد، قطره ای از دریای هراسی است که امروز در دل هر ایرانی وطن پرستی در تلاطم است، واین خود قلاب علامت سئوالی  است که امروزبر شیارذهن می پیچد که براستی چه باید کرد؟ آیا همزمان با فرو پاشی نامحسوس نظام، ما خود نیزدراین گرداب اضمحلال فرو خواهیم رفت وغرق می شویم؟ و یا قبل از وقوع هر واقعه ای نا خوشایند، ازویرانی وطن تا انحطاط اخلاقی که در پروسه فرو پاشی هر حکومت ظالمانه ای بر جامعه آزاد شده از بند، تحمیل می گردد، باید بفکر چاره بود؟ <br style="padding: 0px; margin: 0px;" />ازجراید و نشریات کشورانتظاری نیست که در اختناق بسر می برند، اما  جراید خارجی نشانه های زوال حکومت را دیده اند وخبر از هجوم مردم به فروشگاه های مواد غذایی می دهند و از نگرانی همه گیر برای شروع جنگ و تحریم و قحطی می نویسند.چرا که  این  روزها درلابلای همه اخبارناخوشایند سیاسی واقتصادی از ایران، اخباری نیز در پس افزایش قیمت ارز ها و قیمت  سکه و طلا پنهان می ماند که تعمقی برآنها نمی شود؛ اخباری چون مرگ شفقت  و زوال عاطفه، که بیگانگی با یکدیگررا در جامعه امروز ایران ما دامن زده است.تو گویی این جبری است ازپس سقوط یک نظام سفاک که اجتناب ناپذیر است؛ آنچنانکه امروز در تحولات  ناشی از بهار عربی وجود دارد، قتل، غارت، تجاوز به عنف&#8230;</p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: 'times new roman', times, serif; text-align: right; padding: 0px;">آیا ملت ایران نیز به چنین انحطاطی گرفتار خواهد شد؟ و یا بار دیگرچون سال ۵۷ که گمان مان  آزادی و برابری بود، در مسیر آزادی دمی غافل ازهم نوع و یاری رساندن به هم وطن خود نبودیم و همه در اتحادی بی مثال، پشت در پشت یکدیگر خواهیم بود؟ <br style="padding: 0px; margin: 0px;" />می گویند کە در جنگ جهانی  فرزانه ای تفالی بە حافظ زدە بود تا نظر خواجە را بداند. مشهور است کە این غزل آمدە بود:</p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: 'times new roman', times, serif; text-align: right; padding: 0px;">ما قصه سکندر و دارا نخوانده ایم</p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: 'times new roman', times, serif; text-align: right; padding: 0px;">از ما بجز حکایت مهر و وفا مپرس!</p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: 'times new roman', times, serif; text-align: right; padding: 0px;">و عجبا که  چندی پیش طنازی آواره از خانه، در چگونگی حال امروز وطن باز تفالی به دیوان حافظ می زند و این بارجواب میدهد:</p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: 'times new roman', times, serif; text-align: right; padding: 0px;">مصلحت دید من آنست کە یاران همە کار</p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: 'times new roman', times, serif; text-align: right; padding: 0px;">بگذارند و خم طرّه یاری گیرند&#8230;</p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: 'times new roman', times, serif; text-align: right; padding: 0px;">
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: 'times new roman', times, serif; text-align: right; padding: 0px;">این مطلب در <a href=" http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2012/january/25/article/-9e42f7f61f.html"><strong>روز آنلاین</strong></a> منتشر شد</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://bijan-safsari.com/1390/11/%da%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%da%a9%d8%b1%d8%af%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>هاشمی رفسنجانی آخرین حذف</title>
		<link>http://bijan-safsari.com/1390/11/%d9%87%d8%a7%d8%b4%d9%85%db%8c-%d8%b1%d9%81%d8%b3%d9%86%d8%ac%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a2%d8%ae%d8%b1%d9%8a%d9%86-%d8%ad%d8%b0%d9%81/</link>
		<comments>http://bijan-safsari.com/1390/11/%d9%87%d8%a7%d8%b4%d9%85%db%8c-%d8%b1%d9%81%d8%b3%d9%86%d8%ac%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a2%d8%ae%d8%b1%d9%8a%d9%86-%d8%ad%d8%b0%d9%81/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 21 Jan 2012 15:15:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بیژن صف سری</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاست]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bijan-safsari.com/?p=2583</guid>
		<description><![CDATA[با تغییر مدیریت دانشگاه ازاد اسلامی بار دیگر نام هاشمی رفسنجانی بر سر زبان ها است و همه از عرش به فرش افتادن این آخرین چهره شاخص از حلقه یاران بنیان گذار جمهوری اسلامی سخن می گویند، طرفه بعد از پایان دوره ریاست این عاقل مرد دانای نظام برمجلس خبرگان رهبری، گرفتن مدیریت مجموعه دانشگاه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="color: #333333; font-family: arial, tahoma; font-size: 16px; line-height: 25px;">با تغییر مدیریت دانشگاه ازاد اسلامی بار دیگر نام هاشمی رفسنجانی بر سر زبان ها است و همه از عرش به فرش افتادن این آخرین چهره شاخص از حلقه یاران بنیان گذار جمهوری اسلامی سخن می گویند، طرفه بعد از پایان دوره ریاست این عاقل مرد دانای نظام برمجلس خبرگان رهبری، گرفتن مدیریت مجموعه دانشگاه آزاد از یارغار او عبدالله جاسبی پیش بینی می شد کما این که از هم اکنون زمزمه هایی از آخرین دوره ریاست او بر مجمع تشخیص مصلحت نظام هم شنیده می شود.<br />
<span id="more-2583"></span></p>
<p style="color: #333333; font-family: arial, tahoma; font-size: 16px; line-height: 25px;">جمله ای از کرین برینتون نویسنده کتاب &#8220;کالبد شکافی چهار انقلاب &#8221; رایج است که انقلاب فرزندان خود را می بلعد ، از این رو ا گر باور کنیم آنچه در سال ۵۷ در کشورمان اتفاق افتاد، انقلاب بود ه، بی گمان این گفته اندیشمند آمریکایی ، در مورد انقلاب ایران هم صادق است چرا که با نگاهی به عمر۳۳ ساله نظام ولایی برآمده ازانقلاب ۵۷ ، خواهیم دید که همه آنانیکه از آغاز در کنار آیت الله خمینی برای استقرارجمهوری اسلامی ،سینه دریده وبه هر شقاوتی چون آتش کشیدن سینما رکس آبادان هم برای تحقق مدینه فاضله خود تن داده بودند ، بعد از استقرار نظام ولایی به طرق مختلف از سیاهه سهم خواهان از انقلاب ، حذف و به قدر سهم خواهی شان مجازات گشتند ، از اعدام صادق قطب زاده ، سخنگو و مترجم بنیان گذار جمهوری اسلامی در لوفل لوشاتو ، که بعد از استقرار نظام به فکر کودتاه می افتد و عاقبت به جرم خیانت اعدام می شود تا آنکه با فرار از کشور لقب اولین رئیس جمهور نظام را با خود یدک می کشد، همه یکی پس از دیگری از گردونه قدرت رانده می شوند و در این میان گروهی هم فله ای و در کشتار جمعی در بمب گذاری هایی چون ماجرای هفت تیر و. . . ، از بین می روند و آنانکه پیام نهفته در بطن این کشتارها را بخوبی دریافته بودند با مشغول شدن در نهادها و ارگان هایی که بی منطق ناگهان در سیستم اداره امور کشور صاحب زمانی، چون قارچ روئیدند ، به جیرخواری بسنده کرده و تماشاگر شدند، اگر چه این دسته، امروز با شجاعت تحسین برانگیزی که درنوشتن نامه های افشاگرانه، از خود نشان داده اند، عنقریب شاید، با توجه به اقبال عمومی از این نامه ها، یکی از بین همین وجیزه نویسان به مثابه قهرمان ملی ظهور کند بلکه مشکل عدم وجود رهبری در هدایت جنبش از نفس افتاده هم رفع شود.</p>
<p style="color: #333333; font-family: arial, tahoma; font-size: 16px; line-height: 25px;">الغرض امروز از خیل چهرهای شاخص انقلابیون سال ۵۷، تنها دو تن در چرخه قدرت باقی مانده اند ، که از قضا راز ماندگاریشان هم بر کسی پوشیده نیست و همه از اتحاد و میثاق شومی که این دو از سال ها پیش، وقتی برای حذف یاران و هم رزمان انقلابی خود هم قسم بودند، با خبرهستند خاصه از بندوبستی که، پس از مرگ رهبرانقلاب بر سر تقسیم قدرت بین این دو منعقد گردید، که عاقبت یکی خرقه فقاهت به تن می کند و در هیبت خدایی بر تخت رهبری می نشیند و دیگری در توهم امیرکبیری دیگر بودن در جبه ی دانایی فرو می رود و همواره حد وسط و نقطه ی اعتدال، از &#8220;افراط و تفریط&#8221; نظام می شود، غافل که این حکایت پایان دیگری دارد و عاقبت روزی قرعه فال بنام حسنک وزیر نیز خواهد خورد .</p>
<p style="color: #333333; font-family: arial, tahoma; font-size: 16px; line-height: 25px;">نیکولو ماکیاولی در کتاب &#8221; شهریار&#8221; می نویسد &#8220;هر که اسباب قدرتمندی دیگری را فراهم کند اسباب نابودی خود را فراهم کرده است. زیرا فراهم کردن اسباب قدرتمندی یا با زرنگی حاصل می شود و یا با زور. و این هر دو مایه بدگمانی کسی است که به قدرت رسیده است&#8221;و این حقیقت از منظر تاریخ این کهنه دیار، مصداق های فراوان دارد ، نمونه هایی چون تیمورتاش، فرمانفرما، سردار اسعد بختیاری وعلی اکبرخان داور وزیر دادگستری دوران رضاشاه که همگی در تثبیت قدرت شاه قزاق نقش مهمی داشتند اما با این همه به حکم همان قزاق به فجیع ترین شکل ممکن نیز کشته شدند و یا نمونه قدیمی تر درعصر غزنویان است که قتل حسنک وزیراست که او هم در شرایط مشابه قرار داشت.</p>
<p style="color: #333333; font-family: arial, tahoma; font-size: 16px; line-height: 25px;">و عجبا که هاشمی با همه درایت خود و با وجود تحقیق و نگاشتن از فخر تاریخ ایران، امیرکبیر، خود مرتکب همان اشتباهی می شود که بزرگ مردی دانا چون امیرکبیر با حمایت از پادشاهی ستمگر مرتکب می شود و عاقبت رگ در حمام می زند؛ اما می گویند وقتی این رجل بادرایت به حکم شاه به تبعید می رفت در راه به صاحب منصبی که مامور انتقال او به کاشان بود گفت &#8220;من در اشتباه بودم که خیال می کردم مملکت وزیر عاقل می خواهد، خیر، مملکت پادشاه عاقل می خواهد.&#8221;</p>
<p>بس حوادث چشم ما بیند که نو پنداردش<br />
لیک چشم پیر دنیا دیده آن را بار ها</p>
<p style="color: #333333; font-family: arial, tahoma; font-size: 16px; line-height: 25px;">این مطلب در <a href=" http://news.gooya.com/politics/archives/2012/01/134829.php"><strong>گویا</strong> </a>منتشر شد</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://bijan-safsari.com/1390/11/%d9%87%d8%a7%d8%b4%d9%85%db%8c-%d8%b1%d9%81%d8%b3%d9%86%d8%ac%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a2%d8%ae%d8%b1%d9%8a%d9%86-%d8%ad%d8%b0%d9%81/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ایرج گرگین ، خاطره همیشه جاویدان</title>
		<link>http://bijan-safsari.com/1390/10/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%ac-%da%af%d8%b1%da%af%db%8c%d9%86-%d8%8c-%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d9%87-%d9%87%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d8%ac%d8%a7%d9%88%db%8c%d8%af%d8%a7%d9%86/</link>
		<comments>http://bijan-safsari.com/1390/10/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%ac-%da%af%d8%b1%da%af%db%8c%d9%86-%d8%8c-%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d9%87-%d9%87%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d8%ac%d8%a7%d9%88%db%8c%d8%af%d8%a7%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 14 Jan 2012 15:48:07 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بیژن صف سری</dc:creator>
				<category><![CDATA[دل نوشته ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bijan-safsari.com/?p=2578</guid>
		<description><![CDATA[
آدمی با خاطرات زنده است ، حال چه خوب باشد چه بد ، مهم تاثیر وقوع یک حادثه و یا یک اتفاق در ذهن آدمی است که منجر به خاطره می شود وممکن است ، سال ها و شاید هم در تمام طول عمر باقی بماند
بی شک این تجربه  در همه  وجود دارد که گاه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p align="right"><img class="alignnone" src="http://www.pic.iran-forum.ir/images/yu9574snuz54u8qhq2x.jpg" alt="" width="198" height="279" /></p>
<p align="right">آدمی با خاطرات زنده است ، حال چه خوب باشد چه بد ، مهم تاثیر وقوع یک حادثه و یا یک اتفاق در ذهن آدمی است که منجر به خاطره می شود وممکن است ، سال ها و شاید هم در تمام طول عمر باقی بماند<br />
بی شک این تجربه  در همه  وجود دارد که گاه با شنیدن یک  صدا و یا یک  ترانه و یا حتی یک  تصویر، نا خود آگاه به گذشته ای رجعت  کنیم که  خاطره انگیز است<br />
امروز در خبر ها آمده  بود که یکی دیگر از پیشکسوتان  قبیله  رسانه، اما نه در وطن ، که در غربت چشم از جهان فرو بست و رفت ،  خبر در گذشت ایرج گرگین ، با اینکه  هرگز او را ندیده بودم اما  چنگی بود بر دل غربت نشیناتی  چون  من که  ناگهان  درچشم بر هم زدنی حس گمشده ای را یافتم ، که بی نشانه ماند وبی  بلد راه .<br />
<span id="more-2578"></span> در عالم طریقت مثالی رایج است که می گویند هر چیزی را ذکاتی است ، و ذ کات عشق جان باختن  است  انچنانکه    ایرج گرگین به شهادت دوستان و یازانش عاشق حرفه خود بود و  نشانه  ای  بود از، درست اندیشیدن ودرست گام برداشتن دراین راه  که عاقبت بر سرش جان باخت.<br />
می گویند زنده یاد سعید نفیسی  هر وقت یکی از خیل یاران چشم از جهان فرو می بست به  کنایه از جمله مشهور  بیهقی  می گفت &#8221; می خواهم  قلم را در مرگ او بگرایانم &#8221; ، چرا که این رسم و سنتی است که همواره در قبیله قلم بوده و هست  ومی ماند وامروز بر همین باوراست که باید از تازه در گذشته ی این قبیله  ایرج گرگین نوشت ، اگر چه  برخی آن را &#8221; در گذ شتنامه &#8221; نویسی بدانند  وبراین رسم بتازند و از قول این  بزرگ مرد ، ارزو کنند که  ایکاش مرد نجیبی چون  زنده یاد ایرج گرگین حکم می داد که کسی از همکاران حق ندارد در باره او درگذشتنامه بنویسد، غافل که چنین حکمی هرگز ازمردان نجیب و پای بند به سنت  ارج نهادن به پیشکسوتان و نامداران بر نیاید آنچنانکه  ایرج گرگین  در طول سال ها فعالیت  حرفه ای خود همواره  ازبانیان و برنامه سازان زنده  نگداشتن یاد و خاطره نا مداران و پیشکسوتان بوده است<br />
دلم بگرفت از بی همدلی ها رو به کوه آرم<br />
مگر آنجا زنم ،پیوند فریادی به فریادی</p>
<p>زنده یاد ایرج گرگین اگرچه او راهرگز ندیده ام اما هم قوم من است و به حکم قرابت هم قبیله بودن ، سزاور است  قلم ها در سوگ او گریاند چرا که او خاطر ساز دو نسل این کهنه دیار است و هنوز آنانکه  موی در اسیاب عمر سپیده کرده اند ، صدای مخملینش را چون خاطره ای خوش بیاد دارند طرفه آنکه او از معدود پیشکسوتان رسانه  ای است  که در زمان حیات  خود نیزشاهد ارج نهادن ملتی  برتلاشی که در اطلاع رسانی داشت،  بود  ، مگرنه این است که هرگاه  سخن از رسانه ملی ( رادیو  تلویزیون) به میان می آید و در مقایسه امروز آن با آنچه  از گذشته  بیاد مانده است، نا خود آگاه نام بزرگان این حرفه چون ایرج گرگین بر زبان ها جاری می گردد ؟و به مثابه یک خاطره  خوش  از آن یاد می شود ؟ و امروز اگرچه در وطن ازرسانه ملی ، حتی خبر مرگ یک همکار سابق را منتشر نمی کنند ، تا مبادا خاطره سال های فراوانی و شکوه  و ایضا مفهوم واقعی رسانه ملی تازه گردد ، اما نسل امروز نیز در فضای مجازی چنان با پخش خبر در گذشت این بزرگ مرد رسانه ی شنیداری کشورمان ، کمرهمت می بندند  که همکاران سابق او در صدا و سیمای جمهوری اسلامی با شرمندگی به تکاپو افتاده و در صدد جبران بر می ایند تا در لابلای دورغ رسانی های خود ، خبرتاثربرانگیز اما راست و جقیقی از مرگ  یک خاطره سازرا به  گوش مردمی که  نام ایرج گرگین را مترادف با  رسانه ملی بیاد دارند، برسانند.<br />
اری باید از ایرج گرگین و همه خاطره سازان ، چه در زمان حیاتشان  و چه  وقتی که رخت از این جهان  می بندند ،نوشت و گفت  باید  برای از دست دادن  چنین سربازان بی جیر و مواجب ملت  ،قلم ها را گریاند و درگذشتنامه  &#8221; نوشت تا آنانکه  گمان دارند با زور و سرنیزه  می توانند گذشته  خاطره انگیز ملتی را به محاق فراموشی کشاند در یابند :<br />
همه چیز فانی است  ، جاه و مقام رفتنی است  ، جاری آب و باد وخاک است ، آ نچه می ماند،مهراست ومهربانی،آنچه شکوه می افزاید،عشق است وعشق ورزی و آنچه تاریخ می سازد،یاد است وخاطره و ایرج گرگین خاطره ای است همیشه بیاد ماندنی.</p>
<p>این مطلب در<strong> <a href=" http://news.gooya.com/politics/archives/2012/01/134465.php">گویا </a></strong>منتشر شد</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://bijan-safsari.com/1390/10/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%ac-%da%af%d8%b1%da%af%db%8c%d9%86-%d8%8c-%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d9%87-%d9%87%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d8%ac%d8%a7%d9%88%db%8c%d8%af%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نامه هایی برای خدا !</title>
		<link>http://bijan-safsari.com/1390/10/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d8%af%d8%a7/</link>
		<comments>http://bijan-safsari.com/1390/10/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d8%af%d8%a7/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 12 Jan 2012 00:24:59 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بیژن صف سری</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاست]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bijan-safsari.com/?p=2575</guid>
		<description><![CDATA[می گویند نامه ای خطاب به خدا در موزه ی گلستان تهران وجود دارد که طلبه ای از سر فقر و تنگدستی برای خالق هستی نوشته که ماجرای آن چنین است که در زمان ناصرالدین شاه طلبه ای فقیر به نام نظرعلی طالقانی در مدرسه مروی تهران حضور داشت که ازشدت فقراز با قیمانده غذای [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: 'times new roman', times, serif; text-align: right; padding: 0px;">می گویند نامه ای خطاب به خدا در موزه ی گلستان تهران وجود دارد که طلبه ای از سر فقر و تنگدستی برای خالق هستی نوشته که ماجرای آن چنین است که در زمان ناصرالدین شاه طلبه ای فقیر به نام نظرعلی طالقانی در مدرسه مروی تهران حضور داشت که ازشدت فقراز با قیمانده غذای دیگرطلبه ها ارتزاق می کرد، و عاقبت روزی از سراستیصال نامه ای با این مضمون برای خدا نوشت:<br style="padding: 0px; margin: 0px;" />بسم الله الرحمان رحیم <br style="padding: 0px; margin: 0px;" />خدمت جناب خدا / سلام علیکم / اینجانب بنده شما هستم وازآنجائیکه شما درقران فرمودید &#8220;هیچ موجود زنده ای نیست الا اینکه روزی اوبرعهد من است&#8221; من جنبند ه ای هستم ازجنبندگان شما روی زمین، و در جای دیگر از قرآن فرموده اید &#8220;مسلما خدا خلف وعده نمی کند&#8221; بنابراین اینجانب به چیز های زیر احتیاج دارم، همسری زیبا و متدین / خانه ای وسیع / یک خادم /یک کالسکه وسورچی /یک باغ و مقداری پول نقد برای تجارت / والسلام / لطفا بعد از هماهنگی به من اطلاع دهید / مدرسه مروی / حجره شماره ی ۱۶ / نظر علی طالقانی. <br style="padding: 0px; margin: 0px;" />نظرعلی بعد از نوشتن نامه با این اعتقاد که مسجد خانه خداست، نامه را به مسجد امام در بازار تهران (مسجد شاه آن زمان) می برد و در جرز دیواری پنهان می کند به این امید که خدا نامه را می یابد. از قضای روزگار فردای آن روز، گذر شاه صاحبقران به همراه درباریان به مسجد می افتد ناگهان به اذن خدا بادتندی می وزد ونامه ی نظرعلی راجلوی پای ناصرالدین شاه می اندازد و اوبر می دارد و می خواند و بعد از بازگشت به دربار دستور می دهد نظرعلی را به کاخ بیاورند. وقتی آن طلبه فقیر ساده دل را به دربار می اورند، شاه به او می گوید نامه ای که برای خدا نوشته بودی، ایشان به ما حواله فرمودند. پس ما هم باید انجامش دهیم و دستور می دهد همه ی خواسته های نظرعلی، یک به یک اجراء شود!<br />
<span id="more-2575"></span></p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: 'times new roman', times, serif; text-align: right; padding: 0px;">الغرض اگرمقاله سردارعلایی، فرمانده سابق نیروی دریایی سپاه پاسداران را که به بهانه سالگرد تظاهرات ۱۹ دی ماه سال ۵۶، در روزنامه اطلاعات منتشرشد و درآن پرسش‌هایی از زبان شاه سابق ایران مطرح می گردد، که همه آن را منطبق با وضعیت امروز و کنایه به شخص رهبری می خوانند، از زمره نامه های هدفمند در نهضت نامه نگاری که اخیرا باب شده، بدانیم وبا عنایت به نشانه هائی که امروزازاضمحلال نظام ولایی وجود دا رد، حکما باید تصور کرد، گویی همه نامه ها ئی که تا کنون خطاب به اقای خامنه ای نوشته شده، یک نسخه از آن نامه ها برای خداهم ارسال شده ا ست که با اجابت از سوی ایزد یکتا هرروز برضعف و ناتونی رژیم افزوده می گردد، چه باک که از خوش خیالی تصور کنیم آنچنانکه باد نامه &#8220;نظرعلی&#8221; طلبه را به زیر پای شاه می اندازد تا بخواند و اجابت کند، این نا مه ها که به مثابه آه مظلومان به تقصیر است، شاید عرش خدا را به لرزه در آورده که نشانه هایی از سقوط نظا م می بینیم!<br />
<span style="line-height: 1.5em;">الغرض این روز ها باهمه فشار هایی که مردم ایران چه به لحاظ سیاسی و یا اقتصادی تحمل می کنند و نابسامانی هائی که دراداره امور جاری کشور وجود دارد اما خبر های خوب هم شنیده میشود؛ خبر هایی که نشان از سقوط نظامی را دارد که درست در سی وسه سال پیش ازاین برای سامان دادن به وضعیتی مشابه امروز، از پی خروش ملت استقراریافت تا با حکومت برامده ازدین به مدینه فاضله ای که امروز بدان گرفتاریم، دست یابیم.  می گویند استاد باستانی پاریزی که از قضا در هفته گذشته روز نامه شرق با انتشار یاد نامه ای از این مورخ معاصر کشورمان، تجلیل شایسته و به موقعی انجام داد، همواره از روش تالیف کتاب‌های درسی تاریخ که به علل و نتایج رویداد ها توجه نداشته اند انتقاد کرده و می گفت صرفا شرح وقایع کافی نیست، بلکه باید علل و نتایج رویداد ها منعکس شود تا درسی باشد بر ای آیندگا ن که اشتباهات تکرار نگردد و برای درک بهتر این انتقاد، ماجرای شکست هیتلر در حمله به روسیه را مثال می زد که اگر هیتلر شرح شکست ناپلئون از لشکرکشی غیرضروری به روسیه و از دست دادن آن ارتش عظیم فرانسه را به دقت خوانده بود اشتباه او را تکرار نمی‌کرد و در تابستان سال ۱۹۴۱ به روسیه حمله نمی‌برد و از میان نمی‌رفت. امابه نظر نگارنده این گفته با همه درستی و حقیقتی که در آن نهفته است، دست کم در مورد زما مداران امروز ایران خاصه شخص رهبری نظا م حاکم بر کشورمان صدق نمی کند، چرا که اقای خامنه ای و قریب به اتفاق یارانشان که هرکدام در نا بسا مانی های امروز وطنمان نقش بسزایی دارند، نه تنها درسقوط نظام پیشین دخیل بودند، بلکه علل فرو پاشی آن را هم به عین دیده و بخوبی بر آ ن واقف هستند، اما با این همه چرا این حاکمان خود با قرار گرفتن برمسند قدرت، همان اشتبا هات را که به مراتب بیشتر از دولتمردان وشخص اول نظام پیشین است، مرتکب می شوند، پرسشی است که باید درآن تعمق کرد و دانست براستی چرا &#8220;آقا&#8221;، چنین بی تردیدگام بر جای پای دیکتاتوران هم سلف خود می گذارد. آیا ازعلل آن فروپاشی نظام گذشته بی خبر است؟ و یا با گذشت فقط سی سه سال همه چیز را به فراموشی سپرده است که حتی میزان احتمال تفاوت عملکرد این دو حکومت در حد صفر رسیده است؟ و در پاسخ باید گفت، حضرت &#8220;آقا&#8221; که دیگرامروز میل خدایی دارد، چیزی نیست جز برآیند ابزارهای ستمی که در اختیار اوست و اکنون که این چنین سرمست می تازد، همه از نبود ابزارهای قانونی و عملی، کنترل ظالم در این کهنه دیا راست، که خود زمانی این قبا را بر تن او کردیم، اگر چه عنقریب چون همه جبارا ن تاریخ از ازل تا به امروز، این &#8220;خدا&#8221; هم، خود نیز قربانی توانایی‌ها و انباشت قدرتی می گردد که در اختیار دارد اما نه به معجزه نامه نوشتن که قیام بندگان خدا را می طلبد تا ابزارهای ستم ‌پرور در دست فرعونیان زمان پس گرفته شود و بشکنند.</span></p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: 'times new roman', times, serif; text-align: right; padding: 0px;">
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; font-size: 12px; line-height: 1.5em; font-family: 'times new roman', times, serif; text-align: right; padding: 0px;"><span style="line-height: 1.5em;">این مطلب در<a href="http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2012/january/11/article/-ab92ab8a7b.html"> <strong>روز آنلاین</strong></a> منتشر شد</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://bijan-safsari.com/1390/10/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d8%af%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آقای اوباما فقط جهت یادآوری: این بیشه غضنفر دارد</title>
		<link>http://bijan-safsari.com/1390/10/%d8%a2%d9%82%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%88%d8%a8%d8%a7%d9%85%d8%a7-%d9%81%d9%82%d8%b7-%d8%ac%d9%87%d8%aa-%db%8c%d8%a7%d8%af%d8%a2%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%a8%db%8c%d8%b4%d9%87-%d8%ba%d8%b6/</link>
		<comments>http://bijan-safsari.com/1390/10/%d8%a2%d9%82%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%88%d8%a8%d8%a7%d9%85%d8%a7-%d9%81%d9%82%d8%b7-%d8%ac%d9%87%d8%aa-%db%8c%d8%a7%d8%af%d8%a2%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%a8%db%8c%d8%b4%d9%87-%d8%ba%d8%b6/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 07 Jan 2012 16:21:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بیژن صف سری</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاست]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bijan-safsari.com/?p=2570</guid>
		<description><![CDATA[حال که نهضت نامه نگاری رواج یافته و روش منسوخ و از یاد رفته عریضه نویسی بار دیگر در فرهنگ سیاسی ما ایرانیان احیا گردیده واززمره روش های مبارزه با ظلم درامده است ، صاحب این قلم نیز با پیوستن به این نهضت ، وجیزه ذیل را اما نه به رهبر جمهوری اسلامی که دیگربر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="color: #333333; font-family: arial, tahoma; font-size: 16px; line-height: 25px;">حال که نهضت نامه نگاری رواج یافته و روش منسوخ و از یاد رفته عریضه نویسی بار دیگر در فرهنگ سیاسی ما ایرانیان احیا گردیده واززمره روش های مبارزه با ظلم درامده است ، صاحب این قلم نیز با پیوستن به این نهضت ، وجیزه ذیل را اما نه به رهبر جمهوری اسلامی که دیگربر او حجت تمام گشته و حرف نگفته ای باقی تمانده است و هرانچه از قبه نظام ولایی وجود داشت فرو ریخته و تابوی وحشت ازدیکتاتور شکسته است ، بلکه با توجه به تحولات ناشی از تصمیم گیری ها اخیر اقای اوباما نسبت به جمهوری اسلامی ، خطاب به رئیس جمهور امریکا نوشته شده است با این امید که در بلاد آزادیخواهان امکان تحقق هر آرزوی منبطق با اصول دمکراسی محال نیست و وقوع ان سهل است ، همچون ماجرای نامه دعوت به صرف چای عصرانه از ملکه نروژ توسط دخترایرانی هم وطنم که از قضا خواسته اش از سوی ملکه نروژ اجابت گردید ، شاید این نامه هم دست کم برای رئیس جمهور آمریکا خوانده شود<br />
<span id="more-2570"></span></p>
<p style="color: #333333; font-family: arial, tahoma; font-size: 16px; line-height: 25px;"><strong>جناب اقای اوباما رئیس جمهورمحترم امریکا</strong></p>
<p style="color: #333333; font-family: arial, tahoma; font-size: 16px; line-height: 25px;">این روز ها همه بخوبی دریافتند که رقابت های انتخابات ریاست جمهوری در کشور شما، به نوعی تحت تاثیر موضوع ایران قرار دارد تا بدانجا که می توان به صراحت میزان و ملاک سرنوشت ساز درانتخابات پیش روی را موضوعیت ایران دانست ، و از همین رو با توجه به شکست دکترین جنابعالی ، مبنی بر مذاکره مستقیم با جمهوری اسلامی ، حزب مطلوب شما یعنی حزب دمکرات از هم اکنون نیز برای جذب ارای افکارعمومی در انتخابات اینده ، تن به مواضعی رادیکالیز داده تا از قافله رقیبان (جمهوری خواهان ) خودعقب نماند ،و در صحت این ادعا ، می توان بر تازه ترین مواضع اخیر شما در ارتباط با معضل جمهوری اسلامی اشاره کرد ، که از قضا اگر چه دیر اما لازم و اثر گذار بوده خاصه در ارتباط با تحریم بانک مرکزی جمهوری اسلامی، اما با این همه ادامه و پیروی از چنین سیاستی ، منتهی به جنگی می گرددکه بی شک مطلوب و مورد خواسته ی زمامداران جمهوری اسلامی است و نه ملت ایران.<br />
آقای اوباما ، آنچه مسلم است شرایط نظام حاکم برایران بسیار وخیم تر از ان است که حتا امروزه برخی از مسئولین رژیم جمهوری اسلامی لاجرم مجبوربه اعتراف آن گردیدند چرا که اکنون با دو تحریم جدید اعلام شده از سوی جامعه جهانی و جنابعالی ، وضعیت رژیم حاکم بر کشورایران نه فقط به لحاظ سیاسی که به لحاظ اقتصادی به گونه ای است که نه احتیاج به حمله شما و دیگر متحدانتان هست و نه دیگراحتیاج به سینه دری های ما جماعت به اصطلاح اپوزسیون خارج از کشور ، بلکه ملت ایران به مرحله پایان دادن به ظلم پذیری خود رسیده آن هم به چند نشانه که در ذیل به اختصار تقدیم شما ورقیبان جنگ طلب حزب مطلوبتان می گردد .</p>
<p style="color: #333333; font-family: arial, tahoma; font-size: 16px; line-height: 25px;"><span style="font-family: arial, tahoma;"><strong>اقای رئیس جمهور </strong><br />
ضرب المثلی در فرهنگ سیاسی ما ایرانیان و شاید هم مردم عرب رواج دارد که می گویند &#8221; </span><span style="color: #ff0000;"><strong>عرب را سیر وعجم (ایرانی ) را باید گرسنه نگهداشت تا به آنها حکومت کرد</strong></span><span style="font-family: arial, tahoma;">&#8221; که از چرخش روز گار در تحولات اخیر منطقه معروف به بهار عرب ، درست بودن قسمتی از این ضرب المثل که مربوط به مردم عرب بوده محرز گردید ، به عبارت بهتر ،آن سبزی فروشی که در تونس خود را به آتش کشید و &#8221; بن علی &#8221; را فراری داد بر درست بودن بخشی از شالوده روان شناختی این ضرب المثل کمک کرد تا تصمیم سازان جهان چون جنابعالی که اگر دکترین تعاملات خود با کشور های عرب منطقه را بر مبنای چنین باورها یی ترسیم کرده باشید باید بر خود ببالید چرا که جرقه تحولات منجر به بهار عرب از وزش طوفان بحران های مالی ایجاد گردید که چند وقتی است گریبان شما غربیان را گرفته والحق هم که تا کنون بخوبی با آن مقابله کرده اید، اما بادیه نشینان متمدن تحمل نسیم بحران جهانی را نداشته طرفه آنکه به حکم یک ضرب المثل معروف دیگر در فرهنگ ما ایرانیان ، ارباب اگر عطسه کند نوکر ذات الریه می کند و شاید هم بمیرد ، بن علی های منطقه یکی پس از دیگری سقوط و دیکتاتورانی چون بشار اسد هم ناگزیرمحکوم به فنا هستند ، از این رو به ظاهر، فرضیه ، عرب طاقت گرسنگی را ندارد ، درست به نظر می اید اگر چه استانداردهای اقتصاد جهانی ، بسیار بالاتر از دلالی خلایقی است که در توهم رسیدن به رشد اقتصادی بسر می برند . این دلالان در اقتصاد جهانی جایی ندارند . خانه اینها از پای بست ویران است آنچنانکه امروز کشور هایی چون امارات به دلیل همین رکود اقتصادی ، بهشت ارواح شده و دیگرکعبه آمال تجار نیست</span></p>
<p style="color: #333333; font-family: arial, tahoma; font-size: 16px; line-height: 25px;">اما قسمت دوم از آن ضرب المثل رایج که مربوط به عجم ( البته بقول عرب ها ) یعنی ما ایرانیان است ، مغایر با واقعیتی است که به اشتباه مصطلع گردیده وتنها دلیل آن هم وقوع انقلاب ۵۷ است چراکه در مقایسه با وضعیت امروز مردم ایران ، آن اتفاق از سر سیری و با وجود رفاه نسبی مردم ایران رخ می دهد و منجر به تغیر وضعیتی می شود که امروز باز گشت به آن دوران برای بسیاری از هم وطنانم ، همچون آرزویی محال را می ماند وگاه و بی گاه در حسرتش آه می کشند ، بی انکه حتی تصور بر قراری دوباره نظام پادشاهی را داشته باشند .<br />
الغرض ایرانیان هم ، طاقت گرسنگی را ندارند اما صبرشان از همتایان عرب بیشتر است.و چنین صبری ریشه در تاریخ دیرینه ما دارد که همیشه در انتظاربودیم ،وفرهنگ انتظار در قاموس فرهنگی ما معنایی عمیق و مقدس دارد ، با این همهه درد گرسنگی هم کشیده ایم و چون اعراب با آن چندان بیگانه نیستیم ،می گویند در جنگ جهانی اول نیمی از جمعیت ایران بر اثر گرسنگی و قحطی از بین رفت و جالب اینجاست که برخی از مورخان ما هنوز با خوشحالی از عدم دخا لت ایران در این جنگ می نویسند.اما امروز دیگرنه طاقتی مانده و نه خواهان جنگ جهانی دیگری هستیم خاصه اگرچنین جنگی به دلیل سکوت وظلم پذیری ما ، باعث بر انگیختن حس بشر دوستانه ممالکی گردد تا به این بهانه آتش جنگی شعله ور گردد که نه تنها گریبان ملت ایران راسخت می گیرد که جهانی نیز در ان خواهد سوخت<strong><br />
آقای اوباما<br />
</strong>حتما با خبر هستید که امروز در ایران، زندان های رژیم جمهوری اسلامی ، مملو از آزاد مردان و زنان وطن پرستی است که از سلول های مخوف نظام ولایی، علارغم اعمال همه نوع شکنجه های منسوخ شده در جهان متمدن ، حتی با آزار و اذیت هایی که در بیرون از زندان بر خانواده های آنها روا داشته می شود ، لحظه ای از پایمردی و استواری در راه رسیدن به ازادی وطن ، غافل نیستند و با مرگ ویا با در خطر انداختن جان خود ، با افشاگری ها ی نفس گیر، ماهیت رژیم حاکم را آشکار ساخته واز این رو اکنون کمتر ایرانی پیدا خواهید کرد که ازظلم و غارت زمامداران جمهوری اسلامی با خبر نباشد و همگان بر مصیبتی که بدان گرفتار آمدیم با خبر هستیم ، اما با این همه باور کنید حتی همه جان بر کفان ظلم ستیزی که امروز در اسارات دژخیمان رژیم هستند ، از روز نامه نگار تا مادری که به گناه داد خواهی از فرزند بی گناه خود بازداشت می شود ، از دانشجو و استاد دانشگاه و حتی زنان و مردان حقوق دان مدافع حق ، که به جرم دفاع از مظلوم،در پشت حصار های بلند تنهایی سلول های مخوف حکومت، محروم از دیدن کودکان خود هستند و حتی آن پیرمرد رفتگری که به دلیل حضور دراعتراضات مردمی بر علیه رژیم سفاک ، سیلی از دژخیم می خورد ، همه و همه در بزنگاه حمله بیگانگان به مام وطن ، چون روح مشترک درهزاران کالبد بیگانه ستیز، در یک صف به مقابله بر می خیزند ، و این مهمترین و دقیقترین نکته ازشناخت روحیه ایرانیان است که حاکمان امروز کشورم ، به درستی به آن پی بردند وبا علم به چنین واقعیت اجتناب ناپذیری است که سخت در تکاپوی تحمیل جنگی دیگر برملت ایران هستند تا سقوط عنقزیب خویش را این چنین به تعویق اندازند.</p>
<p style="color: #333333; font-family: arial, tahoma; font-size: 16px; line-height: 25px;"><strong>اقای اوباما</strong></p>
<p style="color: #333333; font-family: arial, tahoma; font-size: 16px; line-height: 25px;">اگر امروز کشورباستانی ایران با همه سوابق تمدن وداشتن رهبرانی تاریخ ساز چون داریوش و کوروش بزرگ همچون جنگلی بی قانون توسط گروهی دین فروش اداره می شود ودر چنگال دیو صفتان دوست نما یی که در کسوت خدایی ظلم می کنند ، اسیر بوده و جان و مال و ثروت ملی آنها توسط این چپاولگران دستخوش غارت قرار می گیرد ، به گواهی برگ برگ تاریخ سرزمینم ، چنین نخواهد ماند ، چه بسیار ستمگرانی بودند که امروزبه همت هم وطنانم سرنگون شده وامروز جز نامی ننگ از آنها باقی تمانده است اماسرزمین اهورایی ایران همچنان باقی است چرا که درهر بیشه آن شیری خفته است و غضنفری جان بر کف دارد.<br />
اقای رئیس جمهور سخن آخر اینکه همه ترس ما ایرانی های صلح جوی وطن پرست از روزی است که جنابعالی و همکارانتان عاقبت یا در اثر گفتمانهای احمقانه و ناشی از حماقت مقامات جمهوری اسلامی که به قصد تحریک نظامی برای ایجاد یک جنگ تمام عیار عنوان می شود و یا به دلیل فشار های ناشی ازرعایت مصالح حزبی خود ، وادار به اتخاذ تصمیمی گردید که در اینده ، همچون خاطره ای شوم بازهم بر روابط بین دو ملت ایران و امریکا تاثیرگذار گردد که امید هرگز مباد آن روز .</p>
<p style="color: #333333; font-family: arial, tahoma; font-size: 16px; line-height: 25px;"><span style="font-family: arial, tahoma;">این مطلب در</span><strong><span style="color: #ff0000;"><a href=" http://news.gooya.com/politics/archives/2012/01/134142.php"> <span style="color: #ff0000;">گویا</span></a> </span></strong><span style="font-family: arial, tahoma;">منتشر شد </span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://bijan-safsari.com/1390/10/%d8%a2%d9%82%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%88%d8%a8%d8%a7%d9%85%d8%a7-%d9%81%d9%82%d8%b7-%d8%ac%d9%87%d8%aa-%db%8c%d8%a7%d8%af%d8%a2%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%a8%db%8c%d8%b4%d9%87-%d8%ba%d8%b6/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نبی چا خان</title>
		<link>http://bijan-safsari.com/1390/10/2565/</link>
		<comments>http://bijan-safsari.com/1390/10/2565/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 05 Jan 2012 02:43:23 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بیژن صف سری</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاست]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bijan-safsari.com/?p=2565</guid>
		<description><![CDATA[
هنوزم بچه های دهه پنجاه محله شمال غرب تهران یعنی محله های سلسبیل و مرتضوی و جیحون نام نبی چاخان را بیاد دارند. گذشته از زندگی خصوصی اقا نبی که چندان هم بزرگوارانه نبود ولی فعالیت ورزشی او در زمین های خاکی مثال زدنی است، اهل فوتبال بود و فوتبال دوست و خودش هم گاهی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="font-size: 12px; font-family: 'Trebuchet MS', Verdana, Helvetica, Arial, sans-serif; line-height: normal; text-align: right; padding: 0px; margin: 0px;">
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; line-height: 1.5em; font-family: 'times new roman', times, serif; padding: 0px;">هنوزم بچه های دهه پنجاه محله شمال غرب تهران یعنی محله های سلسبیل و مرتضوی و جیحون نام نبی چاخان را بیاد دارند. گذشته از زندگی خصوصی اقا نبی که چندان هم بزرگوارانه نبود ولی فعالیت ورزشی او در زمین های خاکی مثال زدنی است، اهل فوتبال بود و فوتبال دوست و خودش هم گاهی پا به توب می شد و همیشه هم یک تیم محلی در استین داشت که خودش رهبری می کرد، از نظر شکل و شمایل هم لاغر بود و صورتی کشیده و تا حدی ابله رو.<br />
<span id="more-2565"></span></p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; line-height: 1.5em; font-family: 'times new roman', times, serif; padding: 0px;">این اقا نبی ما عجیب در رویا های خود غرق بود و از بس دروغ هایش را تکرار می کرد امر به خودش هم مشتبه شده بود؛ مثلا یک روز بچه های محل را دور خودش جمع می کرد و از ماجرای دعوت شدنش توسط پله تعریف می کرد و می گفت از بس پله اصرار کرد او مجبور شد نصفه شبی به فرودگاه مهر اباد برود تا با هواپیمای اختصاصی که پله برای او فرستاده بود به ریویا سائوپولو برود.از چاخان های دیگر اقا نبی این بود که می گفت یک روز در زمین خاکی از سر ناراحتی چنان به زیر توپ می زند که هر چه منتظر می ماند تا توپ به زمین برگردد فایده نمی کند لاجرم به خانه اش می رود؛اما فردا صبح که از کنار زمین خاکی فوتبال محله می گذشته ناگهان متوجه توپی می شود که گرومبی از اسمان به زمین می رسد آن هم در حالیکه نامه ای، یاداشت مانند روی توپ بوده؛ اقا نبی خم می شود نامه را از روی توپ بر می دارد و می بیند این متن نوشته شده: &#8220;آقا نبی این دفعه اگر آنقدر محکم بزنی زیر توپ که بساط مارا بهم بریزد دیگر توپ برگشت داده نمی شود، امضا خدا&#8230;&#8221;<br />
<span style="line-height: 1.5em;">حالا حکایت امروز زمامداران جمهوری اسلامی است که هر کدامشان در لاف زدن و دروغگویی دست اقا نبی ما را از پشت بسته اند.</span></p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; line-height: 1.5em; font-family: 'times new roman', times, serif; padding: 0px;">این روز ها بازار تهدید و شاخ و شانه کشیدن فرماند هان سپاه و ایضا دولتمردان نظام ولایی برای جامعه جهانی داغ است خاصه که پس از تحریم نفت و بانک مرکزی چنان آشفتگی در سیاست و اقتصاد کشور ایجاد گردیده که هیچ یک از متفکران ولایتمدار نظام اسلامی قادر به حل آن نیستند مگر با توسل به حربه جنگ افروزی. به همین منظور برای تحریک جهانیان برای حمله به دروغ ها و لاف زنی هایی متوسل می شوند که اگر چه از این جماعت به دور از انتظار نیست اما با این همه تعجب بر انگیز است مانند ادعای بستن تنگه هرمزکه آخرین لاف و دروغی بود که همچون تیری بی هدف از سوی ولایتمداران شلیک شد که نه تنها باعث مضحکه سران حکومت ایران در نزد جامعه جهانی گردید بلکه علیرغم انجام مانور نظامی و بستن شش ساعته تنگه هرمز، این واقعیت از توان نظامی جمهوری اسلامی از سوی تحلیلگران نظامی جهان آشکارگردید که توان نظامی رژیم اسلامی به لحاظ داشتن تسلیحات از رده خارج شده ساخت روسیه، حتی به اندازه قدرت نظامی کشور کوچکی چون قطر که به سلاح های مدرن تری مجهز است نیست؛ و این واقعیتی است که از فرماندهان عالی رتبه سپاه تا شخص رهبری بدان آگاهند خاصه که هنوز ماجرای سال ۱۹۸۸ و عملیات نیرو های آمریکای در خلیج فارس تحت نام &#8220;آخوندک&#8221; از یاد نرفته ؛در ان عملیات نظامی امریکا تنها ظرف ۴ ساعت پس از مین گذاری جمهوری اسلامی در تنگه هرمز نه تنها این ابراه را از وجود مین ها پاک کرد بلکه، تأسیسات بندری و سکوهای نفتی ایران و ناو سهند از میان رفت و ده ها نفر از سرنشینان آن به قتل رسیدند. حال با چنین سابقه ای ادعای فرمانده نیروی دریایی در بستن تنگه هرمز که ابراهی بین المللی است و روزانه ۴۰ درصد نفت جهان و ۲۹ درصد گاز (مایع) صادراتی جهان ازاین مسیر به بازار های بین المللی ارسال میشود، چیزی بیشتر از لاف زنی های نبی چا خان نیست.<br />
<span style="line-height: 1.5em;">با شدت یافتن تحریم های جامعه جهانی و تاثیر گذاری آن بر اقتصاد کشور، زمامداران رژیم اسلامی با همه ادعا های واهی نسبت به بی اثر بودن تحریم ها سخت به تکاپو افتاده اند از جمله به رغم روئین تن دانستن خود از خشم جهانی، چنان مستاصل گشته که دیگر حتی جامعه جهانی به پیشنهاد و تقاضای دولتمردان ایران مبنی بر از سر گیری مذاکرات توجه ای نمی کند آنچنانکه اتحادیه اروپا، درخواست تعیین زمان و مکان از سرگیری مذاکرات هسته ای رژیم ولایی با کشور های غربی را رد می کند.<br />
</span><span style="line-height: 1.5em;">بی شک آنچه امروز نظام در حال سقوط جمهوری اسلامی را جان دوباره می بخشد نه انتخابات نمایشی پیش رو است و نه حتی کنترل رشد فقر و گرانی و یا حتی پائین آوردن قیمت های سر به فلک کشیده ارز و سکه طلا، بلکه جنگ تنها عامل بقای نظام حاکم است که به هر وسیله ای خواهان رسیدن به این ارزوی دست نیافتنی اند.این حقیقتی است که از راس نظام تا جیره خواران آن با همه ریا کاری ها وحق به جانب جلوه دادن ها ی خود در نزد ملت ایران، ناکام مانده اند؛ خاصه که با ریزش متحدان دیروز و دشمنان امروز خود منزوی تر می گردند. نگاه کنید به بیانیه ای که از سوی مقتدا صدر حامی دیروز رژیم ولایی منتشر گردید که در این بیانیه برای اولین بار این نمک خورده از خوان رژیم اسلامی به رغم آنکه خود متهم به پیروی از حکومت اسلامی ایران است و ماههای طولانی تحت حمایت رژیم در ایران پنهان بوده یکی دیگر از گروه های تندروی شیعه را به پیروی از حکومت ایران متهم می کند.این چنین است که جز جنگ راهی برای بقای نظامی که از روز نخست با دروغ بستن به خدا و آئینش و با تحمیل کردن فقر و تنگدستی بر ملت سر زمین اهورایی  به ظلم حکم راند غافل که:</span></p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; line-height: 1.5em; font-family: 'times new roman', times, serif; padding: 0px;">زین کاروان سرای بسی‌ کاروان گذشت</p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; line-height: 1.5em; font-family: 'times new roman', times, serif; padding: 0px;">ناچار کاروان شما نیز بگذرد</p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; line-height: 1.5em; font-family: 'times new roman', times, serif; padding: 0px;">بادی که در زمانه بسی‌ شمع‌ها بکشت</p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; line-height: 1.5em; font-family: 'times new roman', times, serif; padding: 0px;">هم بر چراغدان شما نیز بگذرد</p>
<p style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; line-height: 1.5em; font-family: 'times new roman', times, serif; padding: 0px;">این مطلب در<a href=" http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2012/january/05/article/-3b4529a5bd.html"><strong> روز آنلاین</strong></a> منتشر شد</p>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://bijan-safsari.com/1390/10/2565/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تفسیر خبر  در کانال وان/۱۲-۰۲-۰۱</title>
		<link>http://bijan-safsari.com/1390/10/%d8%aa%d9%81%d8%b3%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d8%a8%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%a7%d9%84-%d9%88%d8%a7%d9%8612-02-01/</link>
		<comments>http://bijan-safsari.com/1390/10/%d8%aa%d9%81%d8%b3%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d8%a8%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%a7%d9%84-%d9%88%d8%a7%d9%8612-02-01/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 05 Jan 2012 02:39:37 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بیژن صف سری</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاست]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bijan-safsari.com/?p=2563</guid>
		<description><![CDATA[
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><object classid="clsid:d27cdb6e-ae6d-11cf-96b8-444553540000" width="420" height="315" codebase="http://download.macromedia.com/pub/shockwave/cabs/flash/swflash.cab#version=6,0,40,0"><param name="allowFullScreen" value="true" /><param name="allowscriptaccess" value="always" /><param name="src" value="http://www.youtube.com/v/3TPXWUmvvKA?version=3&amp;hl=en_US" /><param name="allowfullscreen" value="true" /><embed type="application/x-shockwave-flash" width="420" height="315" src="http://www.youtube.com/v/3TPXWUmvvKA?version=3&amp;hl=en_US" allowscriptaccess="always" allowfullscreen="true"></embed></object></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://bijan-safsari.com/1390/10/%d8%aa%d9%81%d8%b3%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d8%a8%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%a7%d9%84-%d9%88%d8%a7%d9%8612-02-01/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پیغمبردزدان</title>
		<link>http://bijan-safsari.com/1390/10/%d9%be%db%8c%d8%ba%d9%85%d8%a8%d8%b1%d8%af%d8%b2%d8%af%d8%a7%d9%86/</link>
		<comments>http://bijan-safsari.com/1390/10/%d9%be%db%8c%d8%ba%d9%85%d8%a8%d8%b1%d8%af%d8%b2%d8%af%d8%a7%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 29 Dec 2011 00:34:17 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بیژن صف سری</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاست]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bijan-safsari.com/?p=2560</guid>
		<description><![CDATA[از اغاز استقرار نظام جمهوری اسلامی تا انتخابات دوره ی نهم  ریاست جمهوری در سال ۸۴ ، هر بار که در این بلاد اسلامی صندوق  های رای گذاشته شد ورای  مردم را طلبیدند ،  مردم چه با ترفند های انتخاباتی و چه بنا بر وظیفه ای که در خود احساس می کردند در پای صندوق [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p align="right">از اغاز استقرار نظام جمهوری اسلامی تا انتخابات دوره ی نهم  ریاست جمهوری در سال ۸۴ ، هر بار که در این بلاد اسلامی صندوق  های رای گذاشته شد ورای  مردم را طلبیدند ،  مردم چه با ترفند های انتخاباتی و چه بنا بر وظیفه ای که در خود احساس می کردند در پای صندوق های رای حاضر شدند که با شکوه ترین حضور مردم در چنین مشارکت های مدنی، در حماسه و انتخابات دوم خرداد سال ۷۶ بود که هنوز در یاد ها  باقی است اما  امروز با همه  تلاشی که رژیم برای برگزاری یک انتخابات به ظاهرآبرو مندانه را دارد ، آنچه از شواهد و قرائن پیداست  مردم به دلیل ماهیت  ضد مردمی رژیم و محرز شدن  فرمایشی بودن انتخابات ، دیگررغبتی برای حضوردر پای صندوق های رای را ندارند بعبارت بهتردیگرزمانه آن  بسر رسید که  ولایتمداران نظام اسلامی بتوانند با دوروغ  و فریب و عده های پوشالی  پای مردم را حتی به حوزه های رای گیری باز کنند چه رسد به اینکه  چون گذشته ازمشارکت مردم در انتخابات سوء استفاده شود و بعنوان سندی از مقبولیت نظام در بین مردم جان به لب رسیده از ظلم به رح جهانیان کشیده شود ،  که دیگر ارزویی دست نیافتنی است و از قضا همه سعی و تلاش ولایتمداران و شخص رهبری نظام  هم تحقق همین ارزوی محال  است اما از انجائیکه میدانند چنین امری در شرایط فعلی نظام غیر ممکن است ، طرفه آنکه از سه ماه  پیش از شروع  این معرکه ، بسیاری از چهر ه های سرشناش داخل و خارج از کشور و حتی اپوزسیون داخل نظام (اصلاح طلبان )  که همواره  نقش مهمی  در داغ کردن تنور انتخابات  داشته اند ، عدم حضوز خود در این انتخابات را اعلام  کرده اند<br />
<span id="more-2560"></span> برگذاری  بی رمقترین انتخابات  در طول عمر نظام جمهورس اسلامی نه تنها برای  ولا یتمداران و رهبری نظام  امری  غیر قابل تصورنیست  بلکه به دوراز ذهن  نبوده که از چند ماه پیش ازاین درتوجیح عدم حضور مردم  درانتخابات پیش رو ، زمینه سازی هایی انجام می گیرد از جمله  هشدار های مکرر مسئولان امنیتی و رهبری نظام  نسبت به  &#8221;خطرات  امنیتی برگزاری انتخابات &#8220;، که بخشی ازسناریوی توجیح عدم حضور مردم درانتخابات پیش رو است خاصه حیدر مصحلی وزیراطلاعات نظام نیز پیروهمین  سناریو مدام از احتمال درگیری و خطر، درایام برگزاری  انتخابات دم می زند و این در حالی است که اولار حال حاضر  قریب به اتفاق چهره های سرشناس اپوزیسیون داخل نظام ، در زندان بسر می برند و از طرفی اصلاح طلبان هم با اینکه  عدم حضور خود را در انتخابات  پیش رو اعلام کردند اما بنا بر گفته ایت الله موسوی خوئینی ها  پدر معنوی اصلاح طلبان  ، این  گروه  انتخابات  مجلس نهم را  تحریم نکرده بلکه فقط  لیست کاندیدای انتخاباتی نداد ه اند   (یعنی همان یکی به میخ و یکی به نعل زدن  که روش مرسومه اصلاح طلبان است)  بنا براین، این جماعت  هم که اهل بر هم زدن بساط حکومت نیست که اگر بود با پشتوانه  ۲۰ میلیون رای ، پیش از این  انجام داده بود ،لذا تنها عاملی که می تواند هشدار های مداوم وزیر اطلاعات و رهبری نظام را را معنا بخشد وجود گروه موسوم به &#8221; انحرافیون &#8221; ی است که سردسته  و مقتدایشان بعنوان رئیس جمهور منتخب رهبری، به ملت ایران تحمیل گردید اما در خال حاضر به دلیل مغضوب واقع  شدن از سوی رهبر، قصد ان دارد  تا با تصاحب  اکثریت  کرسی های مجلس اینده ، خواب آشفته ولی امر مسلمین جهان را اشفته تر سازد حاصه که انحرافیون درست به همان سبک و سیاق مورد علاقه رهبری ، برای تحقق  اهداف و وصول حواسته های خود عمل می کنند ، یعنی  متوسل شدن به زور تا نگوئید چگونه ؟ نگاه کنید به خبر  درگیری ( زد و خورد ) رئیس  سازمان هدفمند سازی  یارانه ها درمجلس که نمونه کوچک اما بارزی ازشباهت رفتاری این گروه با رفتار باورمندان و سینه چاکان رهبری است و شاید دلیل حمایت روز های اول حضرتش از رئیس جمهور منتخب  دیروزشان ، وجه اشتراک همین خصیصه مهم در زمامداری  بوده است   الله اعلم .<br />
و اما از جمله  تعابیری که طی ۲۲ سال رهبریت اقای خامنه ای به کرات درسخنرانی ها و خطابه های او،درارتباط با تشویق و یا تهیج انجام  امری شنیده شده است ، عبارات ملی میهنی و یا دینی مانند &#8220;آبروی ملی&#8221;، &#8220;وظیفه شرعی و الهی&#8221; ویا  عباراتی از این قبیل است که از قضای روز گار در قبل از انتخابات  دوره نهم ریاست جمهوری هم چنین عباراتی را برای تشویق مردم در انتخابات ، بر زبان اوردند که پس از آن تقلب تاریخی و دزدیدن اشکار، رای مردم که  بنا بر همان عبارات تهیج کننده  حتما &#8221; حکم  ابروی ملت&#8221; را داشته  ، مردم را به خشم  اورده  وبا آمدن  به خیابان ها ،حماسه هایی خلق می گردد که منشا خیری برای  شگل گیری جنبش امروز ملت  ایران می شود که ضمن اتحاد و همبستگی بین مردم ، انگیزه ای برای تعمق بیشتر درشناخت  ماهیت حکومت دینی می شود  طرفه آنکه  قبه پیشوای دین و رهبریتی  که در مقابله با داد خواهی ملت ، فرمان کشتار و تجاوز را می دهد ،برای همیشه  فرو می ریزد ومی شکند تا به آنجا که حتی امروز نهضت  نامه نگاری که  در واقع برای آگاهی بیشتر ملت از ظلم های  رهبری نظام رواج یافته  است  به نوعی نیر به زیر سوال بردن بی کفایتی های رهبری است که  مشروعیت خود را نه از مردم  بلکه همچون پیامبران از اسمان  می داند، پیامبری که بزرگترین اختلاس ها در طول تاریخ این کهنه دیارو چپاول از بیت المال مسلمین  زیر سایه  حمایت او از دزدان زیر دست خویش صورت گرفته است.<br />
حال با چنین اوصافی ازرهبرونظامی که به رغم از دست دادن مشروعیت خود در نزد اکثر احاد ملت ایران و در شرایطی که از نگاه  جامعه بین المللی بعنوان برهم زننده نظم جهانی مورد خشم  قرار دارد ودر تنگنا های سیاسی و اقتصادی گرفتار است  ، بار دیگر قصد برگزاری انتخاباتی را دارد که بخوبی از عدم اقبال عمومی نسبت  به  این معرکه  فرمایشی ، با خبر هستند   اما از انجائیکه  رهبری  نظام همچون کبکی که سربه زیر برف دارد ، دستور افراشتن خیمه این شعبده را  داده است  وگمان دارد باز هم می توان به قصد فریب ملت از عبارات تهیج کننده ای چون &#8221; آبروی ملی&#8221; &#8221; وظیفه شرعی&#8221;  و&#8230;&#8230;، برای تحت تاثیر قرار دادن  مردم برای حضور در این شعبده  استفاده کرد ضمن انکه در مقابل  این پرسش مطرح است که براستی با  افتضاحی که ازهم اکنون با عدم حضور احزاب و  چهر ه  های  شناخته شده  سیاسی درانتخابات پیش رو، آغاز گردیده  ونشانه ای دیگر ازعدم مشروعیت نظام ولایی است  ،  ابروی ملی  در مظان  اتهام و پرسش جهانیان قرار دارد ؟یا ابروی نظام و رهبری که  نان خدا می خورند و فرمان شیطان می برند و خلقی را بنام دین و کتاب خدا به ستم می کشند؟</p>
<p align="right">
<p align="right">
<p><a href=" http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2011/december/29/article/-a01e4b405f.html"></p>
<p align="right">
<p></a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://bijan-safsari.com/1390/10/%d9%be%db%8c%d8%ba%d9%85%d8%a8%d8%b1%d8%af%d8%b2%d8%af%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

